دی ۰۷, ۱۳۹۶ ۰۶:۴۸ Asia/Dushanbe

در برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آسان و روان آیات قرآن کریم پرداخته می شود. در این برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آیات قرآن کریم ، سوره فاطر آیه های 22 تا 26 پرداخته می شود .

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 22 و 23 از سوره فاطر گوش می‌سپاریم:

«وَمَا یَسْتَوِی الْأَحْیَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّـهَ یُسْمِعُ مَن یَشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ»، «إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِیرٌ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و هرگز مردگان و زندگان یکسان نیستند. خداوند هر که را بخواهد شنوا می کند، و تو کسانی را که در گورها هستند، شنوا نتوانی کرد»، «تو جز هشدار دهنده‌ای [بیش]  نیستی»                         

در ادامه آیات قبلی در برنامه پیشین، این آیات، کافران را به مردگان/ و مؤمنان را به زندگان تشبیه کرده و می ‌فرماید: دلهای کافران همچون مردگان است که نه می‌بینند و نه می‌شنوند. کفر، مانند حجابی دربرابر انسان، مانع می شود که او حقایق را ببیند و بشنود. درواقع کسانی پیام الهی را به گوش جان می‌شنوند که دلهایشان در پی شنیدن حق و پذیرش آن باشد. اما اگر دل آماده پذیرش حق نباشد، گوش هم آمادگی شنیدن آن را نخواهد داشت. درست مانند زمانی که شما مشغول مطالعه هستید و تلویزیون روشن است. اگر شما به برنامه های آن توجه نکنید، چیزی از سخنان گوینده را درک نمی‌کنید، با آنکه همه سخنان او به گوش شما خورده است. زیرا شما قصد شنیدن آنها را نداشته اید. کافران نیز، سخن حق به گوششان می‌خورد، اما چون قصد شنیدن و پذیرش ندارند، گویا اصلا سخن حق را نشنیده‌اند و متوجه نشده‌اند.

ادامه آیات خطاب به رسول خدا می‌فرماید: ماموریت تو هشدار و انذار است و کسی به این هشدارها توجه می کند که گوش شنوا داشته باشد، نه آنکه همچون مردگان، ناشنوا و نابینا باشد. سخن تو هر قدر گویا و منطقی باشد، تا وقتی کسی نخواهد بشنود و درک کند، بر او اثری نخواهد داشت.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. ایمان، موجب حیات و رشد فرد و جامعه است و کفر، مایه مرگ و سقوط فرد و جامعه است.                           
  2. تبلیغ دین و دعوت مردم به سوی آئین یکتاپرستی، امری ضروری است، اما اگر در مردم آمادگی لازم فراهم نباشد، نباید انتظار داشت که آنها تحت تاثیر قرار گیرند و حق را بپذیرند.
  3. کفر و روی‌گردانی مردم، موجب یأس و ناامیدی یا شک و تردید ما در حقانیت راهمان نشود.

 

اکنون به تلاوت آیه 24 از سوره فاطر گوش می‌سپاریم:

«إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ»

ترجمه این آیه چنین است:         

«همانا ما تو را به حق، بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم و هیچ امتی نبوده، مگر آنکه درمیان آنها بیم‌دهنده‌ ای بوده است»

در ادامه آیات قبل درباره مؤمنان و کافران، این آیه به رسالت اصلی پیامبران اشاره کرده و می‌فرماید: هدایت مردم براساس حق، بشارت به نیکوکاران و هشدار به بدکاران، وظیفه همه فرستادگان خداوند بوده است. آنها ابتدا راه را نشان می‌دهند و سپس با بیان کیفر و پاداش الهی در دنیا و آخرت، مردم را به خوبیها تشویق و از کارهای بد باز می‌دارند. پیامبران، علاوه بر تعلیم معارف الهی، به تربیت مردم می‌پردازند و مانند مربیان دلسوز از اهرمهای تشویق و توبیخ بهره می گیرند.

از آنجا که بسیاری از مخاطبان پیامبر، افرادی خودخواه و لجوج و متعصب بودند، آیه قبل و ادامه همین آیه، تاکید بیشتری بر شیوه انذار دارد و می ‌فرماید: خداوند برای باز داشتن مردم از افکار و رفتار انحرافی، همواره پیامبران و اولیای خود را مأمور کرده که به مردم  درمورد عواقب کارهایشان انذار و هشدار دهند و آنان را از سرنوشت بد بترسانند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. تشویق و توبیخ و بیم و امید در کنار یکدیگر کارساز است. هر یک بدون دیگری، ناقص است و سبب نقص در کار  تربیت و رشد معنوی انسان می‌شود.
  2. جامعه ای که گرفتار غفلت است، به تذکر و هشدار بیش از بشارت نیاز دارد.
  3. خداوند هیچگاه زمین را از حجت خالی نگذارده است و همواره مردی از اولیای خدا برای ابلاغ پیام الهی در میان مردم حضور داشته است.

 

اکنون به تلاوت آیات 25 و 26 از سوره فاطر گوش می‌سپاریم:

«إِن یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ وَبِالزُّبُرِ وَبِالْکِتَابِ الْمُنِیرِ»،

«ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِینَ کَفَرُوا  فَکَیْفَ کَانَ نَکِیرِ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و اگر تو را تکذیب می‌کنند، همانا کسانی هم که پیش از آنان بودند [نیز پیامبرانشان را] تکذیب ‌کردند؛ پیامبرانشان با معجزات و دلایل آشکار و نوشته‌ها و کتاب روشنگر به سراغشان آمدند»، «سپس آنها را که کفر ورزیدند، [به مؤاخذه] گرفتم، پس کیفر من چگونه بود؟»

در ادامه آیات قبل، این آیه خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید: اگر مشرکان مکه دعوت تو را نمی‌پذیرند و رسالت تو را تکذیب می‌کنند، نگران نباش و تعجب نکن. زیرا در طول تاریخ، افراد بسیاری از روی جهل یا تعصب، در برابر پیامبران ایستاده‌اند، با آنکه آن رسولان الهی، هم معجزه داشتند و هم سخن و منطق روشن/  برخی از پیامبران نیز کتاب آسمانی داشتند و صاحب شریعت بودند و قوانین و تعالیم الهی را برای مردم بیان می‌کردند. البته آنان که از روی عناد و لجاجت در برابر حق ایستادند، در همین دنیا گرفتار شدند و کیفر الهی آنان را در برگرفت، تا سرنوشت آنها، درس عبرتی برای دیگران باشد.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. پیامبران دارای سخن و کلامی روشن بودند و مردم را براساس دلیل و منطق به سوی خدا دعوت می‌کردند، نه خرافه و گزافه/
  2. انکار حق پس از درک و فهم آن، زمینه نزول قهر الهی را فراهم می کند.
  3. قهر خداوند، اختصاص به آخرت ندارد. گاه در همین دنیا نیز قهر و غضب او ظاهر می‌شود.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ­ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.