راهی به سوی نور
در برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آسان و روان آیات قرآن کریم پرداخته می شود. در این برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آیات قرآن کریم ، سوره فاطر آیه های 39 تا 41 پرداخته می شود .
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 39 از سوره فاطر گوش میسپاریم:
«هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَن کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَلَا یَزِیدُ الْکَافِرِینَ کُفْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتًا وَلَا یَزِیدُ الْکَافِرِینَ کُفْرُهُمْ إِلَّا خَسَارًا»
ترجمه این آیه چنین است:
«اوست که شما را جانشینان در زمین قرار داد. پس هر کس کافر شود، کفرش به زیان خود او خواهد بود و کافران را کفرشان، جز دشمنی و خشم نزد پروردگارشان نمیافزاید و کافران را کفرشان جز زیان و خسارت نمیافزاید»
این آیه ابتدا بر جانشینی انسان در زمین تأکید میکند. مطلبی که مفسران دوگونه معنا کردهاند: یکی نمایندگی انسان از خدا در زمین/ و دیگری جانشینی اقوام جدید بعد از اقوام قبلی/ در هر دو صورت، آیه بیانگر لطف خداوند بر انسان است که به او اجازه بهرهمندی از تمام مواهب طبیعی و تسخیر این کره خاکی را میدهد. به حکم عقل، باید صاحب این نعمتها را شناخت و شکرگزار او بود، اما متاسفانه بسیاری از انسانها او را نمیشناسند و نعمتهای او را کفران میکنند.
کفرانی که به کفر و انکار خداوند میانجامد و زیانش به خود کافران باز میگردد. چراکه خداوند به شکر بندگان نیاز ندارد، چنانکه به اصل وجود آنها نیز نیاز ندارد. زمانی که آنها نبودند، خدا بود و زمانی هم که آنها نیستند، خداوند هست. پس کفر و ایمان مردم، کوچکترین سود و زیانی به آفریدگار جهان نمیرساند، بلکه سود و زیانش به خود مردم باز میگردد.
البته طبیعی است انسانهای شاکر و مؤمن، در دنیا و آخرت مشمول لطف و رحمت ویژه خداوند قرار میگیرند و انسانهای کافر، با کارهای زشتشان، خشم و غضب الهی را به خود جلب میکنند.
از این آیه میآموزیم:
- همانگونه که ما جانشین اقوام پیشین شدیم، روزی هم ما میرویم و اقوام جدید جایگزین ما میشوند، پس به داشتههای خود مغرور نشویم و کفران نکنیم.
- آثار و پیامدهای خطرناک کفر محدود نیست و به طور مرتب گسترش می یابد.
- کفر، زمینه ارتکاب بسیاری از گناهان است و انسان را در مسیر سقوط و هلاکت قرار میدهد.
اکنون به تلاوت آیه 40 از سوره فاطر گوش میسپاریم:
«قُلْ أَرَأَیْتُمْ شُرَکَاءَکُمُ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَیْنَاهُمْ کِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَیِّنَتٍ مِّنْهُ بَلْ إِن یَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا»
ترجمه این آیه چنین است:
«بگو: آیا شریکان خویش را که به جای خدا میخوانید، دیدهاید؟ [آیا درباره آنها اندیشیده اید؟!] به من نشان دهید که چه چیزی را از زمین آفریدهاند؟ آیا برای آنها در [آفرینش] آسمانها مشارکتی است؟ یا به آنها کتابی داده ایم که ایشان، دلیل و حجتی از آن بر شرک خود دارند؟ [نه، هیچ کدام نیست.] بلکه ستمکاران براساس وعدهای که بعضی شان به بعضی دیگر میدهند، یکدیگر را می فریبند»
این آیه در قالب چند سؤال، شرک را زیر سؤال میبرد و از پیامبر میخواهد که چنین افرادی، دلیل عقلی یا نقلی بر شرک خود ارائه کنند. آیا کسانی که آنها شریک خدا در کار هستی میپندارند، تاکنون چیزی در زمین یا آسمان آفریدهاند؟ پس چگونه آنها را شریک خدایی میپندارید که همه هستی را آفریده است؟! از نظر عقلی، آیا کسی که قدرت آفرینش ندارد، لیاقت و صلاحیت معبودشدن دارد؟
اکنون که روشن شد از نظر عقلی، دلیلی بر شرک وجود ندارد، آیا در کتابهای آسمانی که خداوند بر پیامبرانش نازل کرده، دستور پرستش یا اجازه پرستش این معبودهای خیالی را داده است؟ روشن است که هیچ دلیل عقلی یا نقلی برای این کار وجود ندارد و فقط افکار نادرست و خرافی است که موجب شده شما به شفاعت این شریکان امید داشته باشید و آنها را بپرستید. آرزویی موهوم و نابجا که شما را فریب داده و از مسیر درست بندگی خدا دور کرده است.
از این آیه میآموزیم:
- یکی از راههای دعوت دیگران به اسلام، بیدار کردن وجدان آنها با طرح سؤالات روشن است.
- کفر و شرک، هیچ منطق و پشتوانه عقلی ندارد. بلکه بر پایه افکار نادرستی بنا شده که انسان را فریب میدهد.
- کفر و شرک، ظلم به انسان و انسانیت است و بازخورد آن به خود انسان باز میگردد.
اکنون به تلاوت آیه 41 از سوره فاطر گوش میسپاریم:
«إِنَّ اللَّـهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا»
ترجمه این آیه چنین است:
«همانا خداوند آسمانها و زمین را نگه می دارد تا از جای خود منحرف نشوند [نلغزند و از مدار خود خارج نشوند] و اگر [از مسیر خود] منحرف شوند، هیچ کس جز او نمیتواند آنها را نگه دارد؛ البته او بردبار و آمرزنده است»
آیه قبل درباره آفرینش آسمان و زمین و موجودات زمینی بود، این آیه درباره تدبیر نظام آسمان و زمین است که آن نیز تنها به دست خداست و هیچ مخلوقی شریک خدا در این کار نیست. از آنجا که مشرکان، خدا را به عنوان خالق قبول داشتند و معبودان خود را در کار تدبیر هستی و زندگی خویش شریک میدانستند، این آیه میفرماید: همانگونه که در آفرینش، کسی شریک خدا نیست، در اداره هستی نیز کسی شریک او نیست و حفظ نظام موجود و بقای آن تنها به دست خداست.
از این آیه میآموزیم:
- وضعیت آسمانها و زمین و قرار گرفتن زمین و خورشید و ستارگان در جایگاه ها و مدارهای معین، با اراده خداوند است و اوست که هر لحظه آنها را حفظ می کند.
- نظم حاکم بر هستی، براساس اراده الهی و برنامه از پیش تعیین شده است، نه امور تصادفی که ناخواسته به اینجا رسیده باشد.
- خداوند، هم خالق است، هم مدبّر/ به وجود آمدن پدیده ها و بقای آنها به دست اوست و تا زمانی که او نخواهد، موجودات زوال پیدا نمی کنند.
- اگر بردباری و آمرزندگی خداوند نباشد، هستی بر سر ظالمان و مُجرمان فرو می ریزد. اگر او به ظالمان مهلت میدهد، از روی بردباری است، نه عجز و ناتوانی/
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.