اسفند ۱۶, ۱۳۹۶ ۰۹:۴۳ Asia/Dushanbe

در برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آسان و روان آیات قرآن کریم پرداخته می شود. در این برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آیات قرآن کریم ، سوره یس آیه های 13 تا 19 پرداخته می شود .

 بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 13 و 14 از سوره یس گوش می‌سپاریم:

«وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ»، «إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَیْکُم مُّرْسَلُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و برای آنها، اهل آن شهر را مثال بزن، هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند»، «آنگاه که دو نفر [از پیامبران خود] را به سوی آنان فرستادیم و هر دو را تکذیب کردند. سپس با سومین [پیامبر، آن دو را]  تقویت کردیم. آنان گفتند: ما [از طرف خدا] به سوی شما [به رسالت] فرستاده شده‌ایم»  

آیات گذشته به مقایسه رفتار مؤمنان و کافران در برابر تعالیم پیامبران الهی پرداخت. این آیات در ادامه می‌فرماید: ای پیامبر!  برای عبرت گرفتن مشرکان مکه، نمونه ای از امتهای پیشین را بیان کن که چندین پیامبر مأمور هدایت آنها شدند، اما آن مردم از روی عناد و لجاجت، دعوت آنها را نپذیرفتند و با همگی به مخالفت برخاستند. گویا حاضر نبودند بپذیرند که خداوند کسی را به عنوان پیامبر به سوی مردم فرستاده است. آنها گمان می‌کردند خداوند آنها را به حال خود واگذار کرده و مُجازند هر چه را می‌خواهند و می‌فهمند، انجام دهند.

لذا پیامبران الهی، همواره بر این نکته تأکید داشتند که ما از سرِ خود اقدام نکرده‌ایم، بلکه از جانب خدا مأموریت یافته‌ایم که شما را به سوی او دعوت کنیم. ما رسول و پیام آوری بیش نیستیم و چیزی برای خود نمی‌خواهیم.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. مطالعة سرگذشت اقوام گذشته و سرنوشت آنها، چراغ راه آیندگان است.
  2. پیامبران برای انجام رسالت خود، به سراغ مردم می‌رفتند و منتظر نبودند که مردم به سراغ آنها بیایند.
  3. برخی اوقات، چند پیامبر همزمان به سوی یک قوم فرستاده می شدند و به هدایت مردم آن می‌پرداختند.

 

اکنون به تلاوت آیات 15 تا 17 از سوره یس گوش می‌سپاریم:

«قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَـنُ مِن شَیْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَکْذِبُونَ»، «قَالُوا رَبُّنَا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ»، «وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ»

ترجمه این آیات چنین است:

«مشرکان گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و خدای رحمان چیزی [بر شما]  نازل نکرده است. شما جز دروغ نمی‌گویید»، «[پیامبران] گفتند: پروردگار ما می داند که ما به سوی شما [به رسالت] فرستاده شده ایم»، «و بر ما جز ابلاغ آشکار، وظیفه دیگری نیست»

 

در برابر دعوت پیامبران، منکران و کافران منطقی ندارند جز آنکه بگویند: شما با ما چه تفاوتی می‌کنید؟ شما نیز انسانی همانند ما هستید و اگر خدا می‌خواست کسی را برای هدایت ما بفرستد، باید فرشته‌ای مقرّب باشد نه انسانی مانند خودمان/  به تعبیر دیگر، کافران می‌خواستند بگویند: ما زیر بار کسی که مثل خودمان است نمی‌رویم و باید فرستاده خدا از ما برتر و متفاوت باشد.

در حالی که اگر فرشته‌ای مأمور هدایت بشر می‌شد، همین افراد می‌گفتند: دستوراتی را که او درباره خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها و روابط میان زن و مرد و غیره می‌دهد، خودش عمل نمی‌کند و فقط به ما دستور می‌دهد.

اما خداوند انسانی مانند دیگر انسانها را که از جهات مادی و نیازهای بشری همانند آنهاست، مأمور هدایت مردم کرده است. به علاوه، خداوند، خودِ  پیامبر را موظف کرده که اولین عمل کننده به دستوراتش باشد، تا مردم تصور نکنند آنچه او دستور می دهد قابل عمل و اجرا نیست. اگر مشرکان وجود خدا را می‌پذیرند، اقتضای حکمت و رحمت او این است که فردی از جنس خودِ  بشر را مأمور هدایت آنها کند و آنها را به حال خود رها ننمایند. در حالی که مشرکان، ‌خدا را رحمان معرفی می‌کردند تا بگویند خدای مهربان بر ما سخت نمی‌گیرد و تکلیفی بر ما مقرر نمی‌کند، بلکه ما را به حال خود واگذار کرده تا هر چه بخواهیم انجام دهیم!

پاسخ پیامبران به مخالفان این بود که همان خدایی که شما را آفریده و شما به او اعتقاد دارید، ما را فرستاده و ما جز ابلاغ دستورات او به شما وظیفه دیگری نداریم. اگر ما دروغگو بودیم، باید خداوند ما را رسوا می‌کرد و اجازه نمی‌داد کسی به دروغ خود را پیامبر او بخواند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. برخی انسانها، گمان می‌کنند معنای رحمت الهی، بی‌قید و شرط و رها بودن انسان است. در حالی که در نظام خانواده نیز پدر و مادر که مظهر رحمت نسبت به فرزند هستند، او را به حال خود رها نمی‌کنند. بلکه او را برای تربیت به مدرسه می‌فرستند و به طور مرتب از او می‌خواهند که تکالیف درسی خود را انجام دهد.
  2. پیامبران به دنبال انجام وظیفه روشنگری و تبلیغ آگاهی بخش هستند و خود را ضامن نتیجه نمی‌دانند. گرچه بسیاری از مردم ایمان نیاورده و نمی‌آورند، اما پیامبران در انجام وظیفه خود کوتاهی نمی کنند و تا پای جان می ایستند.

 

اکنون به تلاوت آیات 18 و 19 از سوره یس گوش می‌سپاریم:

«قَالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنَا بِکُمْ  لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَلَیَمَسَّنَّکُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ»، «قَالُوا طَائِرُکُم مَّعَکُمْ أَئِن ذُکِّرْتُم  بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«آنها [به پیامبران]  گفتند: ما [حضور]  شما را به فال بد گرفته‌ایم. اگر [از حرفتان] دست برندارید، قطعاً شما را سنگسار خواهیم کرد و شکنجه دردناکی از ما به شما خواهد رسید»،

«آنها گفتند: شومی شما از خود شماست. آیا اگر پند داده شدید [به فال بد می گیرید]؟ بلکه شما مردمی [متجاوز و]  اسرافکارید»

در ادامه آیات قبل، این آیه به منطق مخالفان اشاره کرده و می‌فرماید: آنها به جای شنیدن سخن پیامبران و توجه به تعالیم انسانی و اخلاقی آنها، با زبان تحقیر و تهدید برخورد می‌کنند و می‌گویند: وجود شما در جامعه، مایه شومی و بدبختی ماست. یا از سخن تان دست بردارید، یا از شهر بیرون روید، یا شما را به بدترین وجه آزار می‌دهیم و می‌کشیم!

از این آیات می‌آموزیم:

  1. تکذیب، تحقیر و تهدید، منطق مخالفان در برابر دعوت پیامبران به سوی حق است.
  2. باور به خرافات نظیر فالگیری و غیره، از رسوم جاهلی است. کسی که منطق ندارد، به خرافات متوسل می شود. 
  3. کفر و گناه، مایة بدبختی انسان می‌شود، گرچه به ظاهر در رفاه و آسایش باشد.
  4. اسراف‌، تنها در مصرف نیست، بلکه هرگونه سرکشی و طغیان در برابر حق، تجاوز از حدّ‌ انسانیت است.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ­ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.