اردیبهشت ۰۳, ۱۳۹۷ ۰۶:۱۸ Asia/Dushanbe

در برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آسان و روان آیات قرآن کریم پرداخته می شود. در این برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آیات قرآن کریم ، سوره یس آیه های 28 تا 35 پرداخته می شود .

  بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 28 تا 30  از سوره یس گوش می‌سپاریم:

«وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا کُنَّا مُنزِلِینَ»، «إِن کَانَتْ إِلَّا صَیْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ»، «یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و ما بعد از او بر قومش هیچ لشگری از آسمان نفرستادیم و [پیش از این هم] فرو فرستنده نبودیم [سنت ما پیش از این هم چنین نبود]»، «تنها یک صیحه آسمانی بود. ناگهان همگی خاموش شدند»، «افسوس بر این بندگان! که هیچ پیامبری برای [هدایت] آنان نیامد، مگر آنکه او را استهزاء کردند»

 در برنامه قبل گفتیم که مردم شهر انطاکیه در منطقه شام، پیامبرانی را که برای هدایت آنان آمده بودند، مورد آزار قرار داده و رسالت آنها را تکذیب کردند. آنها مردی به نام حبیب را که به دفاع از پیامبران الهی برخاسته بود، به ‌شهادت رساندند.

خداوند در این آیات می‌فرماید: مردمی که پیامبران را تکذیب کردند و آن مرد خدا را کشتند، استحقاق عذاب داشتند، آن هم عذاب دنیوی/ لذا به فرمان الهی صیحه‌ای آسمانی نازل شد و آنان را به هلاکت رساند.

اصولاً هلاک کردن اقوام منحرف و خطاکار  برای خداوند کاری سهل و آسان است و نیازی به عِدّه و عُدّة و لشگر آسمانی ندارد. لازم نیست خداوند لشگری از فرشتگان بفرستد تا آنها را به هلاکت برساند، بلکه با اراده او چنان صدای مهیبی از زمین و آسمان برمی‌خیزد که همه را خاموش می‌سازد تا دیگر نه حرکتی از کسی سرزند و نه سخنی از دهانی برآید. ادامه آیات می‌فرماید: حسرت و ندامت بر بندگان خداست که به جای پذیرش هدایت الهی، با رفتار خود، اسباب هلاکت خویش را فراهم می‌آورند. رفتاری که با تمسخر و استهزاء آغاز می‌شود و به آزار و اذیت و کشتن اولیای خدا می‌انجامد.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. اگر جامعه ای اولیای خدا را مورد تحقیرو تمسخر و آزار قرار دهد، منتظر نزول قهر الهی  باشد که ممکن است ناگهانی باشد.
  2. از تهدید زورگویان و مستکبران نترسیم و دست از حق برنداریم. اگر خدا بخواهد آنها در زمان کوتاهی نابود می‌شوند.
  3. به خاطر تمسخر دیگران، ایمان ما متزلزل نشود و در انجام وظایف دینی کوتاهی نکنیم. تمام پیامبران مورد تمسخر قرار گرفتند، اما هیچیگاه از حق دست برنداشتند.

 

اکنون به تلاوت آیات 31 و 32  از سوره یس گوش می‌سپاریم:

«أَلَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَیْهِمْ لَا یَرْجِعُونَ»، «وَإِن کُلٌّ لَّمَّا جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«آیا ندیدند چه بسیار نسل‌هایی را پیش از آنان هلاک کردیم که آنها به سوی اینان [کفار]  برنمی‌گردند؟»، «و همه آنان [در قیامت]  نزد ما احضار می‌شوند»

در ادامه آیات قبل، این آیه همه انسان‌ها را خطاب قرار داده و می‌فرماید: چرا تاریخ اقوام گذشته و سرنوشت آنها را مطالعه نمی‌کنید؟ مگر نمی‌بینید که اقوام بسیاری پیش از شما آمده و همگی از بین رفته‌اند. چه بسا برخی از آنها صاحب قدرت و ثروت و تمدن بوده‌اند، اما امروز هیچ اثری از آنها باقی نمانده است و راهی برای بازگشت به دنیا و همراهی با انسانهای امروز را  ندارند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. از توصیه های قرآن، مطالعة تاریخ اقوام و ملل گذشته است. البته مطالعه‌ای که مایه پند و عبرت باشد، نه تفریح و سرگرمی!
  2. سنتهای الهی درتاریخ ثابت و معین است و سرنوشتها به یکدیگر شباهت دارد. لذا دیدن یک صحنه، می تواند الگوی صحنه های دیگر باشد.                                                                                                                             
  3. پس از مرگ، هیچ راهی برای بازگشت به دنیا وجود ندارد. لذا عقیده به تناسخ که  براساس آن، پیروان آئین هندو معتقدند انسانها پس از مرگ در قالب کالبدی دیگر به دنیا می‌آیند، از نظر قرآن قابل قبول نیست.

 

اکنون به تلاوت آیات 33  تا 35 از سوره یس گوش می‌سپاریم:

«وَآیَةٌ لَّهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ»، «وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ»، «لِیَأْکُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ  أَفَلَا یَشْکُرُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و زمین مرده برای آنها نشانه‌ای است، ما آن را زنده کردیم و دانه ای از آن خارج ساختیم که از آن می‌خورند»، «و در آن باغهایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم و در آن چشمه‌ها روان ساختیم»، «تا از میوه آن و آنچه دستانشان به عمل آورده است، بخورند. پس آیا سپاس نمی گزارند؟»

آیات پیشین به موضوع معاد و حضور بندگان در پیشگاه خداوند اشاره کرد. این آیات می‌فرماید: یکی از بهترین نشانه‌های معاد در دنیا، زنده شدن زمین مرده پس از مرگ است. زمین در زمستان می‌میرد و هیچ محصولی نمی‌دهد. اما در بهار، زمین زنده و با طراوت می‌شود و انواع و اقسام گیاهان و درختان از آن می‌روید و هر سال این جریان تکرار می‌شود. در زمستان هیچ نشو و نمایی که نشان دهندة حیات گیاهان است، از آنها دیده نمی‌شود. اما با طلوع آفتاب بهاری، گل‌ها می‌شکفند و درختان سرسبز می‌شوند.

جالب است که حیات بشر روی این کره خاکی نیز، وابسته به حیات گیاهان است. اگر روزی گیاهان از بین بروند و حیوانات بمیرند، انسان که عمده غذای خود را از گیاهان و حیوانات تأمین می‌کند، توان ماندن و بقا نخواهد داشت.

در میان خوردنی‌ها نیز قرآن به خرما و انگور توجه ویژه‌ای دارد و از آنها به عنوان نعمتهای ویژه الهی به بشر نام می‌برد. شاید از آن جهت  است که این دو میوه، غذایی کامل محسوب می‌شوند و دارای انواع ویتامین ‌های مورد نیاز  بدن هستند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. طبیعت، کتاب آفرینش خداوند است که مطالعه عمیق هر برگ این کتاب، انسان را به شناخت آفریدگار  جهان راهنمایی می کند.
  2. معاد انسانها در دنیا قابل تجربه نیست، اما معاد گیاهان و درختان قابل رؤیت و تجربه است.
  3. انسان با بهره‌ برداری از انواع میوه ها و خوراکی‌ها، باید سپاسگزار خداوند باشد. اما متأسفانه بسیاری از مردم ناسپاسی می کنند.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ­ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.