شهریور ۲۰, ۱۳۹۷ ۰۹:۲۳ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 79 تا 92 سوره صافات در خدمت شما هستیم.

  بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 79  تا 82  از سوره صافات گوش می‌سپاریم:

«سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ»، «إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ»، «إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ»، «ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«سلام بر نوح درمیان جهانیان»، «ما نیکوکاران را اینگونه پاداش می‌دهیم»، «به راستی او از بندگان مؤمن ما بود»، «سپس دیگران را غرق کردیم»

در آیات برنامه قبل، اشاره شد که حضرت نوح و یاران همراهش از طوفان عظیم و هولناک نجات یافتند. آنها سرانجام سالم به ساحل امن رسیدند. این آیات می‌فرماید: همه کافران و منکرانی که رسالت حضرت نوح را تکذیب می‌کردند و سخنان او را به تمسخر می‌گرفتند، دچار عذاب الهی شدند و به هلاک رسیدند.

 سلام و درود الهی و همه اهل ایمان در طول تاریخ شامل حال نوح است، زیرا او نهصد و پنجاه سال برای نجات قومش تلاش کرد، در این راه صبر و شکیبایی نمود و آزار بسیار دید. چه افتخاری بالاتر از اینکه خداوند به انسان سلام بفرستد و آن را در میان جهانیان تا قیامت حفظ نماید.

ادامه آیات می‌فرماید: این سلام و پاداش الهی، اختصاصی به نوح ندارد، بلکه همه نیکوکاران، مشمول سلام و نجات الهی می‌شوند و به آنها اجر و پاداش داده می شود.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. پیامبران و اولیای خدا که از جهان رفته اند، سلامهای ما را دریافت می کنند. چراکه سلام خداوند به کسی که چیزی را نمی شنود و سخنان را درک نمی کند، بی‌معناست. به این ترتیب، سلام به انبیا و اولیای درگذشته، کاری الهی و ارزشمند است.
  2. سنت خداوند این است که نیکوکاران مشمول لطف الهی شده و از خداوند پاداش دریافت کنند. خداوند پاداش نیکوکاران را در دنیا نیز می دهد.
  3. احسان همراه با ایمان/ و ایمان همراه با احسان کارساز است و هیچکدام به تنهایی کافی نیست.
  4. هنگام نزول عذاب در دنیا، خداوند مؤمنان را نجات می‌دهد، گرچه در میان جمع کافران باشند.

 

اکنون به تلاوت آیات 83  تا 87 از سوره صافات گوش می‌سپاریم:

«وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ»، «إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»، «إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ»، «أَئِفْکًا آلِهَةً دُونَ اللَّـهِ تُرِیدُونَ»، «فَمَا ظَنُّکُم بِرَبِّ الْعَالَمِینَ»  

ترجمه این آیات چنین است:                                 

«بی‌گمان ابراهیم از پیروان نوح بود»، «آن‌گاه که با قلبی پاک به پیشگاه پروردگارش آمد»،

«آن‌گاه که به پدر و قومش گفت: چه چیزی را می‌پرستید؟»، «آیا به دروغ، معبودهای دیگری غیر از خدا را می‌خواهید؟»، «پس گمان شما به پروردگار جهانیان چیست؟»

از نظر تاریخی، بین حضرت نوح و حضرت ابراهیم، مدت زمان زیادی فاصله است. اما چون رسالت حضرت ابراهیم در ادامه رسالت حضرت نوح و در همان خط توحید و یکتاپرستی بوده است، قرآن، حضرت ابراهیم را پیرو نوح دانسته و بین آنها طوری پیوند برقرار کرده که گویا فاصله‌ای بینشان نبوده است.

مهمترین ویژگی که این آیات برای حضرت ابراهیم بر می‌شمرد، «قلب سلیم» است. سلیم، هم به معنای سالم از هرگونه آلودگی و شرک است و هم به معنای تسلیم بودن در برابر خدا/

از آنجا که قلب حضرت ابراهیم از هرگونه شرک و کفر پاک و منزه بود، نمی‌توانست دربرابر شرک و بت‌پرستی اطرافیان و قومش ساکت بماند. لذا در مقام ارشاد و انذار آنها برآمد و آنها را به ندای فطرتشان توجه داد. ازآنها پرسید چگونه در برابر اجسام بی‌جان، سر تعظیم فرود می‌آورید و آنها را می‌پرستید؟ چرا به جای خدای واقعی، سراغ خدایان دروغین می‌روید؟ چگونه است که پروردگار جهانیان را رها کرده‌اید و باز هم انتظار لطف و رحمت از او دارید؟

از این آیات می‌آموزیم:

  1. راه همه پیامبران یکی است و هیچگونه اختلاف و تضادی میان آنها وجود ندارد. عواملی چون زمان و مکان، تاثیری در اصول و مبانی روشن ادیان آسمانی ندارد.
  2. دوری از هرگونه شرک و آلودگی و تسلیم بودن در برابر خدا، مهمترین ویژگی انبیاء الهی و پیروان آنهاست.
  3. انسان در برابر دیگران مسئول است و باید برای هدایت نزدیکان و اطرافیان خود تلاش کند.
  4. مردان خدا در محیط فاسد هضم نمی شوند، بلکه به طرق مختلف می کوشند که محیط را عوض کنند.

 

اکنون به تلاوت آیات 88 تا 92 از سوره صافات گوش می‌سپاریم:

«فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ»، «فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ»، «فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ»، «فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْکُلُونَ»، «مَا لَکُمْ لَا تَنطِقُونَ»          

ترجمه این آیات چنین است:

«پس نگاهی به ستارگان انداخت»، «و گفت: من بیمارم»، «پس از او روی گرداندند و برگشتند»، «پس پنهانی به سوی خدایانشان رفت و [از روی ریشخند]  گفت: چرا غذا نمی‌خورید؟»، «شما را چه شده که سخن نمی گویید؟»

در ادامه آیات قبل که سؤالات حضرت ابراهیم را در برابر بت‌پرستان مطرح کرد، این آیات به شیوة دیگر آن حضرت برای بیدارکردن مشرکان و منحرفان اشاره می کند.

رسم مردم شهر بابِل این بود که برای برگزاری مراسم عید، از شهر خارج می‌شدند. آنها شب از قبل از جشن از  ابراهیم دعوت کردند که همراه آنان در مراسم شرکت کند.  اما حضرت ابراهیم منتظر فرصتی بود تا بتها را درهم بکوبد. ازآنجاکه مردم بابل ستارگان را در سرنوشت خود مؤثر می دانستند، حضرت برای آنکه آنها را قانع کند که همراه آنان از شهر خارج نشود، به شکل ظاهری براساس باورهای آنها، نگاهی به ستارگان کرد؛ سپس گفت: عذر مرا بپذیرید، زیرا براساس اوضاع ستارگان پیش‌بینی می‌کنم که درصورت خروج  از شهر بیمار می شوم، پس بهتر است در شهر بمانم.

بدون شک، حضرت ابراهیم، اعتقادی به نقش ستارگان نداشت، ولی برای قانع کردن مردم، از شیوه مورد قبول آنها استفاده کرد. به هر حال، با این بهانه‌، همراه مردم از شهر خارج نشد و مقدمات کاری را که برنامه‌ریزی کرده بود، فراهم ساخت. او در غیاب مردم به سراغ بتهای بزرگ و کوچک رفت و خطاب به آ‌نها گفت: چرا آنچه را مشرکان به عنوان نذر برای شما آورده‌اند، نمی‌خورید؟  چرا پاسخ مرا نمی‌دهید و با من حرف نمی‌زنید؟ مگر این مشرکان عقیده ندارند که شما در سرنوشت آنها تأثیر دارید، پس چرا هیچ کاری از شما سر نمی‌زند؟

از این آیات می‌آموزیم:

  1. در تبلیغ راه حق، باید با هر گروهی با زبان خودشان سخن گفت. لذا شناخت افکار و آداب و رسوم مردم، برای پیدا کردن شیوه درست راهنمایی آنان به سوی حق، لازم است.
  2. برای مبارزه با افکار و روشهای انحرافی در جامعه، باید ابتکار عمل به خرج داد و با  هوشیاری و تیزبینی از فرصتهای مناسب بهره جست.
  3. منطق پیامبران برای نفی شرک و دعوت به توحید، روشن/ و مطابق با عقل و فطرت انسان است.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ­ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.