شهریور ۲۱, ۱۳۹۷ ۰۶:۱۴ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 93 تا 101 سوره صافات در خدمت شما هستیم.

 بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 93 تا 96 از سوره صافات گوش می‌سپاریم:

«فَرَاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْبًا بِالْیَمِینِ»، « فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ»، «قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ»، «وَاللَّـهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ»                                 

ترجمه این آیات چنین است:

«پس [به سوی بتها رفت و] با دست راست ضربه‌ محکمی بر آنها فرود آورد»، «مردم شتابان به سوی او روی آوردند»، «[ابراهیم] گفت: آیا آنچه را [با دست خود]  می‌تراشید، می‌پرستید؟»، «در حالی که خداوند، شما و آنچه را می‌سازید، آفریده است»

در برنامه قبل گفتیم که حضرت ابراهیم منتظر فرصت بود تا بت‌پرستان را از خواب غفلت بیدار کند. او سعی داشت به آنها بفهماند کاری از بتها بر نمی آید و این موجودات بی جان  تاثیری در سرنوشت آنها ندارند.

 لذا در موسم عید که مردم از شهر خارج ‌شدند، به بهانه بیماری در شهر ماند. او در یک فرصت مناسب، تبری در دست گرفت، به بتخانه شهر رفت و همه بتها جز بت بزرگ را در هم شکست و خرد کرد.  

وقتی بت‌پرستان برگشتند، با منظره‌ای عجیب و باور نکردنی روبرو شدند. خدایان کوچک و بزرگ آنها، شکسته و خرد شده و در زیر دست و پا قرار گرفته بود.

با سابقه‌ای که از ابراهیم در بدگویی به بتها و بت‌پرستی سراغ داشتند و باتوجه به اینکه او همراه آنان از شهر خارج نشده بود، یقین پیدا کردند که شکسته شدن بتها کار اوست. لذا با عصبانیت و غضب به سوی او رفتند و او را مؤاخذه کردند.

اما ابراهیم بدون کوچکترین واهمه از خشم و غضب بت‌ پرستان، با دلایلی روشن و منطقی، گفته ها و ادعاهای آنان را پاسخ داد. او گفت: کدام آدم عاقلی، آنچه را خودش می‌سازد، می پرستد؟ اگر مصنوع می‌تواند معبود باشد، پس صانع آن نیز به طریق اولی می‌تواند معبود باشد. لذا به جای پرستش بتها، بیایید خدای یگانه عالم را بپرستید که این بتها نیز مخلوق او هستند، همان‌طور که شما مخلوق او هستید.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. برای از بین بردن عوامل انحراف، باید برنامه ریزی درست داشت و در فرصت مناسب ضربه را وارد  ساخت.
  2. پیامبران در راه مبارزه با شرک و ریشه کن کردن عوامل انحراف، علاوه بر تذکر و هشدار و آگاهی‌ دادن، هر وقت که مصلحت می دانستند، دست به اقدام عملی می زدند. (همان کاری که ابراهیم با بتها کرد.)
  3. ساخته ‌های دست انسان، چه ساده و چه پیشرفته، در حقیقت آفریده خداست. زیرا منشاء همه ابداعات، اختراعات و اکتشافات بشر، عقل و استعدادی است که خداوند به او موهبت کرده است.

 

اکنون به تلاوت آیات 97  و 98 از سوره صافات گوش می‌سپاریم:

«قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیَانًا فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ»، «فَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِینَ»                               

ترجمه این آیات چنین است:

«گفتند: برای او بنایی بلند بسازید و او را در جهنمی از آتش بیفکنید»، «پس خواستند به او نیرنگی زنند، ولی ما آنان را پست و مغلوب ساختیم»

 مشرکان به جای توجه به سخنان منطقی و مستدل حضرت ابراهیم و پذیرش آن، در صدد برآمدند که او را از بین ببرند تا درس عبرتی برای دیگران باشد. لذا کورة بلند و مرتفعی ساختند. داخل آن را پر از چوب و هیزم کردند و آتشی بزرگ برافروختند.

آنگاه ابراهیم را به درون آتش افکندند تا به گمان خود، کار او را یکسره کنند. اما به خواست خداوند آتش بر ابراهیم گلستان شد و به جای اینکه او را بسوزاند، بر او سرد و سلامت ‌گردید. ابراهیم درمیان تعجب مشرکان، به سلامت از میان شعله های آتش بیرون آمد و بدین ترتیب، نقشه و توطئه دشمنان او  نقش بر آب شد.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. کفر و شرک، بی پایه است و از منطق و استدلال درستی برخوردار نیست. به همین دلیل، مشرکان  برای مقابله با توحید، به زور متوسل می‌شوند.
  2. مردان الهی در راه انجام ماموریت خود و برچیدن بساط ظلم و کفر، هرگونه خطری را به جان می خرند و از سوختن در آتش نیز باکی ندارند. 
  3. اراده خداوند، بر قوانین طبیعت حاکم است. لذا هر وقت اراده کند، اثر عوامل و پدیده های طبیعی را تغییر می‌دهد. چنانکه در ماجرای ابراهیم، سوزندگی را از آتش گرفت.

 

اکنون به تلاوت آیات 99 تا 101 از سوره صافات گوش می‌سپاریم:

«وَقَالَ إِنِّی ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّی سَیَهْدِینِ»، «رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ»، «فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ»  

ترجمه این آیات چنین است:

«[ابراهیم از این مهلکه به سلامت بیرون آمد]  و گفت: من به سوی پروردگارم رهسپارم، او به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد»، «پروردگارا!  [فرزندی]  از صالحان به من عطا  فرما»، «پس ما او را به پسری بردبار مژده دادیم»

پس از آنکه حضرت ابراهیم از توطئه‌ای که برای او تدارک دیده بودند، جان سالم به در برد، رسالت خود را در سرزمین بابل پایان یافته دید. لذا تصمیم گرفت به سوی شام هجرت کند، زیرا در طول تاریخ، این منطقه، سرزمین پیامبران و اولیای پاک خدا بوده است. ابراهیم از خدا خواست که او را در انجام وظیفه‌اش راهنمایی کند.

همچنین از خداوند تقاضا نمود که فرزندی از نیکان و صالحان به او عطا فرماید تا رسالت و راه و روش او را دنبال کند؛ فرزندی که از همه جهات صالح و شایسته باشد.

خداوند نیز دعای او را مستجاب فرمود و فرزندانی چون اسماعیل و اسحاق به او عطا کرد که هر دو از انسانهای پاک و صالح بودند و به مقام والای نبوت دست یافتند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. مردان الهی به سوی خدا راه می سپارند و مقصد آنان در هر کار و حرکتی خداست. آنها از خدا می‌خواهند که آنان را در طول مسیر، هدایت کند و با توکل بر خدا راه را می یابند.
  2. اگر در راه خدا گام برداریم، باید به لطف و راهنمایی و راهگشایی او اطمینان داشته باشیم.
  3. دعا برای داشتن فرزند صالح، از دعاهای پیامبران بوده است. این خود، نشان‌دهنده اهمیت نسل پاک و شایسته و درستکار/ و تاثیر فراوان آن بر پاکی و سلامت جامعه است.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ­ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.