شهریور ۲۲, ۱۳۹۷ ۰۴:۳۲ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 102 تا 105 در خدمت شما هستیم.

   بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 102 از سوره صافات گوش می‌سپاریم:

«فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ  سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّـهُ مِنَ الصَّابِرِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:        

«پس چون [اسماعیل به سِنّی رسید که]  در کار و کوشش، پدرش را همراهی کرد، پدر گفت: پسرم! من در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم، پس بنگر نظرت چیست؟ [آن را چگونه می بینی؟]  گفت: ای پدر!  آنچه را مأمور شده‌ای انجام ده که اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهی یافت»          

در برنامه قبل گفتیم که حضرت ابراهیم از خداوند خواست به او فرزندانی صالح عطا فرماید. این آیه می‌فرماید: فرزندی را که خداوند به او عطا نمود، هنگامی که به سنّ نوجوانی و شکوفایی رسید، خداوند از طریق رؤیا به حضرت ابراهیم فرمان داد که فرزندش را در راه خدا ذبح کند.

طبیعی است لازمه این کار، علاوه بر رضایت پدر، رضایت و پذیرش فرزند نیز بود. لذا آن حضرت به فرزندش اسماعیل گفت: چنین فرمانی به من داده شده است، آیا آمادگی پذیرش این کار سخت را داری یا نه؟ نظر تو چیست؟ ذبح فرزند به دست پدر؟!

 به طور طبیعی، انسانهای عادی در برابر این دستور الهی، این سؤالات را مطرح می‌کنند: خدایا این چه چیزی است که از من می خواهی؟! اگر می‌خواستی این طور شود، از ابتدا چنین فرزندی را به من نمی‌دادی. اگر هم قرار است این فرزند در راه تو کشته شود، چرا من که پدر او هستم این کار را انجام دهم؟!

اما پیامبران، قبل از آنکه پیامبر باشند، بنده و تسلیم فرمان خداوند هستند. از نظر آنها او خدایی دانا و حکیم است که هر فرمانی دهد، برآمده از علم و حکمت بی‌پایان اوست. لذا دلیلی ندارد که من با آگاهی و دانش محدود خود، دلیل این فرمان او را به طور کامل درک کنم.

پاسخ اسماعیل نوجوان نیز همین است که پدر جان، آنچه را خدا فرمان داده انجام بده، روابط پدر و پسری و عواطف بشری را کنار بگذار و به فکر انجام ماموریت خود باش. گرچه این کار سخت است، اما در راه اجرای فرمان پروردگار یگانه عالم، همه سختیها را به جان می‌خرم و صابر و شکیبا هستم.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. رؤیای پیامبران، نوعی وحی الهی بر آنان است. اما درمورد دیگر افراد چنین نیست. لذا افراد عادی نمی‌توانند به استناد خوابی که دیده‌اند، برای خود یا دیگران تکلیف تعیین کنند.
  2. دلبستگی به فرزند نباید مانع انجام دستورات الهی و یا ارتکاب گناه و نافرمانی خدا شود.
  3. عمل به وظیفه، نیازمند صبر و پایداری است. نباید به خاطر سختی کار، از فرمان خدا سرپیچی کرد.

 

اکنون به تلاوت آیات 103  تا 105 از سوره صافات گوش می‌سپاریم:

«فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ»، «وَنَادَیْنَاهُ أَن یَا إِبْرَاهِیمُ»، «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا  إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ»    

ترجمه این آیات چنین است:

«پس چون هر دو تسلیم [فرمان الهی] شدند و ابراهیم، پیشانی فرزند را بر خاک نهاد [تا ذبحش کند]»، «او را ندا دادیم که ای ابراهیم!»، «حقّا که رؤیایت را تحقق بخشیدی [و امر ما را اطاعت کردی]، ما نیکوکاران را اینگونه پاداش می‌دهیم»

پس از اعلام آمادگی اسماعیل برای اجرای فرمان الهی که بیانگر تسلیم بودن پدر و پسر در برابر خداوند بود، ابراهیم فرزندش را برای ذبح کردن به صورت بر خاک خواباند و مقدمات کار را فراهم ساخت. در آن لحظه  ندا آمد که ای ابراهیم، ما سر بریدن فرزند را از تو نمی خواستیم، بلکه دل بریدن از فرزند را می خواستیم که تو در این آزمون دشوار  پیروز شدی. تو آنچه را در رؤیا به تو فرمان دادیم، بدون کم و کاست محقق ساختی و نشان دادی که هم قصد و انگیزه انجام دستور الهی را داری و هم در راه آن، هیچ سستی و کوتاهی نمی‌کنی.

گرچه اسماعیل ذبح نشد، اما نیت ابراهیم این بود که فرزندش را در راه خدا ذبح کند.  همین نیت او کافی بود و به جای عمل، مورد قبول قرار گرفت.

اصولاً در فرهنگ دینی، بها و ارزش هر کاری، وابسته به نیت و انگیزه انجام آن است تا آنجاکه نیت مؤمن برای انجام کار خیر با ارزشتر از عمل او شمرده شده است.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. تسلیم بودن در برابر خدا و دستورات او، یکی از کمالات پیامبران و اولیای الهی است. اصولا  کاری مورد ستایش است که با تسلیم دربرابرخدا و رضایت همراه باشد. 
  2. گاه دستورات الهی برای آزمایش انسان است.
  3. برای رسیدن به کمالات معنوی، حد و مرزی وجود ندارد. گاه یک نوجوان (مانند اسماعیل) می تواند به سرعت مراتب کمال را پیموده و در این راه، همپای اولیای  بزرگ الهی (ابراهیم) گام بردارد.        
  4. احسان، فقط جنبه مالی ندارد، گذشت از جان در راه خدا نیز نوعی احسان است.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ­ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.