راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 133 تا 138 سوره صافات در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 133 تا 136 از سوره صافات گوش میسپاریم:
«وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِینَ»، «إِذْ نَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِینَ»، «إِلَّا عَجُوزًا فِی الْغَابِرِینَ»، «ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و همانا لوط نیز یکی از فرستادگان [ما] بود»، «آنگاه که او و همه خانوادهاش را نجات دادیم»، «جز پیرزنی که در میان باقی ماندگان [در شهر] بود»، «سپس دیگران را نابود کردیم»
در ادامه برنامههای پیشین که سرگذشت برخی پیامبران در این سوره (صافات) بیان شد، این آیات به اجمال، به سرگذشت حضرت لوط و قوم ایشان میپردازند. آن قوم در شمال منطقه حجاز و در مسیر مکّه به شام زندگی میکردند. هر روز کاروانهای تجاری از این مسیر رفت و آمد می کردند و از کنار دیار آنان میگذشتند.
از نظر تاریخی نیز براساس آیات قرآن، حضرت لوط در زمان حضرت ابراهیم بوده و مبلّغ آئین و شریعت آن حضرت بوده است.
این آیات به بخش پایانی سرگذشت حضرت لوط و قومش پرداخته، میفرماید: هنگامی که عذاب الهی بر آن قوم گنهکار نازل شد، کسانی که به او ایمان آورده و اهل او محسوب میشدند، از نزول عذاب خبردار شدند. آنها همراه لوط از شهر خارج شده و نجات یافتند. اما باقی مردم که افرادی فاسد بودند، از نزول عذاب خبر نداشتند. آنها در خانه های خود بودند که قهر الهی، آنان را از زمین و آسمان فرا گرفت و خانه های آنها بر سرشان ویران شد.
ادامه آیات بر این نکته اشاره دارد که همسر لوط، به جهت همکاری با آن قوم گنهکار و راضی بودن به کارهای زشت آنها، سرنوشتی مشابه آن قوم داشت و روابط خانوادگی نتوانست او را نجات دهد. زیرا ملاک مهر یا غضب الهی، رعایت اصول و ارزشهای دینی و اخلاقی است، پیوندهای خانوادگی و خویشاوندی نقشی در این مورد ندارد.
از این آیات میآموزیم:
- بیان سرگذشت اقوام گذشته در قرآن، درواقع تبیین سنتهای الهی حاکم بر تاریخ است تا مایه عبرت نسلهای مختلف بشر شود.
- حساب پیامبران، از حساب همسران و فرزندانشان جداست و روابط خانوادگی، تعیین کننده سرنوشت انسانها نیست. به عبارتی، وابستگی فیزیکی به تنهایی سبب نجات نخواهد بود.
- اهل ایمان و پیروان فکری و عملی پیامبران، هر چند از اقوام و نژادهای دیگر باشند، از خاندان آنها محسوب میشوند. به عکس نیز اگر فرزند و همسر پیامبران، بیایمان باشند، از اهل بیت آنها محسوب نمیشوند.
اکنون به تلاوت آیات 137 و 138 از سوره صافات گوش میسپاریم:
«وَإِنَّکُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِم مُّصْبِحِینَ»، «وَبِاللَّیْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و شما صبحگاهان از کنار [ویرانههای شهر] آنان میگذرید»، «و [نیز] شامگاهان، پس آیا نمی اندیشید؟»
در ذیل آیات قبل گفتیم که قوم لوط در مسیر کاروانهای تجاری مکه به شام زندگی میکردند. این آیات میفرماید: پس از نزول عذاب بر این قوم، کسانی که از کنار این شهر میگذشتند، میدیدند که چگونه ساکنان شهر در زیر آوارها مانده و جان دادهاند. آن قوم همجنسباز و بدکار بودند. درمیان آنها عده ای نیز بودند که دربرابر این کار زشت و ناپسند آنها، سکوت کرده و با این منکر بزرگ مبارزه نمیکردند. لذا همگی گرفتار عذاب شدند.
به طور کلی زشتی و قباحت این کار در میان قوم لوط از بین رفته بود. آنها حتی حضرت لوط را که آنان را از این کار ناپسند برحذر می داشت و به جای آن ازدواج طبیعی را مطرح میکرد، تهدید میکردند.
عجیب است که با گذشت چند هزار سال از ماجرای آن قوم، بشر امروز که مدعی پیشرفت و تمدّن است و ادیان را به کهنهپرستی و خرافه متهم می کند، خود گرفتار این رفتار پست و جاهلانه شده است. عجیب تر آنکه از نگاه مدعیان تمدن جدید، مجاز و قانونی شمردن این کار در کشورها، از نشانه های پیشرفت آنها در زمینه دموکراسی و حقوق بشر محسوب می شود.
باید به این نکته توجه داشت که حقوق واقعی بشر، تابع نیازهای طبیعی انسان و سازگار با اندامهای جسمانی اوست و از نظر فیزیولوژی، اندامهای جنسی مرد و زن برای رابطه با جنس مخالف طراحی شده و هیچگونه تناسبی برای ارتباط با همجنس ندارد. لذا هرچیزی برخلاف آن، مغایر با فیزیولوژی بدن انسان و نیازهای طبیعی اوست و با نظام آفرینش در تعارض است.
ممکن است عدهای بگویند: برخی افراد به همجنس خود تمایل دارند و نباید آنها را از این تمایل محروم کرد. پاسخ روشن است، آیا در دیگر امور جسمی و روانی، تابع تمایل افراد میشویم و مثلاً اجازه میدهیم استعمال مواد مخدر که مورد تمایل انسانهای بسیاری است، امری مجاز و قانونی تلقی شود؟!
به عبارت دیگر، قانون نمی تواند تابع تمایلات عده ای از افراد باشد، بلکه به عکس، یکی از وظایف قانون این است که جلوی تمایلات غیرطبیعی و نابجا را بگیرد.
به عنوان مثال امروزه عدهای تمایل به رابطه جنسی با برخی حیوانات دارند، آیا باید این کار هم قانونی شمرده شود؟! عموم مردم ازجمله حامیان حقوق حیوانات، این کار را غیرطبیعی و مغایر با نظام طبیعت می شمرند، لذا با آن مخالفت می ورزند. پس تمایل عده ای از افراد به کاری، دلیل بر درست و عقلانی بودن آن نیست و نمی تواند منشاء قانونگذاری باشد.
به هر حال، گرچه بشر امروز در ابزار زندگی از قبیل پوشاک و مسکن و خودرو و سایر وسایل رفاهی پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده، اما متاسفانه در روابط انسانی پیشرفت چندانی نداشته، حتی در مواردی پسرفت نیز داشته است که ازدواج همجنسگرایان یکی از نمونه های آن است.
از این آیات میآموزیم:
- با سیر و سفر به نقاط تاریخی و باستانی به جا مانده از اقوام پیشین یا مطالعه در سرگذشت آنها، برای زندگی امروز خود عبرت بگیریم.
- امور عبرتآموز کم نیست. مشکل این است که بی توجه از کنار امور می گذریم و کمتر در آنها می اندیشیم تا عبرت بگیریم.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.