راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 139 تا 148 سوره صافات در خدمت شما خواهیم بود.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 139 تا 141 از سوره صافات گوش میسپاریم:
«وَإِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»، «إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ»، «فَسَاهَمَ فَکَانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و همانا یونس از فرستادگان بود»، «آنگاه که [از قوم خود] به سوی کشتی پُر [از بار و مسافر] گریخت»، «پس با آنان [سرنشینان کشتی] قرعه انداخت و از بازندگان شد»
در برنامه های پیشین، سرگذشت برخی پیامبران به طور خلاصه بیان شد. این آیات در ادامه به اجمال به سرگذشت حضرت یونس میپردازد. خداوند، پیامبرانی چون نوح و ابراهیم و موسی و هارون و الیاس و لوط را از شرّ دشمنانشان نجات داد، مخالفان آنها را مغلوب کرد و به عذاب گرفتار نمود. اما در داستان حضرت یونس، ماجرا به گونه ای دیگر رقم خورد. بدین ترتیب که قومش با دیدن نشانه های عذاب توبه کردند و خداوند آنها را مشمول لطف خویش قرار داد و در مقابل، یونس را به خاطر ترک قومش گرفتار مشکلات کرد.
براساس روایات، حضرت یونس همانند دیگر پیامبران، قومش را از شرک و بتپرستی و کارهای نادرست برحذر می داشت. اما آنها هیچ توجهی به سخنان او نداشتند و چند نفر بیشتر به او ایمان نیاوردند. خداوند به او وحی کرد که به زودی عذاب بر آن قوم نازل میشود. او به همراه یکی از مؤمنان، از شهر خارج شد و به سمت دریا رفت. در ساحل یک کشتی پر از بار و مسافر را دید و از آنها خواست که او را نیز همراه خود ببرند. آنها نیز او را سوار کرده و به راه افتادند.
در وسط دریا، نهنگی به کشتی حمله کرد و دهان خود را گشود. اهل کشتی دریافتند که باید یکی از مسافران را فدا کنند، وگرنه خطر همه سرنشینان کشتی را تهدید می کند. آنها تصمیم گرفتند که از طریق قرعه، یکی از مسافران را انتخاب کرده و به دهان نهنگ بیاندازند تا از کشتی و مسافران آن دست بردارد. قرعه به نام یونس افتاد و به ناچار او را به دهان نهنگ انداختند.
از این آیات میآموزیم:
- پیامبران باید صبر و تحمل و سعه صدر بالایی داشته باشند و هرگونه کمصبری آنان با گوشمالی سخت خداوند مواجه می شود.
- آشنایی با تاریخ و سرگذشت پیامبران و ملل پیشین، درسی برای زندگی امروز ما در جهان پر از ظلم و کفر است.
- در شرایط مساوی برای انتخاب افراد مورد نظر، می توان از قرعه کشی استفاده کرد که در اسلام نیز امری مشروع شمرده میشود.
اکنون به تلاوت آیات 142 تا 144 از سوره صافات گوش میسپاریم:
«فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِیمٌ»، «فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ»، «لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس [او را به دریا افکندند و] ماهی بزرگی او را بلعید، در حالی که او نکوهش کننده [خویش] بود»، «پس اگر او از تسبیحگویان نبود،»، «بیتردید تا روزی که برانگیخته می شوند [تا روز قیامت]، در شکم ماهی میماند»
چنانکه از آیات بر میآید، آن نهنگ از جانب خداوند مأمور شده بود که یونس را ببلعد، لذا به تدبیر الهی، قرعه به نام یونس افتاد. اما خدایی که نهنگ را مامور بلعیدن یونس کرده است، این قدرت را دارد یونس را تا زمانی که بخواهد در شکم آن حیوان زنده نگهدارد.
یونس هنگامی که دید نهنگ به او آسیبی نرسانده و در شکم ماهی زنده مانده است، متوجه اصل ماجرا شد. او به درگاه خداوند رویآورد و به خاطر کوتاهیش در انجام وظیفه، به توبه و انابه و استغفار پرداخت.
اقرار و اعتراف او همراه با ندامت و پشیمانی و سرزنش خود، باعث شد که خداوند اسباب نجات او را فراهم کند. پس نهنگ به ساحل آمد، دهان خود را باز کرد و یونس از شکم آن خارج شد. طبیعی است اگر عفو الهی شامل حال یونس نمیشد، او تا قیامت در شکم آن ماهی بزرگ میماند.
از این آیات میآموزیم:
- گاهی حیوانات برای انجام کاری عجیب و خارق العاده از جانب خداوند مأمور می شوند.
- هنگام مواجه شدن با مشکلات و تنگناها، فرار از مسئولیت، راه گشا نیست. چه بسا این کار، مشکلات بزرگتری را به بار می آورد.
- استغفار و تسبیح خداوند و روی آوردن به درگاه او، از راههای نجات از مشکلات و گرفتاریها است. همانگونه که حضرت یونس پس از گرفتار شدن در شکم ماهی که جایی تاریک و ظلمانی بود، به خداوند یگانه روی آورد و از او طلب عفو و بخشش کرد.
اکنون به تلاوت آیات 145 تا 148 از سوره صافات گوش میسپاریم:
«فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِیمٌ»، «وَأَنبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِّن یَقْطِینٍ»، «وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ»، «فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِینٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس او را در حالی که بیمار بود، به زمین خشکی افکندیم»، «و بر او بوتهای از کدو رویاندیم»، «و او را به سوی یکصد هزار نفر یا بیشتر فرستادیم»، «پس ایمان آوردند و تا مدتی آنان را کامیاب و بهرهمند کردیم»
این آیات که پایان سرگذشت یونس را در شکم ماهی بیان میکند، میفرماید: به فرمان خداوند، نهنگ به ساحل دریا آمد و یونس را از دهان بیرون افکند. یونس که به طور طبیعی بسیار ضعیف و رنجور شده بود، توان حرکت نداشت و در همانجا دراز کشید. خداوند بوته کدویی در کنار او رویاند و با برگهای بزرگ بدن او را پوشاند تا هم از گرمای آفتاب در امان بماند و هم پوست او را التیام بخشد.
با این تدبیر الهی، یونس نجات پیدا کرد. او به تدریج سلامت خود را باز یافت و آماده بازگشت به سوی قومش شد. هنگامی به شهر و دیار خود رسید، با کمال تعجب دید که همان مشرکان و بتپرستان عموماً خداپرست شدهاند و عذاب نیز نازل نشده است. بلکه خداوند به آنان مهلت داده است تا پایان عمر به طور طبیعی زندگی کنند و از آن بهره ببرند.
از این آیات میآموزیم:
- قوم یونس به خاطر توبه و ایمان به پروردگار مشمول لطف الهی شدند، دعا و تسبیح یونس هم سبب برخورداری او از لطف و امداد الهی شد.
- هیچگاه از توبه و بازگشت بدکاران ناامید نشویم و با آنان قهر نکنیم. چه بسا آنها در یک لحظه بیدار و متحوّل شوند و باز گردند.
- توبه از خطاهای گذشته، زمینه ساز کامیابی در آینده است. قوم یونس توبه کردند، لذا خداوند قهر خود را باز گرفت و آنان را کامیاب ساخت.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.