بهمن ۱۷, ۱۳۹۷ ۰۸:۴۱ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات دیگری از سوره صاد در خدمت شما هستیم.

       بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 5 تا 7 از سوره صاد گوش می سپاریم:

«أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَـهًا وَاحِدًا إِنَّ هَـذَا لَشَیْءٌ عُجَابٌ»، «وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِکُمْ  إِنَّ هَـذَا لَشَیْءٌ یُرَادُ»، «مَا سَمِعْنَا بِهَـذَا فِی الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَـذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ»

ترجمه این آیات چنین است:

«[سران شرک گفتند:] آیا او به جای خدایان [متعدد] ، خدای واحدی قرار داده است؟ این به راستی چیز عجیبی است»، «بزرگانشان به راه افتادند و گفتند: بروید و بر پرستش خدایان خود پایدار بمانید، این چیزی است که [ازشما]  خواسته شده است»، «ما چنین چیزی را در آخرین آئین نشنیده‌ایم. این تنها یک آئین ساختگی است»

در برنامه قبل گفتیم که بزرگان شرک در مکّه، حاضر به شنیدن و پذیرش سخنان پیامبر اسلام نبودند و برای آنکه از گرایش مردم به آن حضرت جلوگیری کنند، پیامبر را جادوگر و دروغگو معرفی می‌کردند.

این آیات می‌فرماید: آنها به مردم می‌گفتند: شما این همه خدا دارید، و برای هر کاری به یکی از آنها توجه می‌کنید. اما این پیامبر می‌خواهد همه این خدایان را از شما بگیرد و تنها یک خدا را جایگزین آنها کند که نادیدنی است و نمی‌توانید او را ببینید و لمس کنید.

اگر می‌خواهید به مراد خود برسید، باید در  آئین بت ‌پرستی پایدار بمانید، دست از این بتان برندارید، و به حرفهای عجیب این مرد (پیامبر) گوش ندهید. زیرا سخنان او هیچ سابقه‌ قبلی ندارد. آنچه پیشینیان درباره راه و روش پرستش به ما آموخته‌اند، همین بوده است و ما در شیوه پرستش آنان چنین آئینی نمی ‌بینیم.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. مهمترین وظیفه پیامبران، نفی خدایان دروغین و اثبات خدای یکتاست؛ امری که در نزد مشرکان و منکران، عجیب و غریب به نظر می‌آید.
  2. اکثر مردم دوست دارند به شیوه پدرانشان زندگی کنند. برای آنها دست برداشتن از عقاید گذشته و پذیرش راه و آئین جدید در زندگی، سخت و باور نکردنی است.
  3.  سردمداران کفر، درمورد حق شبهه افکنی و فتنه انگیزی می کنند. آنها با تبلیغات منفی و گمراه کننده، مردم را از حضور در اجتماعاتی که در آنها حرف حق گفته می شود، برحذر می دارند. آنها پایداری بر انحراف و گمراهی را ترویج می کنند. 

 

اکنون به تلاوت آیه 8  از سوره صاد گوش می‌سپاریم:

«أَأُنزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِن بَیْنِنَا  بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِّن ذِکْرِی  بَل لَّمَّا یَذُوقُوا عَذَابِ»    

ترجمه این آیه چنین است:

«آیا از میان همه ما، قرآن بر [فقط] او نازل شده است؟ بلکه آنان درباره قرآنِ من در شک هستند. بلکه آنان هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند»

یکی از بهانه‌ های مشرکان مکه برای ایجاد تردید در حقانیت پیامبر اسلام این بود که می‌گفتند: با وجود این همه بزرگان قریش، چگونه است که فردی یتیم، که نه ثروتی دارد و نه عنوان و جایگاهی، مورد وحی الهی قرار گیرد. اگر هم قرار بود که خداوند فرشتگانش را بر کسی نازل کند، بایستی از میان بزرگان قریش فردی را انتخاب می‌کرد، که سرشناس و بانفوذ و صاحب مال و ثروت بسیار باشد.

روشن است که این سخن، منطق دنیاپرستان است که همه چیز را با ملاکهای مادی می‌سنجند و گمان می‌کنند که هر کس از ثروت و قدرت بیشتری برخوردار است، شایستگی هدایت و حاکمیت جامعه را دارد.

در حالی که روشن است هدایت الهی، امری معنوی است و لازمه ‌اش دارا بودن روح پاک و فطرت سالم است. لذا خداوند بهتر می‌داند که چه کسی واجد شرایط است و می‌تواند رسالت او را بر عهده گرفته و به انجام رساند.

پایان آیه می‌فرماید: آنها که از روی عناد و لجاجت یا حسادت، حاضر به پذیرش حق نیستند، کیفر الهی را خواهند چشید و نتیجه انکار حق را مشاهده خواهند کرد.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. از ریشه های انکار حق و نپذیرفتن آن، حسادت و خود برتر بینی است. گاه فرد براثر خود بزرگ بینی گمان می کند که آنچه دیگران دارند، حق اوست و او در رسیدن به آن حق، بر دیگران رجحان داشته است.
  2. شک و تردید امری طبیعی است. البته در هنگام شک، انسان باید تحقیق و بررسی کند تا حقیقت برایش روشن/ و شک و تردید برطرف شود.  به هرحال، به صرف شک در چیزی، نمی توان آن را نفی و انکار کرد.

 

اکنون به تلاوت آیات 9 تا 11 از سوره صاد گوش می‌سپاریم:

«أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّکَ الْعَزِیزِ الْوَهَّابِ»، «أَمْ لَهُم مُّلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا فَلْیَرْتَقُوا فِی الْأَسْبَابِ»، «جُندٌ مَّا هُنَالِکَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ»                                                    

ترجمه این آیات چنین است:

«مگر گنجینه ‌های رحمت پروردگار عزیز و بخشنده‌ی تو نزد آنهاست؟»، «یا فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، از آنِ ایشان است؟ [اگر چنین است] با هر وسیله [ممکن، به آسمانها]  بالا بروند [و از نزول وحی بر کسی که ما می خواهیم، جلوگیری کنند]»، «این‌ها لشکری کوچک و شکست ‌خورده از احزاب‌اند»                           

این آیات در ادامه آیات قبل، خطاب به منکران وحی بر پیامبر اسلام می‌فرماید: مگر خداوند تعیین پیامبران را به عهده‌ی آنان گذارده است که هر کس را آنان مایل بودند، به او حکم نبوت دهد و هر کس را که آنان نخواستند، حکم نبوت را از او باز ستاند.

برخی انسانها چقدر خودخواه و خود بزرگ‌ بین هستند که گمان می‌کنند همه چیز را می‌دانند و قدرت تشخیص همه چیز را دارند، تا جایی که برای خدا تعیین تکلیف می‌کنند و حتی به خود اجازه می‌دهند درمورد احکام و دستورات الهی اظهار نظر کنند که کدام درست است و کدام نادرست!

ادامه آیات خطاب به پیامبر و مسلمانان می‌فرماید: از سخنان نابجای این مشرکان، ‌دچار ضعف و سستی نشوید، زیرا اینها گروهی اندک از میان احزاب و گروه‌های مختلف هستند که در برابر حق ایستادند و موفق نشدند ندای حق طلبانه پیامبران را خاموش کنند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. هدایت مردم از طریق پیامبران، جلوه‌ای از رحمت گسترده الهی است.
  2. نظام تشریع و قانون‌گذاری برای انسان، تنها به دست خدایی است که خالق نظام هستی و تدبیر‌کننده امور عالم است.
  3. احزاب و گروه‌هایی که در برابر حق می ایستند، در نهایت محکوم به شکست‌ و نابودی هستند، گرچه در ظاهر دارای قدرت و مکنت باشند.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.