راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 67 تا 74 سوره صاد در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 67 تا 70 از سوره صاد گوش فرا میدهیم:
«قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ»، «أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ»، «مَا کَانَ لِیَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ یَخْتَصِمُونَ»، «إِن یُوحَى إِلَیَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُّبِینٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«[ای پیامبر!] بگو: این خبری بزرگ است»، «که شما از آن رویگردانید»، «برای من درباره عالم بالا هیچ آگاهی [و دانشی] نبود، آنگاه که [درباره خلقت آدم] مجادله میکردند»، «به من چیزی وحی نمیشود، مگر از آن رو که من هشدار دهندهای آشکارم»
در آیاتی که در چند برنامه گذشته مورد بررسی قرار گرفت، از بهشت و دوزخ و اوضاع و احوال بهشتیان و دوزخیان سخن به میان آمد. این آیات می فرماید: اینها امور غیبی است که جز از طریق وحی، راهی برای شناخت آنها وجود ندارد و این وحی پس از نزول بر پیامبر به صورت مکتوب در قالب قرآن ارائه شده است. لذا ابتدا میفرماید: ای پیامبر به مشرکان بگو: این قرآن، خبر بزرگی است که شما به واسطهی کفرتان به خدا، از آن رویگردانید و حاضر به شنیدن سخنان من و تأمل در آن نیستید. در حالی که من این مطالب را از جانب خود نمیگویم، بلکه همهی آنها بر من وحی شده تا به شما درباره آینده و آنچه پیش روی شماست، هشدار دهم. من از جانب خود، علم غیب ندارم و همانند شما چیزی از امور غیبی نمیدانم، مگر آنکه خداوند بر من وحی کند، چنانکه از ماجرای مجادله فرشتگان در هنگام آفرینش آدم، اطلاعی نداشتم و خداوند مرا آگاه ساخت.
از این آیات میآموزیم:
- در امور اعتقادی، پذیرش یا اعراض مردم، نشانه حقانیت یا بطلان آن اندیشه و عقیده نیست.
- منبع آگاهی پیامبران از امور غیبی، وحیِ پروردگار است. به طور مسلّم، علم و آگاهی پیامبران از امور غیبی، مطلق نیست، بلکه به میزانی است که خداوند بخواهد و به آنها وحی کند.
اکنون به تلاوت آیات 71 و 72 از سوره صاد گوش میسپاریم:
«إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِّن طِینٍ»، «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گِل می آفرینم»، «پس همین که او را نظام بخشیدم [و اندامش را نیکو و استوار ساختم] و از روح خود در او دمیدم، برای او به سجده در افتید»
در ادامه آیات قبل که به گفتگوی فرشتگان درباره یک موضوع مهم اشاره داشت، این آیات میفرماید این گفتگو درباره خلقت آدم بود. قضیه از این قرار بود که خداوند هنگام آفرینش آدم، موضوع را با فرشتگان در میان گذاشت و به آنان گفت: من قصد دارم از آب و خاک، موجودی جدید بیافرینم که با دیگر جانداران و حیوانات تفاوتی اساسی دارد و آن اینکه از روح خودم در آن میدمم. لذا باید در برابر این موجود جدید سجده کنید و برتری او را بر خودتان بپذیرید.
اینکه جسم انسان از آب و خاک است، امری واضح و روشن است. زیرا تمام مواد غذایی که بدن از آن تشکیل میشود، مستقیم یا غیرمستقیم از گیاهانی هستند که از خاک برآمده و با آب رشد کردهاند. اما این حقیقت که انسان افزون بر جسم خاکی، از روح الهی نیز برخوردار است، بیانگر کرامت انسان و جایگاه ویژه او در نظام هستی است، زیرا امانتدار چیزی است که خدا در او به ودیعت نهاده است.
البته مراد از دمیدن روح الهی در وجود انسان، این نیست که چیزی از خدا جدا شده و به انسان ملحق شده است! بلکه منظور، بیان منشاء و ریشه روح انسان است که از عالم بالاست، نه عالم خاکی/ به بیان دیگر، بخشی از صفات الهی که بشر ظرفیت و آمادگی دریافت آن را داشته است، به او بخشیده شده است. به عنوان مثال، خداوند صفاتی چون علم، قدرت، رحمت و نیز اختیار و اراده را در حد محدود بشری به او اعطا کرده است.
از این آیات میآموزیم:
- آفرینش فرشتگان پیش از آفرینش بشر بوده است. زیرا خداوند قبل از انسان، با فرشتگان گفتگو داشته است. ولی ازآنجا که لیاقت و شایستگی، از سابقه مهمتر است، بشر بر فرشتگان برتری دارد.
- انسان موجودی دو بعدی است. بعد مادی و بعد معنوی/ انسان به خاطر بعد روحی او و نفخه الهی، مسجود فرشتگان شد، نه ویژگیهای جسمانی اش/
- سجده دربرابر غیرخدا جایز نیست، مگر آنکه به اذن و فرمان خداوند باشد. سجده بر آدم، چون به فرمان خدا بود، بندگی دربرابر خداست، نه بندگی آدم!
اکنون به تلاوت آیات 73 و 74 از سوره صاد گوش میسپاریم:
«فَسَجَدَ الْمَلَائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ»، «إِلَّا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس فرشتگان همه با هم سجده کردند»، «مگر ابلیس که تکبر ورزید و از کافران شد»
براساس آیات قرآن، فرشتگان موجوداتی مطیع و فرمانبرند و هیچگاه از دستور خداوند سرپیچی نمیکنند. لذا پس از صدور فرمان خداوند مبنی بر سجده بر آدم، همگی بی درنگ در برابر انسان خضوع کردند و از فرمان خدا اطاعت نمودند. اما تنها کسی که نافرمانی کرد، ابلیس بود که از روی تکبّر و بزرگیطلبی حاضر نشد در برابر انسان خضوع کند؛ زیرا او خود را برتر و والاتر از انسان می دانست. این نافرمانی ابلیس سبب شد از مقام بلندی که به دست آورده بود، سقوط کند و در صف کافران عصیانگر قرار گیرد.
بدیهی است اگر ابلیس نیز از جنس فرشتگان بود، نمی توانست نافرمانی کند. همین نافرمانی نشان میدهد که او از جنس فرشتگان نبود، بلکه چنانکه در آیات دیگر قرآن نیز تصریح شده است، او از جنس جنّ بود. چراکه برای جنّ مانند انسان، امکان سرکشی و عصیان وجود دارد. در روایات آمده است که ابلیس به خاطر عبادت و اطاعت طولانی خداوند، در صف فرشتگان درآمده بود و به همین جهت او نیز مورد خطاب خداوند در سجده بر انسان قرار گرفت.
از این آیات میآموزیم:
- غرور و تکبر، می تواند عامل سقوط فرد باشد، حتی اگر عمری را به درستی گذرانده باشد.
- در جمع خوبان و با خوبان بودن، به تنهایی عامل نجات نیست، بلکه هر کس باید بکوشد که به معنای واقعی خوب باشد تا رستگار شود. چه بسا فرزندان و نزدیکان پیامبران و اولیای خدا، که از راه حق منحرف شده و به پرتگاه فساد و تباهی سقوط کردهاند.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.