اردیبهشت ۰۳, ۱۳۹۸ ۰۹:۱۹ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 75 تا 78 سوره صاد در خدمت شما هستیم.

  بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 75 و 76  از سوره صاد گوش فرا می‌دهیم:

«قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ»، «قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ»

ترجمه این آیات چنین است:   

«[خداوند]  فرمود: ای ابلیس! چه چیزی مانع تو شد که بر آنچه با دستان [قدرت]  خود آفریدم، سجده کنی؟ آیا تکبّر کردی یا آنکه از بلندمرتبه‌گان بودی؟»، «او گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گِل ساختی»

 در برنامه قبل گفتیم که پس از آفرینش اولین انسان، خداوند به فرشتگان  فرمان داد در برابر او سجده کنند و همگی سجده کردند، جز ابلیس که نافرمانی کرد. این آیات می ‌فرماید: خداوند ابلیس را بازخواست نمود که چرا از سجده بر آدم سر باز زدی؟ آیا مقام و جایگاه تو آنقدر عالی بود که فرمان سجده بر آدم شامل حال تو نمی‌شد؟ یا آنکه بر اثر  کبر و غرور و نخوت، حاضر به خضوع و تواضع در برابر آدم نشدی؟

اما ابلیس به جای آنکه بپذیرد که کار او نادرست بوده است و از کار خود اظهار پشیمانی و توبه کند، آدم را موجودی پست‌تر از خود دانست که لیاقت سجده را ندارد. او برای اثبات حرف خود، این چنین مقایسه کرد و گفت: جنس من که از جنّ هستم، از آتش است و جنس آدم از خاک/  و بدیهی است که آتش برتر از خاک است!

در خصوص این مقایسه ابلیس، چند نکته را باید یادآور شویم: 

اولا این مقایسه هیچ مبنای درستی ندارد، زیرا دلیلی منطقی و عقلانی وجود ندارد که ثابت کند آتش از خاک برتر است. 

 ثانیاً بر فرض که ابلیس برتر باشد، وقتی که خداوند فرمان سجده و تواضع  در برابر آدم را می‌ دهد، ترک سجده، به معنای نافرمانی خالق است که با هیچ منطق درستی قابل توجیه و دفاع نیست. 

 ثالثاً، فرمان سجده بر آدم، از آن جهت نبود که او از خاک  برآمده است، بلکه به جهت روح الهی بود که در او دمیده شده و از آن جهت بر همه موجودات برتری یافته است.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. به مُجرم و خلافکار نیز باید فرصت حرف زدن داد تا ریشه ها و انگیزه های جرم او  روشن و آشکار شود.
  2. آفرینش انسان، متمایز از سایر موجودات است. نه فقط جانداران و حیوانات زمینی، بلکه فرشتگان آسمان و جنیان نامرئی نیز به رتبه و جایگاه انسان نمی‌رسند.
  3. در برابر فرمان صریح خداوند باید تسلیم بود و از استدلالهای نادرست و غیرمنطقی دست برداشت.
  4. کسانی که در برابر خدا خضوع و تواضع نمی‌کنند و تسلیم فرمان او نیستند، ریشه‌ اش نوعی تکبر دربرابر پروردگار جهان است.
  5. نژادپرستی و برتر دانستن یک نژاد بر دیگر نژادهای بشری، نوعی تفکر و رفتار شیطانی است.

 

اکنون به تلاوت آیات 77 و 78  از سوره صاد گوش می‌سپاریم:

«قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ»، «وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ»

ترجمه این آیات چنین است:

«خداوند [به ابلیس] فرمود: پس از آن [جایگاه]  بیرون شو که تو رانده ‌شده‌ای»، «و لعنت من تا روز قیامت بر تو خواهد بود»

با آنکه ابلیس از جنّ بود و بر اثر سالها طاعت و عبادت، در صف فرشتگان قرار گرفته بود، اما نافرمانی و سرکشی او در سجده بر آدم، نشان داد که در برابر فرمان الهی تسلیم و مطیع نیست و آنچه را خودش می خواهد، انجام می‌دهد. داستان سرگذشت او مثل کسی است که تلاش کرده از کوهی سخت و صعب العبور بالا رود و به قله برسد، اما در اثر لحظه ای غفلت، پایش ‌ لغزیده و از پرتگاه سقوط می‌کند. ابلیس نیز به خاطر همین نافرمانی و لغزش، از آن جایگاه سقوط کرد و از درگاه الهی رانده شد.

براساس این آیات، افزون بر رانده شدن از درگاه الهی، لعنت الهی نیز تا روز قیامت او را در بر می‌گیرد.

در اینجا شاید به ذهن کسی این سؤال خطور کند که چنین کیفر بزرگی برای یک نافرمانی، آن ‌هم سجده‌ نکردن بر آدم (نه بر خدا)، چه توجیهی دارد؟

در پاسخ باید گفت: نافرمانی کاری خلاف و ناپسند است، ولی مهمتر از آن، توجیه کردن نافرمانی است. حضرت آدم نیز در باغ بهشت‌ مانندی که خداوند برای او مهیّا کرده بود، نافرمانی کرد و از میوه‌ی ممنوعه خورد. اما تفاوت آدم و ابلیس در این بود که آدم، کار نادرست خود را توجیه نکرد، بلکه به صورت جدی در صدد عذرخواهی و توبه و انابه برآمد. لذا خداوند توبه او را پذیرفت و او را مشمول رحمت خاصه خویش قرار داد.

اما شیطان به جای توبه و طلب بخشش، دست به توجیه زد و مشمول لعنت الهی شد.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. کبر و غرور و فخرفروشی، حاصلی جز محرومیت از رحمت خدا و نعمتهای او ندارد و موجب سقوط انسان است.
  2. لازم است عناصر نامطلوب جامعه و کسانی که از قوانین الهی سرکشی می کنند، از اجتماع طرد شوند. مسئولیتها باید در اختیار افراد درستکار و با ایمان باشد.
  3. افراد شیطان ‌صفت که دچار حسد و کینه و کبر و غرور هستند، باید در  اجتماع  تحقیر شوند.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.