راهی به سوی نور
با تفسیر ساده ور وران آیات اول تا چهارم سوره زمر در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
با پایان یافتن سوره صاد در برنامه قبل، در این برنامه سوره زمر را که سی و نهمین سوره قرآن کریم است، آغاز میکنیم. این سوره در مکه نازل شده است و مانند دیگر سورههای مکّی، بیشتر آیات آن درباره موضوعات اعتقادی نظیر توحید و معاد و نبوت است.
ابتدا به تلاوت آیات اول و دوم از سوره زمر گوش فرا میدهیم:
«تَنزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّـهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»، «إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّـهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«نازل شدن [این] کتاب، از سوی خداوند عزیز و حکیم است»، «ما این کتاب را به حق به سوی تو نازل کردیم؛ پس خدا را پرستش کن، در حالی که دین [خود] را برای او خالص کردهای»
این آیات به جایگاه قرآن در مکتب اسلام اشاره کرده و می فرماید: قرآن، کلام خداست، نه کلام حضرت محمد(ص)/ چنانکه کتب آسمانی قبلی نیز سخنان پیامبرانی چون حضرت موسی و حضرت عیسی نبوده است، بلکه کلام خدا بوده است. هدف نزول این کتاب نیز، همچون کتب قبلی، هدایت مردم به سوی شناخت درست از آفریدگار جهان و زدودن هرگونه انحراف از اصل یکتاپرستی بوده است.
بشر به طور فطری و طبیعی میداند که جهان دارای آفریدگار است، اما در شناخت این خالق دچار اشتباه میشود. او یا اشیاء و افراد را شریک خدا در آفرینش جهان می داند یا آنها را در تدبیر و اداره امور عالم، شریک خدا میپندارد. لذا قرآن آمده است تا خدای حقیقی جهان را به دور از انواع پیرایه ها و خرافات معرفی کند.
روشن است کتابی که از سوی خداوند نازل شده است، مطالبش کاملا بر حق و درست است و از هر سخن باطل و نادرستی پاک و پیراسته است، زیرا او عزیز و حکیم است و جز علم و حکمت از او صادر نمی شود.
از این آیات میآموزیم:
گرچه خدا را با چشمان خود نمیبینیم، اما با خواندن آیات قرآن، سخن او را میشنویم و با تأمل و تفکر در آن، به درستی و حقانیت آن پی میبریم.
عزت واقعی در سایه علم و حکمت به دست می آید و این دو (عزت و حکمت) ملازم و همراه یکدیگرند.
بندگی خدا باید خالصانه و براساس دین حق و به دور از هرگونه شرک و کفر و خرافه باشد.
اکنون به تلاوت آیه 3 از سوره زمر گوش میسپاریم:
«أَلَا لِلَّـهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّـهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّـهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّـهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ»
ترجمه این آیه چنین است:
«آگاه باشید که دین خالص از آنِ خداست و آنان که به جای خدا، سرپرستان و معبودهایی برگزیدند [می گویند:]، ما آنها را نمیپرستیم مگر برای آنکه ما را هرچه بیشتر به خدا نزدیک کنند، بیتردید، خداوند دربارهی آنچه که بر سر آن اختلاف دارند، میان آنان داوری خواهد کرد. البته خدا کسی را که دروغگوی ناسپاس است، هدایت نمیکند»
در ادامه آیه قبل که درباره اخلاص در دین بود، این آیه با تأکید بر آن میافزاید: دین و آئین خالص را تنها از خدا می توان دریافت کرد و آنچه ساخته ذهن و فکر بشر باشد، آمیخته با شرک و خرافه و انحراف است. این فقط خداوند است که میتواند خود را به درستی به انسان معرفی کند و راه صحیح عبادت و بندگی را به او بیاموزد.
همچنین، آنچه را خدا میپذیرد، دین خالص است و هرگونه شرک و ریا در فکر و عمل باعث میشود کارهای نیک نیز مورد پذیرش او واقع نشود. چنانکه رسول خدا در پاسخ کسی که به آن حضرت گفت: ما اموال خود را به نیازمندان میبخشیم تا مردم از ما به نیکی یاد کنند، فرمود: خداوند تنها کاری را می پذیرد که خالص برای او باشد.
ادامه آیه به یکی از نشانه های دورشدن از اخلاص در دین اشاره کرده و می فرماید: مشرکان به گمان اینکه انسان نمیتواند به طور مستقیم خدا را بخواند و با او ارتباط برقرار کند، برخی مخلوقات او را به عنوان واسطه های مقدس میان خود و خدا میپرستیدند و در عبادت خدا، شریک میکردند. در حالی که خداوند هرگز چنین اجازهای نداده و آنها به دروغ و براساس افکار انحرافی و شرک آمیز چنین نسبتی را به خدا میدهند و غیرخدا را می پرستند.
از این آیه میآموزیم:
مکاتب ساخته بشر، هر قدر هم معنوی و عرفانی باشند، با انواع خرافات و انحرافات فکری و عملی آمیختهاند و آئین پاک و خالص، تنها از سوی خدای بزرگ نازل شده است.
منحرفان فکری، انحرافات خود را توجیه میکنند تا بتوانند دیگران را به آئین خود جذب کنند، چنانکه بتپرستان، بتها را واسطه میان خود و خدا می شمردند.
خداجویی و تقرّب به خدا، محبوب همگان است، اما در شیوه و روش این تقرب، عده زیادی به خطا میروند.
اکنون به تلاوت آیه 4 از سوره زمر گوش میسپاریم:
«لَّوْ أَرَادَ اللَّـهُ أَن یَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَى مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»
ترجمه این آیه چنین است:
«اگر خدا میخواست [برای خود] فرزندی بگیرد، قطعاً از آن چه میآفریند، آنچه را میخواست بر میگزید، [اما] او منزّه است [از اینکه فرزندی داشته باشد.] او خداوند یگانه قهّار است»
در ادامه آیه قبل که یکی از نشانههای شرک در پرستش خدا را بیان کرد، این آیه میفرماید: برخی مشرکان نیز فرشتگان را دختران خدا پنداشته و آنها را میپرستیدند، چنانکه مسیحیان نیز، حضرت مسیح را که فرزند حضرت مریم است، پسر خدا پنداشته و او را میپرستند.
در حالی که خداوند هیچ فرزندی ندارد و پاک و منزّه است از اینکه فرزندی داشته باشد. اگر هم میخواست یکی از مخلوقاتش را به فرزندی بگیرد، آن را اعلام میکرد تا همه بشناسند و او را هم عبادت کنند.
علاوه بر آن، خدا موجودی یکتا و یگانه است و هیچ موجودی نمیتواند مِثل و شبیه و مانند او باشد تا فرزند او محسوب شود. او بر همه چیز غالب و مسلّط است و در برابر او قدرتی وجود ندارد، تا او نیازمند مثل و مانند و یا فرزند باشد.
از این آیه میآموزیم:
خداوند، نه فرزند دارد، نه فرزند خوانده/ چراکه فرزند خواستن، نشانه نیاز است. درحالی که او بی نیاز مطلق است و هیچ نیازی ندارد که یکی از مخلوقاتش را به فرزندی بگیرد.
خداوند، یگانه و بی همتاست و هیچ موجودی شبیه و مانند او نیست. لذا هر فکر و عقیدهای که برای خدا، مثل و مانندی فرض کند، با یکتایی و یگانگی خدا ناسازگار بوده و از بنیان مردود است.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار. ------------