راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 29 تا 32 سوره زمر در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 29 از سوره زمر گوش میسپاریم:
«ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّـهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«خداوند [برای شرک و توحید] مَثلی زده است، مردی که چند مالک ناسازگار در مالکیت او شریک هستند [و هریک او را به کاری می گمارند] و مردی که تنها تسلیم یک نفر است [و فقط از او دستور می گیرد]، آیا این دو در مَثل یکسانند؟ حمد و ستایش مخصوص خداوند است، ولی بیشتر آنان نمیدانند»
خداوند در آیات قبل (آیه 27 سوره زمر) فرمود که: ما در قرآن از هر مثالی آورده ایم تا مردم متذکر شوند. این آیه در قالب یک تمثیل، سیمای مشرکان و وضعیت نابسامان آنها را ترسیم می کند.
میفرماید: فرض کنید بردهای را که چند ارباب دارد و هرکدام دستوری به او میدهند. یکی میگوید: این کار را بکن و دیگری میگوید که همان کار را نکن. او حیران و سرگردان میشود که چه کند و به امر و نهی کدام ارباب ترتیب اثر دهد؟ او به فرمان هرکدام از اربابها بی توجهی کند، از جانب وی مورد تنبیه و مجازات قرار میگیرد و از غذا و لباس و سایر مایحتاج زندگی محروم میشود.
اما در مقابل، این آیه به بردهای نیز اشاره می کند که فقط یک ارباب دارد و وظیفهای جز اطاعت از او ندارد. طبیعی است که این برده، هیچگاه دچار حیرت و سرگردانی در عمل نمیشود و همواره از سوی اربابش مورد حمایت قرار می گیرد و نیازهای طبیعی او برآورده میشود.
حضرت یوسف نیز در زندان، برای دعوت زندانیان به یکتاپرستی، از شبیه همین تمثیل استفاده کرد و به آنان گفت: «أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ» - آیا خدایان متعدد و پراکنده بهترند یا خدای یگانه مقتدر؟-
آری! وضعیت مشرکان و موحدان این گونه است. شرک، انسان را دچار حیرت و سرگردانی میکند و آرامش و اطمینان درونی را از او میگیرد. اما انسان موحد، تنها مطیع و فرمانبردار یک خداست و تنها به لطف او امیدوار است. البته متأسفانه بسیاری از مردم در زندگی خود، هیچ توجهی به تفاوت شرک و توحید ندارند و از آن غافلند. آنها به جای دور شدن از عوامل شرک و روی آوردن به سوی توحید حقیقی، هر روز به کسی یا چیزی دل میبندند، درواقع خود را اسیر این و آن کرده و دست و پای خود را محکم میبندند.
از این آیه میآموزیم:
- انسان موحد، در کارهای خود، فقط در فکر کسب خشنودی خدای بزرگ است، اما مشرک، در فکر جلب رضایت افراد متعدد است و به طور طبیعی، راضی کردن همه آنها امکان پذیر نیست. زیرا خواسته ها و سلیقه های افراد بسیار متفاوت است.
- آثار شرک و توحید، تنها به قیامت اختصاص ندارد. در همین دنیا نیز، اگر مقایسه کنیم میبینیم که انسانهای موحد، از زندگی ای آرام و سرشار از امید برخوردارند، اما مشرکان دچار نگرانی و اضطراب هستند.
اکنون به تلاوت آیات 30 و 31 از سوره زمر گوش میسپاریم:
«إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ»، «ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عِندَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«بیشک تو خواهی مرد و آنها [نیز] خواهند مرد»، «سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان به مجادله خواهید پرداخت»
پایان کار موحدان و مشرکان، هر دو مرگ است و هیچ انسانی روی زمین، زندگی ابدی نخواهد داشت. حتی پیامبران که برگزیدگان خدا هستند، از این قانون عمومی مستثنی نیستند. اگر دشمنان پیامبر اسلام، انتظار مرگ او را می کشند، بدانند که آنها نیز خواهند مرد. چنانکه در آیه 34 سوره انبیاء میفرماید: ای پیامبر! آیا اگر تو بمیری، آنها جاویدان خواهند ماند؟
اما با مرگ، کار انسان تمام نمیشود و مرگ دروازهای است به قیامت/ در آنجا مؤمنان و مشرکان با یکدیگر رو به رو شده و درباره حق و باطل بودن عقاید خود با یکدیگر به بحث و مجادله میپردازند. گویا مشرکان، هنوز حاضر به پذیرش باطل بودن افکار و آراء خود نیستند و در مقام دفاع از رفتارهای خویش بر میآیند. البته طولی نمیکشد که خداوند میان آنها داوری کرده و تکلیف هر گروه را مشخص می کند.
از این آیات میآموزیم:
- مرگ، سنت قطعی خداوند برای همه انسانهاست و این سنت، استثنا بردار نیست.
- در دادگاه قیامت، گروههای مختلف علیه یکدیگر سخن میگویند و در صدد متهم ساختن دیگران و تبرئه خود بر می آیند، اما در آن روز، داوری به دست خدای دانا و توانا و عادل است و میان مردم به حق داوری میکند.
اکنون به تلاوت آیه 32 از سوره زمر گوش میسپاریم:
«فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَى اللَّـهِ وَکَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءَهُ أَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْکَافِرِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بست و سخن راست را چون به سوی او آمد، تکذیب کرد؟ آیا برای کافران در دوزخ جایگاهی نیست؟»
در ادامه آیه قبل که درباره حضور همه مردم در دادگاه قیامت بود، این آیه به گروهی از مردم اشاره می کند که سخن حق را که خداوند به سوی آنان فرستاد، تکذیب کردند و حاضر به پذیرش آن نشدند.
افراد بی ایمانی که وجود خدا را نفی میکنند، یا مشرکانی که به خاطر عقاید شرک آلود خود، نسبتهای نادرستی به خدا میدهند، هر دو گروه، سخن حق را تکذیب کرده و آن را دروغ میشمرند. به طور طبیعی کارهای بد و نادرست این افراد در دنیا، آنها را به سوی دوزخ میکشاند.
اما برخلاف این تکذیب کنندگان، گروه مؤمنان هستند که سخن حق را تصدیق کرده و به آن ایمان آوردند. انشاءالله در برنامه بعد به این گروه اشاره خواهیم کرد.
از این آیه میآموزیم:
- بالاتر از ظلم اقتصادی و اجتماعی، ظلم به فکر و فرهنگ جامعه است. بارزترین نمونه این نوع ظلم، دروغ بستن بر خدا و تکذیب سخن حق است.
- عناد و لجاجت و تعصب نابجا، از عواملی هستند که موجب میشوند انسان دربرابر حق بایستد و بدون توجه به درست و نادرست بودن کلام، آن را نفی و انکار کند.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامهای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.