مرداد ۲۴, ۱۳۹۸ ۰۵:۱۹ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 33 تا 37 سوره زمر در خدمت شما هستم.

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 33 و 34  از سوره زمر گوش می‌سپاریم:

«وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ  أُولَـئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»، «لَهُم مَّا یَشَاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ  ذَلِکَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و کسی که سخن راست آورد و آن را باور کرد، آنانند تقوا پیشه گان»، «برای آنان، هرچه بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است. این است پاداش نیکوکاران»

مردم در قیامت دو دسته می‌ شوند: موحّدان و مشرکان/  در آخرین آیه برنامه قبل، به سرنوشت مشرکان اشاره شد که عناد و لجاجت و حق ستیزی، آنها را به سوی دوزخ می‌کشاند. این آیات درباره موحّدان است و می‌فرماید: آنان سخن حق و راست را شنیدند و به آن ایمان آوردند و به تقوا رسیدند. آنها کسانی هستند که هم در قلب به کلام الهی ایمان دارند و هم با گفتار و رفتار خود، مبلّغ دین و عمل‌کننده‌ی راستین به تعالیم دین هستند. چنین افرادی از هرگونه تظاهر و ریاکاری و نفاق و دورویی به دورند.

در برابر مشرکان که سرانجام گرفتار آتش دوزخ می شوند، پایان کار مؤمنان راستین، راه یافتن به بهشت است. درآنجا هر چه را بخواهند، خداوند برایشان فراهم کرده است، چه شادیها و خوشیهای مادی و چه لذات و مقامات معنوی/

طبیعی است که مؤمنان واقعی، اهل عمل صالح و احسان به دیگران هستند و این پاداش به خاطر ایمان توأم با عمل است.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. راستی در گفتار و عمل، شرط اولیه ایمان به خداست و دروغگویی با روح ایمان سازگار نیست.
  2. تبلیغ دین، در صورتی موثر و کارساز است که مبلّغ به گفته های خویش عمل کند و الّا ممکن است نتایج منفی نیز به بار آورد.
  3. الطاف و نعمتهای الهی در بهشت هیچگونه محدودیتی ندارد و تابع اراده و خواست بهشتیان است.
  4. تقوا و احسان (نیکوکاری)، دو واژه پرکاربرد در قرآن هستند که ملازم یکدیگرند.

 

اکنون به تلاوت آیه 35  از سوره زمر گوش می‌سپاریم:

«لِیُکَفِّرَ اللَّـهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«تا خداوند، بدترین عملی را که انجام داده اند، از آنها بپوشاند و آنان را به بهترین کاری که انجام می‌دادند، پاداش دهد»

یکی از درخواستهای پروا پیشه گان و نیکوکاران از خدای بزرگ این است که کارهای بد آنان را ببخشد و بیامرزد و بهترین کارهایشان را ملاک پاداش قرار دهد. خداوند نیز این خواسته آنان را می‌پذیرد و با بخشش اعمال گناه آلود آنها، بهترین پاداش را به ایشان عطا می‌کند.

لازم به یادآوری است که تقوا به مفهوم عصمت نیست که انسان پرهیزکار را از هرگونه خطا و لغزش مصون بدارد، بلکه روحیه و خصلتی است که موجب می‌شود انسان به دنبال گناه و نافرمانی خدا نباشد و دربرابر کارهایی که زمینه ساز گناه هستند، خویشتنداری کند. درعین حال این احتمال هم وجود دارد که چنین فردی دچار لغزش شده و ناخواسته گرفتار گناه شود.

تقوا درواقع مانند سپری است که رزمنده در دست می‌گیرد تا خود را از رگبار تیرهای دشمن مصون بدارد، اما چه بسا تیرهایی که سپر نمی تواند مانع آنها شود و به بدن اصابت می کند.

مهم آن است که رزمنده، سپر  در دست، همواره مراقب خود و مترصد حمله دشمن باشد.  با این حال، چه بسا افرادی که سپر تقوا را بر زمین می گذارند و از خواسته های نفسانی و وسوسه ‌های شیطانی پیروی می کنند.

اما لطف بزرگ خداوند، شامل حال پرهیزکاران می شود و به خاطر تلاش آنها در جهت حفظ خود از گناه، در مواردی که ناخواسته گرفتار گناه می‌شوند، آنان را می‌بخشد و در اعطای پاداش به آنها، بهتر از کاری که انجام داده‌اند، به آنان پاداش می‌دهد. زیرا همواره نیت و انگیزه آنها، برتر و بزرگتر از کار نیکی بوده است که موفق به انجام آن شده‌اند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. مهم، قصد و انگیزه و هدف انسان است. یعنی اگر او در جهت اجتناب از گناه، سعی و تلاش کند، خداوند کارهای زشت او را نادیده می‌گیرد و کارهای نیک او را به نحو احسن پاداش می‌دهد.
  2. پاک شدن از گناهان و آثار سوء آنها، مقدمه دریافت الطاف الهی است.

 

اکنون به تلاوت آیات 36 و 37 از سوره زمر گوش می‌سپاریم:

«أَلَیْسَ اللَّـهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ وَیُخَوِّفُونَکَ بِالَّذِینَ مِن دُونِهِ  وَمَن یُضْلِلِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ»، «وَمَن یَهْدِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَیْسَ اللَّـهُ بِعَزِیزٍ ذِی انتِقَامٍ»

ترجمه این آیات چنین است:

«آیا خداوند، برای بنده‌اش کافی نیست؟ و [کافران] تو را از غیر خدا می‌ترسانند. و هر که را خداوند گمراه کند، هیچ هدایت‌کننده‌ ای نخواهد داشت»، «و هر که را خدا هدایت کند، هیچ گمراه‌کننده‌ای برای او نیست. آیا خداوند شکست‌ ناپذیر و صاحب انتقام نیست؟»

 در ادامه آیات قبل در خصوص مقایسه اهل ایمان و کفر، این آیه خطاب به پیامبر اکرم می‌فرماید: آنها به جای پذیرش سخن حق، در مقام مقابله با تو برآمده و تو را تهدید می‌کنند، در حالی که خداوند برای تو کافی است و بدون اذن او، کسی نمی‌تواند به تو آسیبی برساند،‌ چنانکه درگذشته، حضرت ابراهیم را از سوختن در آتش/ و موسی را از خطر فرعون ستمکار و جبّار/ و حضرت عیسی را از  به دار آویخته ‌شدن محافظت کرد.

ادامه آیه درباره هدایت و ضلالت می‌فرماید: هر کس هدایت الهی را بپذیرد و پیروی کند، از گمراه‌ شدن در امان خواهد بود و هر کس هدایت الهی را نپذیرد، به سرمنزل سعادت، راه نخواهد یافت، هر چند گمان کند، هدایت ‌یافته است.

پایان این آیات بر این نکته تأکید می‌فرماید که مگر مشرکان و کافران نمی‌دانند که به هیچ وجه نمی توانند در برابر خدا بایستند و بر اراده‌ی او غالب شوند؟ و مگر نمی‌دانند که خداوند از کسانی که در برابر پیامبران الهی و تعالیم آنها بایستند، انتقام می‌گیرد؟ و انتقام او همان گمراه شدن آنهاست.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. اگر انسان مطیع و بنده خدا باشد، خداوند امور او را کفایت و کفالت می‌کند.
  2. انسان مؤمن، در برابر تهدیدهای دشمن، به خدا تکیه می‌کند و به جای آنکه مرعوب قدرت و امکانات دشمن شود، با امید به خدا و توکل بر او، در راه حق ایستادگی می کند.
  3. گمراه شدن انسان، بی مقدمه نیست. بلکه او براثر عملکرد نادرست خود، از نور هدایت محروم شده و به انحراف و بیراهه کشیده می شود.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه­ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.