مرداد ۲۷, ۱۳۹۸ ۰۹:۴۴ Asia/Dushanbe

به تفسیر ساده و روان آیات 42 تا 45 سوره زمر گوش می دهیم. همراه ما باشید.

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 42 از سوره زمر گوش فرا می‌دهیم:

«اللَّـهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا  فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى  إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«خداوند، روح مردم را به هنگام مرگشان به طور کامل می‌گیرد و [روح]  کسی را که نمرده است، به هنگام خواب او [می‌گیرد.] پس [روح] کسی را که مرگ بر او قطعی شده، نگاه می‌دارد و آن دیگری را تا زمانی معین [به جسم او] باز می‌گرداند. بی‌شک در این امر، برای گروهی که می اندیشند، نشانه‌هایی [از قدرت خدا] است»

همانطور که آیه می فرماید، خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى کند و ارواح  زندگان را  نیز  به هنگام خواب مى گیرد. اما ارواح کسانى را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده، نگه مى دارد، درنتیجه آنان می میرند و ارواح دیگرى را که فرمان ادامه حیاتشان داده، تا سرآمدی معین به بدنهایشان باز مى گرداند.                                                                                                                    
در بحث توحید و شرک، یکی از مسایلی که قرآن بر آن تأکید دارد، این است که حیات و مرگ انسانها فقط به دست خداست و در این کار هیچ شریکی برای خدا وجود ندارد.                                                                                                                              

قرآن در این آیه به دو بعد انسان یعنی جسم و روح او اشاره می کند. به هنگام مرگ، رابطه روح و جسم شما قطع می شود. جسم از  بین می رود، اما روح شما توسط خدا قبض می‌شود و تا روز قیامت که به جسمی همانند جسم شما ملحق شود، نزد خدا می‌ماند.

البته شما در طول زندگی خود، هر روز یک مرگ موقتی را تجربه می کنید و آن هنگامی است که به خواب می‌روید. در خواب، ارتباط روح شما با جسم شما به کمترین حد خود  می‌رسد، به طوری که گویا در خواب می‌میرید و به هنگام بیدار شدن، دوباره زنده می‌شوید.

عموم انسانها در خواب، رؤیا می‌بینند و چه بسا در عالم رؤیا، به نقاط مختلف جهان سفر ‌کنند، خوشحال ‌شوند و بخندند، یا غمگین شوند و بگریند. این امر نیز نشانه استقلال روح از جسم است. زیرا تمام این رویدادها بدون آنکه جسم حرکتی انجام دهد، اتفاق می‌افتد.

لذا خواب یکی از نشانه‌های قدرت خداوند است که اگر در آن تأمل و تفکر شود، از یک سو، درس عبرتی برای انسان است که بداند چه بسیار افرادی بودند که خوابیدند و دیگر از خواب برنخاستند، او هم ممکن است که خوابش به مرگ بیانجامد. از سوی دیگر، دلیلی بر بُعد غیرمادی انسان است که در آیات و روایات، از آن به روح تعبیر شده است.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. جسم و روح دو حقیقت مستقل هستند و هنگام مرگ یا خواب از هم جدا می شوند. هنگام مرگ، جسم انسان از بین می رود، ولی روح پس از مرگ باقی می ماند.                                                      
  2. خواب، برادر مرگ است. در خواب، انسان حالت ضعیفی از مرگ را تجربه می‌کند. 
  3. خواب و بیداریِ پس از آن، هر روز  برای همه انسانها رخ می‌دهد، اما تنها انسانهای  خردمند و اهل اندیشه در این پدیده ها تامل می‌کنند و از آنها درس می‌گیرند.

 

اکنون به تلاوت آیات 43 و 44 از سوره زمر گوش می‌سپاریم:

«أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ شُفَعَاءَ  قُلْ أَوَلَوْ کَانُوا لَا یَمْلِکُونَ شَیْئًا وَلَا یَعْقِلُونَ»، «قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا  لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«آیا [مشرکان]  به جای خدا، [بتها را]  شفیعان [خود] گرفته‌اند؟ بگو: آیا اگر مالک هیچ چیز نباشند و قدرت تعقل نداشته باشند [باز هم شفیع شما خواهند بود]؟»، «بگو تمام شفاعتها از آنِ خداست. فرمانروایی آسمانها و زمین برای اوست، سپس به سوی او باز گردانده می شوید»

 از نظر تاریخی، مشرکان بتها را واسطه میان خود و خدا دانسته و می‌گفتند: ما بتها را می‌پرستیم تا برای ما نزد خدا شفاعت کنند. درواقع مشرکان بتهای سنگی و چوبی را نمادی از امور مقدس می‌دانستند که با کرنش در برابر آنها، زمینه جلب توجه آنها فراهم می‌شود.

قرآن در این آیات در پاسخ به این تفکر نادرست می‌فرماید: اینکه چه کسی یا چه چیزی می تواند میان شما و خدا واسطه شود، به دست خداست، نه آنکه شما هر چیزی را بخواهید واسطه قرار دهید. به خصوص هنگامی که اشیاء بی‌جان مانند بتها را می پرستید، بتهایی که نه عقل و شعوری دارند و نه توان انجام کاری/

اگر شما می‌پذیرید که تمام هستی را خدا آفریده و تنها او مالک و حاکم این جهان است، چرا به سراغ مخلوقات بی‌جان او می‌روید و از آنها شفاعت می‌طلبید؟

به هر حال، شفیع برای شفاعت کردن باید از جانب خدا اجازه داشته باشد. براساس آیات قرآن، پیامبران الهی می‌توانستند میان انسان و خدا واسطه شوند و این کار به اذن خدا بوده است، چنانکه در سرگذشت حضرت یوسف، برادرانش در پایان ماجرا از کار خود پشیمان شدند و پدرشان حضرت یعقوب را واسطه میان خود و خدا برای آمرزش گناهانشان قرار دادند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. قرآن اصل شفاعت را رد نمی‌کند، بلکه شفاعت بتها و آنچه را مشرکان می‌پرستیدند، رد می‌کند.
  2. واسطه میان ما و خدا، باید برتر از ما باشد، نه پست‌تر از ما/  هم درک و شعور داشته باشد، هم توانایی کمک کردن و برآوردن خواسته های ما/  چگونه از بتها و یا سایر موجوداتی که نه عقل و شعور دارند و نه قدرت، می توان انتظار کمک داشت؟
  3. نظام هستی، برپایه اسباب و علل است، اما  تأثیرگذاری اسباب و علل نیز به دست خداست.

 

اکنون به تلاوت آیه 45  از سوره زمر گوش می‌سپاریم:

«وَإِذَا ذُکِرَ اللَّـهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ  وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«و هرگاه خدا به یگانگی یاد شود، دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند، بیزار [و متنفر] می شود و هرگاه از غیر او یاد شود، به ناگاه شادمان می‌شوند»

در این آیه، احساس ناخوشایند مشرکان و منکران معاد در برخورد با توحید، منعکس شده است. می‌فرماید: هنگامی که نام خداوند یگانه برده می شود، دلهاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند، مشمئز و متنفر مى گردد، اما هنگامى که از معبودهاى دیگر سخن به میان مى آید، غرق در سرور و شادى مى شوند. مشرکان و بسیاری از افراد سست‌ ایمان، که فقط دنیا را می بینند و به آخرت باور ندارند، هرگاه درباره خدا و علم و قدرت بی انتهای او سخن گفته شود، ابراز ناراحتی و بیزاری می‌کنند. زیرا دل اینگونه افراد به خدا محکم نیست و گمان می‌کنند کارها از دست دیگران بر می‌آید، نه خدا! در زندگی به هرکسی تکیه می‌کنند، اما به خدا توکل نمی‌کنند.

آنها دربرابر خداوندی که آفریدگار جهان است، سر تعظیم فرود نمی آورند،  اما دربرابر انسانها و افرادی همانند خود، زانو می زنند و تعظیم می کنند. درواقع یاد و نام کسانی که دارای مقام و موقعیت و جایگاه برتری هستند، برای آنها مایه افتخار است و هرچه بتوانند خود را به آنها نزدیکتر کنند، احساس شادمانی بیشتر کرده و می پندارند که به سعادت رسیده‌اند.  

نقطه مقابل آنها مؤمنانى هستند که از شنیدن نام خداوند یگانه عالم، شور و نشاط مى یابند و حاضرند هرچه دارند، در راه او  نثار کنند. نام خدا برای آنان سرور آفرین است، جانشان را معطر و قلبشان را روشن مى سازد.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. از نشانه های ایمان واقعی این است که ببینیم با نام و یاد خدا آرام می‌گیریم و دل‌خوش می‌شویم، یا نام و یاد غیرخدا، موجب شادمانی و سرور ما می شود!
  2. اگر دستورات خدا را کوچک  بشمریم و به آنها بی‌اعتنایی کنیم و قوانین بشری را برتر بدانیم، گرفتار شرک شده‌ایم، گرچه ادعای ایمان کنیم.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.