راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 10 تا 12 سوره غافر در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 10 از سوره غافر گوش فرا میدهیم:
«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّـهِ أَکْبَرُ مِن مَّقْتِکُمْ أَنفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِیمَانِ فَتَکْفُرُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«کافران را ندا می دهند که خشم و دشمنی خدا [نسبت به شما] از خشم و دشمنی شما نسبت به خودتان بزرگتر است، زیرا شما به ایمان دعوت میشدید، ولی کفر میورزیدید»
در برنامه قبل سخن از رحمت گسترده الهی نسبت به پاکان و مؤمنان بود. این آیات از خشم و غضب گسترده الهی نسبت به افرادی خبر میدهد که از روی عناد و لجاجت، در مقابل حق میایستند و با آنکه حق را میفهمند، ایمان نمی آورند.
کافران وقتی که نتیجه کار خود را در قیامت مشاهده می کنند، اندوهناک و پشیمان می شوند و از شدت ناراحتی به خود می پیچند. هم خود را سرزنش میکنند که چرا چنین راهی را انتخاب کردند و هم رهبران و دوستانی که آنها را به راه باطل کشاندند، مورد لعن و نفرین قرار میدهند.
در قیامت، افراد بی ایمان، نسبت به خود عداوت شدید پیدا می کنند، اما مأموران دوزخ به آنها میگویند: خشم و نفرت خدا نسبت به شما کافران لجوج، از این عذاب وجدانتان و لعن و نفرین شما نسبت به یکدیگر، بیشتر است. چراکه شما از سوی فرستادگان خداوند به راه راست دعوت شدید، اما از روی آگاهی و عمد، دست رد بر سینه منادیان توحید زدید. از چراغهای هدایت الهی روی برتافتید و راه کفر و انکار را در پیش گرفتید و درواقع کسانی را که خداوند برای هدایت شما فرستاده بود، مورد تحقیر و توهین قرار دادید.
از این آیه میآموزیم:
- حق ستیزی، کفر ورزیدن و ایستادن در برابر فرستادگان الهی، خشم و غضب بزرگ الهی را به دنبال دارد.
- کیفر الهی، پس از اتمام حجت با بندگان و دعوت آنان به سوی هدایت است.
اکنون به تلاوت آیه 11 از سوره غافر گوش میسپاریم:
«قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِیلٍ»
ترجمه این آیه چنین است:
«کافران میگویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی! اکنون به گناهان خود معترفیم. پس آیا راهی برای بیرون رفتن [از دوزخ] هست؟»
یکی از حقایقی که همواره کافران آن را انکار میکنند، دنیای پس از مرگ و حضور در قیامت است. آنها معتقدند که کار انسان با مرگ تمام میشود و چیزی از او باقی نمیماند.
اما با مشاهده اوضاع و احوال قیامت، پرده های غفلت کنار می رود و چشم حقیقت بین همه افراد باز می شود. کافران اقرار میکنند که بدون دلیل، این حقیقت مسلّم را که پیامبران از آن خبر دادهاند، انکار کرده و نپذیرفتهاند. لذا در مقام اعتراف به اشتباه خود برآمده و میگویند: پروردگار نه یک بار، بلکه دو بار، ما را میراند و دو بار ما را زنده کرد. یکی در پایان عمر خودمان که از حیات جسمانی مُردیم و خداوند به ما حیات برزخی داد/ و دیگری در پایان عمر جهان، که از حیات برزخی مُردیم و خداوند دوباره ما را در قیامت زنده کرد.
به این ترتیب، از مضمون آیه روشن می شود که منظور از دو بار میراندن، مرگ در پایان زندگی و مرگ در پایان برزخ است/ و منظور از دو مرتبه احیا، زنده شدن در عالم برزخ و زنده شدن در قیامت است.
به هرحال، کافران با اقرار به این حقیقت، از خداوند میخواهند که خطاهای گذشته آنها را ببخشد و به دنیا باز گردند تا اعمال بد و ناشایست خویش را جبران کنند، یا لااقل از آتش دوزخ نجات یابند. در حالی که در قیامت، این اعترافات و پشیمانیها سودی ندارد و اسباب بازگشت به دنیا یا خروج از دوزخ نمیشود.
از این آیه میآموزیم:
- در قیامت، گنهکاران آرزو می کنند که به دنیا باز گردند. پس تا در دنیا هستیم با توبه از کرده های بد خویش و جبران و اصلاح خطاهای گذشته، کاری کنیم که نیازی به چنین آرزویی که برآورده نمی شود، نداشته باشیم.
- آنها که حیات پس از مرگ را انکار میکنند، دو بار حیات پس از مرگ را تجربه خواهند کرد. یکی زنده شدن پس از مرگ در عالم برزخ/ و دیگری زنده شدن پس از برپایی قیامت/
اکنون به تلاوت آیه 12 از سوره غافر گوش میسپاریم:
«ذَلِکُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِیَ اللَّـهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ وَإِن یُشْرَکْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُکْمُ لِلَّـهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ»
ترجمه این آیه چنین است:
«این [کیفر] برای آن است که هرگاه خداوند به یگانگی خوانده میشد، کفر میورزیدید و هرگاه برای او شریکی آورده میشد، ایمان میآوردید. پس [امروز] حُکم از آنِ خدای بلند مرتبه و بزرگ است»
این آیه ریشه کفر را نوعی شرک دانسته است، بدین گونه که بعضی افراد حاضر نیستند در تحلیل امور انسان و جهان، فقط و فقط خدا را ببینند، بلکه میگویند: خدا خالق ماست ولی پس از آفرینش، ما را به حال خود رها کرده است. پس در تدبیر امور خود و جهان، به سراغ گزینههایی غیر از خدا میروند.
به تعبیر قرآن در آیات دیگر، آنها منکر خالقیت خدا نیستند، اما ربوبیت او را در نظام هستی نمیپذیرند. گاه میخواهند خودشان به جای خدا بنشینند و برای خود و دیگران، قانون وضع کرده و تعیین تکلیف کنند. گاه نیز از روی جهل و نادانی، گرفتار خرافات شده و برای اشیاء و پدیده هایی، قدرت یا امتیازات ویژه ای قائل می شوند، گویی که آن اشیاء و پدیده ها نقشی تعیین کننده در سرنوشت آنها دارند. مانند بت پرستان و ستاره پرستان/
البته روشن است که افکار و اعمال اینگونه افراد در دنیا مقطعی و موقتی نبوده است. آنها با داشتن این نوع تفکّر، حتی اگر به دنیا هم بازگردند، بار دیگر همان رفتارها و برنامه های گذشته را ادامه می دهند و تغییری در رویه آنها ایجاد نمیشود.
از این آیه میآموزیم:
- اخلاص در توحید و یکتا پرستی و دوری از هرگونه شرک، راه رهایی و نجات انسان در قیامت است.
- همانطور که اشاره کردیم، در شرک، انسان خدا را خالق میداند، ولی دیگران را در تدبیر امور عالم مؤثر می داند و به سراغ گزینه های غیرخدا می رود. درهرحال، هم کفر مطلق که انکار وجود خداست و هم شرک، انسان را گرفتار دوزخ میسازد.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.