آذر ۰۴, ۱۳۹۸ ۰۶:۵۱ Asia/Dushanbe

به تفسیر ساده و روان آیات 34 تا 37 سوره غافر گوش می دهیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 34 از سوره غافر گوش فرا می‌دهیم:

«وَلَقَدْ جَاءَکُمْ یُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِی شَکٍّ مِّمَّا جَاءَکُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَکَ قُلْتُمْ لَن یَبْعَثَ اللَّـهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا  کَذَلِکَ یُضِلُّ اللَّـهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ»

ترجمه این آیه چنین است:

«همانا یوسف پیش از این با دلایلی روشن نزد شما آمد. اما شما همواره از آنچه برایتان آورده بود، در شک بودید، تا آنگاه که [یوسف] از دنیا رفت، گفتید: خداوند پس از او هرگز پیامبری نخواهد فرستاد. این گونه، خداوند هر اسرافکار [و افراط گر] تردید کننده ای را گمراه می‌سازد»

در برنامه قبل گفتیم که مؤمن آل ‌فرعون که از نزدیکان فرعون و درباریان او  بود، برای جلوگیری از نقشه قتل حضرت موسی، از راه‌ های مختلف وارد شد. در این آیه، آن فرد باایمان به تاریخ حضرت یوسف اشاره کرده و می‌گوید:

یوسف یکی از پیامبران الهی بود که فاصله زمانی زیادی با شما ندارد، با آنکه دلایل مختلف برای نبوت داشت، اما متاسفانه بسیاری از مردم با شک و بهانه‌های بی‌جا و بی‌منطق حاضر به پذیرش سخن او نشدند، درحالی که دلایل او روشن و قابل فهم و پذیرش بود.

حتی پس از مرگ او نیز انتظار داشتند که خدا پیامبر دیگری نفرستد، تا بتوانند خودکامگیها، هوسرانیها و دیگر کارهای زشت خود را را به راحتی ادامه دهند و کسی به آنها اعتراض نکند.

طبیعی است اینگونه افراد، دنبال شنیدن و پذیرش حرف حق نیستند، بلکه درپی هوی و هوس و خواسته ‌های خود هستند و بدین طریق خود را از هدایت الهی محروم می سازند. اینگونه رفتار با پیامبران و تعالیم آنها که از نوعی افراط در شک و تردید برمی‌آید، موجب گمراه‌ شدن انسان می‌شود.

روشن‌است که شک و تردید، اقتضای عقل و علم است، اما نباید در شک ماند یا گرفتار سوء‌ظن و بدگمانی بی‌مورد شد، چراکه موجب وسواس فکری و عملی شده و مانع رشد و پیشرفت انسان می‌شود.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. رفتارها، باورها و گرایشات اقوام گذشته، در نسلهای بعد آنها تاثیرگذار است. لذا با شناخت تاریخ آن اقوام می توان رفتارها و گرایشات نسلهای بعد را نیز پیش بینی کرد. (باتوجه به همین واقعیت، مؤمن آل فرعون خطاب به فرعونیان گفت: اگر امروز به موسی ایمان نمی آورید، شما در گذشته هم به یوسف ایمان نیاوردید.)
  2. شک و تردید اگر موجب تحقیق و تأمل شود، ارزشمند است، اما اگر ادامه یابد و سبب رکود و سوءظن شود، آفت به شمار می رود.
  3. گمراه ‌شدن در دنیا و آخرت، کیفر کسانی است که به خاطر هوا و هوس و تمایلات  نفسانی خود، بدون دلیل دربرابر منطق روشن پیامبران می‌ایستند و با آنها مخالفت می‌کنند.

 

اکنون به تلاوت آیه 35 از سوره غافر گوش می‌سپاریم:

«الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّـهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ وَعِندَ الَّذِینَ آمَنُوا  کَذَلِکَ یَطْبَعُ اللَّـهُ عَلَى کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ»

ترجمه این آیه چنین است:

«کسانی که درباره آیات خداوند به ستیز و مجادله می‌پردازند، بی‌آنکه دلیلی برایشان آمده باشد، [این کارشان]  نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آورده‌اند، [مایه] خشم  بزرگی است. این‌گونه خدا بر دل هر متکبر زورگویی مهر می‌زند»

در ادامه آیات قبل، این آیه انسانهایی را که در شک و تردید زیاده‌روی می‌کنند و حاضر به پذیرش هیچ سخن حقی نیستند، معرفی کرده و می‌فرماید: این‌گونه انسانها اهل مجادله و جرّ و بحث هستند، قصد آنها فقط جدال است، نه فهمیدن حق و پذیرش آن/

لذا هرچه به آنها بگویی، به جای آنکه در آن بیندیشند، بدون آنکه دلیل روشنی داشته باشند، سخن حق را ردّ می‌کنند. این افراد در قالب بحث و گفتگو سعی می کنند خود را اهل منطق نشان دهند، اما درواقع، گرفتار نوعی تکبر و لجاجت هستند. از این رو، هر دلیلی بیاورید، نمی‌پذیرند و با اندک بهانه‌ای آن را ردّ می‌کنند.

بدون شک، جدال به باطل و موضعگیرى بى دلیل دربرابر آیات الهى، آثار و پیامدهای زیانباری دارد که ازجمله آنها گمراهى فرد مجادله کننده است. زیرا لجاجت و عناد دربرابر حق، پرده اى ظلمانى بر فکر انسان مى اندازد و حس تشخیص صحیح را از او مى گیرد.
از این آیه می‌آموزیم:

  1. بحث و جدل، یکی از شیوه‌های گفتگو و مناظره علمی است، اما برای کسی که دنبال یافتن حقیقت است، نه کسی که بدون دلیل و منطق حرف می‌زند و از روی تکبر و لجاجت سخن دیگران را ردّ می‌کند.
  2. اهل ایمان، نباید اهل جدال بدون منطق باشند، بلکه باید چنان منطقی سخن بگویند که دیگران بدانند اگر بدون دلیل و منطق حرف بزنند، نزد اهل ایمان جایگاهی ندارند.

 

اکنون به تلاوت آیات 36  و 37 از سوره غافر گوش می‌سپاریم:

«وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا هَامَانُ ابْنِ لِی صَرْحًا لَّعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ»، «أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَـهِ مُوسَى وَإِنِّی لَأَظُنُّهُ کَاذِبًا  وَکَذَلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَمَا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِی تَبَابٍ»

ترجمه این آیات چنین است:

«فرعون [به وزیرش]  گفت: ای هامان برای من برجی بلند بساز، شاید به وسایلی دست یابم»، «وسایل [صعود به] آسمانها، تا از خدای موسی آگاه شوم و البته من او را دروغگو می‌پندارم و اینگونه برای فرعون کار زشتش زیبا جلوه کرد و از راه حق باز ماند و نیرنگ فرعون جز در زیان و تباهی نبود»

به هرحال، در آن مقطع زمانی حساس، آن مرد شجاع و با ایمان- مؤمن آل‌ فرعون - کار بزرگی کرد و از راه‌ های مختلف کوشید که بر جمع تأثیر بگذارد. سرانجام سخنان نافذ و هوشمندانه او در فرعون کارساز شد و عزم او را برای قتل موسی متزلزل ساخت. لذا فرعون تصمیم گرفت که کشتن موسی را به تأخیر  بیندازد.  

با این حال، فرعون از مَرکب غرور پایین نیامد. او در ادامه کارهای شیطنت آمیز خود،  دست به اقدام تازه اى زد و آن این بود که دستور داد برجی بلند براى صعود به آسمانها  بسازند تا از خداى موسى در آسمانها خبری بیابد.

طبیعی است این کار او جز برای فریب‌ مردم نبود، زیرا موسی ادعا نکرده بود که خدای من در آسمانهاست و یا قابل دیدن و لمس کردن است، تا با ایستادن بر جایی بلند بتوان او را مشاهده کرد و سخنش را شنید.

فرعون در صدد بود با کارهای جنجالی و پرسرو صدا، مردم عادی را تحت تاثیر  قرار دهد. او می خواست ذهن مردم را از موضوع نبوت موسی دور کند و مانع شود که آنان حضرت موسی را یاری و همراهی کنند.

درواقع استفاده از شیوه های عوامفریبانه از اقدامات زشت فرعون بود. بی تردید، منشاء اصلى انحراف فرعون این بود که به خاطر کبر و غرور و خودخواهی، اعمال زشتش در نظرش زیبا جلوه می کرد. این امر موجب شد که او از پذیرش راه حق باز بماند، نقشه های او  شکست بخورد و گرفتار هلاکت گردد.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. افرادی که اهل دلیل و منطق نیستند، سعی می‌کنند با کارهای جنجالی، جوّ را به نفع خود تغییر دهند.
  2. قدرت ‌نمایی و مردم فریبی، یکی از شیوه‌های حکومتهای ظالمانه و طاغوتی برای  تحمیل دیدگاههای خود بر مردم و تسلّط هرچه بیشتر بر آنهاست.
  3. غرور و تکبر باعث می‌شود که انسان کارهای زشت خود را زیبا ببیند و در مقام اصلاح خویش برنیاید.
  4. طاغوتها همواره در مسیر اهل ایمان مانع ایجاد می‌کنند، اما اگر مؤمنان پایدار و بااستقامت در راه حق بایستند، درنهایت به پیروزی می رسند و ظالمان دچار زیان و خسران بزرگ می شوند.  

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.