دی ۰۵, ۱۳۹۸ ۰۸:۲۱ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 53 تا 56 سوره غافر در خدمت شما هستیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 53 و 54 از سوره غافر گوش فرا می‌دهیم:

«وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْهُدى‏ وَ أَوْرَثْنا  بَنِی إِسْرائِیلَ الْکِتابَ»، «هُدىً وَ ذِکْرى‏ لِأُولِی الْأَلْبابِ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و همانا ما به موسی هدایت دادیم و به بنی‌اسرائیل کتاب [تورات] را به میراث دادیم»، «[که] مایه‌ی هدایت و تذکر برای خردمندان است»

در برنامه قبل، خداوند فرمود که قطعاً پیامبران و پیروان آنها را یاری خواهد کرد. این آیات به یکی از مصادیق یاری الهی اشاره کرده و می‌فرماید: هنگامی که موسی را به پیامبری برگزیدیم، او را در راه دعوت فرعون و قوم بنی‌اسرائیل به خداپرستی و انجام وظیفه رسالت، هدایت کردیم. همچنین کتاب تورات را نازل کردیم تا پس از موسی نیز در میان بنی‌اسرائیل، مایه هدایت آنان باشد؛ با خواندن آن، از غفلت بیرون آیند و با وظایف و مسئولیتهای خویش آشنا شوند.

کتاب آسمانی، برای صاحبان عقل، مایه هدایت و یادآوری است. ولی افراد نابخرد و لجوج و متعصب سودی از آن نمی برند. درحقیقت، کسانی از کتاب آسمانی بهره واقعی می‌برند که کارهایشان براساس عقل و منطق باشد، نه غرایز و خواهشهای نفسانی/ با اینکه همه انسانها از نعمت عقل برخوردارند، اما بر بسیاری از مردم، امیال و خواسته های نفسانی حکومت می‌کند، نه نیروی عقل و خردشان/ و به تعبیر قرآن، خدای بسیاری از مردم، خواسته‌ ها و تمایلات نفسانی آنهاست. اینگونه افراد به فکر لذّت جویی و کسب منافع  بیشتر از هر راه ممکن هستند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. همه ما انسانها حتی پیامبران به هدایت الهی نیازمندیم. البته پیامبران این هدایت را به طور مستقیم دریافت می‌کنند و سایر مردم به صورت غیرمستقیم و از طریق پیامبران/
  2. میراث پیامبران، کاخ و باغ و مال نبوده است، بلکه مهمترین میراث آنها کتاب آسمانی برای هدایت مردم بوده است.
  3. انسان در همه حال به تذکر نیاز دارد. هدایت نیز اگر با تذکر همراه نباشد، به مرور  به فراموشی سپرده می شود.
  4. عقل، انسان را به وحی رهنمون می‌کند و این دو با هم انسان را به سعادت و کمال می‌رسانند.

 

اکنون به تلاوت آیه 55 از سوره غافر گوش می‌سپاریم:

«فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِبْکارِ»

ترجمه این آیه چنین است:

«پس صبر و شکیبایی پیشه‌کن که وعده‌ خداوند حق است و برای گناهانت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت، شامگاهان و بامدادان تسبیح گوی [و ستایشگر باش]»

با اینکه مخاطب این آیه، شخص پیامبر است، دستورات آن عمومی و همگانی است. در این آیه به چند نکته اشاره شده است: 

نکته اول: اکنون که دیدید وعده‌های خداوند برای هدایت و یاری پیامبران قبلی، حق بوده است، پس شما هم در راه هدایت مردم و دعوت آنها به حق، صبر و شکیبایی پیشه کنید و دربرابر عناد و لجاجت دشمنان و کارشکنی آنها، سست و ناامید نشوید. چراکه کلید پیروزى شما در همه صحنه ها، صبر و استقامت دربرابر موانع و شدائد است و البته در صورت پایداری و صبر، وعده خداوند درمورد پیروزى شما تحقق خواهد یاقت. بدون شک، ایمان به حقانیت وعده الهى، انسان را در راه حق دلگرم مى کند و تحمل ناملایمات را آسان مى سازد.

نکته دوم: اینکه اگر در این راه کوتاهی کردید، با طلب بخشش از خداوند، صفحه دل را از زنگار گناه و آلودگى پاک کنید.

روشن است که پیامبران الهی معصوم‌اند و گناهی مرتکب نمی شوند، زیرا اگر آنها اهل  نافرمانی خدا باشند، چگونه می‌توانند از مردم بخواهند که به سراغ گناه و عصیان نرفته و از آنها به طور مطلق اطاعت نمایند. پس لازمه‌ رسالت، عصمت و پاکی است.

اگر در آیات قرآن، از واژه گناه درمورد پیامبر اسلام یا دیگر پیامبران استفاده شده است، به معنای گناهی نیست که سایر مردم مرتکب می شوند. گناه مردم، همان نافرمانی خداست، اما پیامبران به خاطر مقام برجسته و افق بالای معرفتشان، شایسته نیست که حتی لحظه ای غفلت یا ترک اولی از آنها سر بزند. 

درحقیقت، گناه پیامبران، نافرمانی خدا نیست، بلکه این احساس آنهاست که نتوانسته اند آنگونه که شایسته خداوند باری تعالی است، انجام وظیفه کنند. درست مانند میزبانی که فرد بزرگی را به خانه اش دعوت می کند و همه‌ی تلاش خود را برای پذیرایی بهتر از او به کار می‌بندد، اما درنهایت از او عذرخواهی می‌کند. زیرا گرچه در حدّ خود تلاش کرده، اما احساس می‌کند پذیرایی او، در حدّ  شأن و جایگاه آن مهمان والا مقام نبوده است.

آخرین نکته ای که آیه به آن اشاره کرده، این است که با یاد پروردگار و ستایش و تسبیح او در آغاز و انجام هر روز، ایمان خود را تقویت نمائید.

بی تردید، حمد و تسبیح خداوند و منزّه دانستن او از هر عیب و نقص و ستایش آن خالق بزرگ و بی همتا، دل و جان انسان را متحول ساخته و او را به صفات عالی آراسته می کند. 

از این آیه می‌آموزیم:

  1. اگر به وعده‌های خدا ایمان داریم، باید در انجام وظایف دینی، پایدار و مقاوم باشیم و مشکلات و سختی‌های راه، ما را از هدف باز ندارد.
  2. همه انسانها ازجمله پیامبران موظفند که استغفار کنند، چراکه قصور و تقصیر انسانها، یا محدودیت توان و امکانات پیامبران، اجازه نمی‌دهد که آنها آنگونه که بایسته و شایسته خداوند است، وظایف خود را به انجام رسانند.
  3. ذکر و تسبیح خداوند باید هر روز و هر شب و به صورت دائمی باشد تا سبب رشد و  تعالی انسان شده و بنیانهای ایمان او را تقویت کند.
  4. حمد و تسبیح در کنار هم لازم است، تا هم خدا را به خاطر نعمتهایش سپاس گوییم، و هم او را از هرگونه ظلم به بندگانش پاک و منزّه بدانیم.

 

اکنون به تلاوت آیه 56 از سوره غافر گوش می‌سپاریم:

«إِنَّ الَّذِینَ یُجادِلُونَ فِی آیاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِی صُدُورِهِمْ إِلَّا کِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِیهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ»

ترجمه این آیه چنین است:

«کسانی که در آیات خداوند، بی آنکه دلیلی برایشان آمده باشد، ستیز و مجادله می‌کنند، در دلهایشان جز تکبر و خودبزرگ‌ بینی نیست که هرگز به آن [بزرگی و عزتی که در آرزویش هستند] نخواهند رسید. پس به خدا پناه ببر که او شنوای  بیناست»

این آیه به ریشه انکار دین و دین‌ستیزی اشاره می کند. می‌فرماید: کسانی که بدون داشتن دلیل و برهان، آیات قرآن و معجزات پیامبران را تکذیب و انکار می‌کنند و می خواهند با جرّ و بحثهای بی‌منطق، دیگران را از دین بازدارند، انگیزه‌ای جز کبر و غرور در وجودشان نیست.

آنها خود را بزرگ پنداشته و اهل ایمان را کوچک می‌شمرند. لذا نه فقط خودشان دعوت پیامبران را نمی‌پذیرند، بلکه سعی می‌کنند دیگران را نیز با گفتگوهای طولانی از پیروی راه حق پیامبران باز دارند، تا به گمان خود نگذارند پیامبران در جامعه بزرگ شده و در جایگاهی  برتر از آنان قرار گیرند. اما خداوند وعده داده است که این موانع را برطرف ساخته و اجازه ندهد مخالفان به مقاصد شوم خود برسند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. ریشه‌ی کفر و انکار بسیاری از افراد، خود بزرگ بینی و تکبّر آنها دربرابر حق است، نه آنکه حقانیت کلام خدا را درک نکرده باشند.
  2. متکبّر به دنبال سَروری و ریاست بر جامعه است، اما به مقصود خود نمی‌رسد و اگر هم به ظاهر برسد، دچار رسوایی و خواری شده و از جامعه طرد می‌شود.
  3. در همه شرایط باید به خدا پناه ببریم، به خصوص دربرابر نقشه‌ها و توطئه‌های رنگارنگ دشمنان دین/

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.