راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 57 تا 60 سوره غافر در خدمت شما هستیم
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامهای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 57 تا 59 از سوره غافر گوش فرا میدهیم:
«لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»، «وَمَا یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِیءُ قَلِیلًا مَّا تَتَذَکَّرُونَ»، «إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِیَةٌ لَّا رَیْبَ فِیهَا وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«قطعاً آفرینش آسمانها و زمین از آفرینش مردم بزرگتر [و مهمتر] است، ولی بیشتر مردم نمیدانند»، «نابینا و بینا یکسان نیستند و آنهایی [هم] که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، با [مردم] بدکار یکسان نیستند. چه کم پند میپذیرید»، «همانا قیامت آمدنی است؛ شکی در آن نیست، ولی بیشتر مردم ایمان نمیآورند»
در برنامه قبل گفتیم که مخالفان دین، با پیامبر اکرم و مؤمنان مجادله میکردند و زیر بار سخن حق نمیرفتند. این آیات میفرماید: در پاسخ منکران معاد بگویید که آفرینش آسمانها و زمین، مهمتر است یا آفرینش دوباره انسانها در قیامت؟ آن کس که قدرت دارد کهکشانها و کرات آسمانی را با آن همه گستردگی و عظمت بیافریند و تدبیر کند، آیا از احیای مردگان و آفرینش مجدد انسان، عاجز است؟
این نوع تفکر، ناشی از جهل و ناآگاهی اکثر مردم است که قدرت خدا را با قدرت خود مقایسه میکنند و گمان میکنند قدرت خداوند اندک و محدود است.
در ادامه آیات آمده است که انسانهای نابینا و بینا هرگز یکسان نیستند. جاهل همچون انسان نابیناست که از درک بسیاری از حقایق محروم است، پرده های کبر و غرور بر چشمانش فرو افتاده و هیچگاه نمیتواند حقایق را آنگونه که هست، ببیند. اما انسان بینا در پرتو روشنایی علم و معرفت، حق را مشاهده می کند. آیا این دو گروه با هم برابرند؟! هرگز. انسان بینا، هم کوچکی خود را می بیند و هم عظمت جهان اطراف خویش را/ به همین دلیل، به قدر و موقعیت خود واقف است. اما فرد جاهل و کوردل نه موقعیت خود را در زمان و مکان می داند و نه جهان اطراف خویش را می بیند؛ لذا در ارزیابی وجود خویش دچار خطا شده، کارهای بد و نادرست از او سر می زند.
البته عده کمی از مردم، متذکر شده و از این حقایق پند می پذیرند.
در ادامه این آیات، به دنبال جدال و ستیز مخالفان درمورد قیامت، خداوند به صراحت و قاطعیت اعلام میدارد که به یقین زمان قیامت فرا خواهد رسید و شک و تردیدی در آن نیست. با آنکه اکثر مردم به قیامت ایمان ندارند، انکار مخالفان تأثیری در تحقق این وعده الهی ندارد.
از این آیات میآموزیم:
- اگر به عظمت هستی بنگریم و آن را درک کنیم، هرگز خود را بزرگ نمیبینیم و دچار کبر و غرور نمیشویم.
- یکی از دلایل انکار معاد، جهل و ناآگاهی مردم نسبت به علم و قدرت خداوند است.
- کفر و فسق، عقل انسان را از دیدن حقایق غیبی کور میکند. چنین فردی فقط امور محسوس و مادی را میبیند.
- اقتضای قدرت، حکمت و عدالت خداوند، تحقق وعده الهی درمورد برپایی قیامت است و سزاوار نیست درباره آن شک و تردید کرد.
اکنون به تلاوت آیه 60 از سوره غافر گوش میسپاریم:
«وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و پروردگارتان گفت: بخوانید مرا تا شما را اجابت کنم. آنهایی که از پرستش من سر باز میزنند و تکبّر می ورزند، به زودی با خواری و سرافکندگی به دوزخ درآیند»
در آیه قبل، سخن از برپایی قیامت بود که وعده قطعی خداوند است. این آیه میفرماید: نه فقط گنهکاران و مجرمان به دوزخ وارد میشوند، بلکه کسانی نیز که خدا را شناختهاند و از عبادت او سر باز میزنند، گرفتار دوزخ خواهند شد. زیرا این کار به معنای تکبّر دربرابر خالق است و کسی که خود را بزرگ ببیند و از عبادت خداوند استکبار ورزد، در قیامت در اوج ذلّت و خواری وارد دوزخ میشود.
البته این امر، به معنای نیاز خداوند به عبادت و پرستش ما نیست، بلکه به خاطر آن است که نتیجه روحیه تکبّر و استکبار، دوزخی شدن انسان است. چنین فردی به جای اطاعت از فرامین آفریدگار عالم، از هوا و هوس و تمایلات نفسانی خویش تبعیت میکند که نتیجهای جز کجروی و انحراف ندارد.
ابتدای آیه، یکی از مصادیق عبادت پروردگار را بیان میکند که دعا و خواندن خداست. یعنی غیر از نماز و عبادات دیگری که در دین اسلام مقرّر شده است، انسان باید همواره خدا را یاد کند و در همه حال او را بخواند. چه در حال گرفتاری، برای رفع نیازها/ و چه در حال رفاه و آسایش، برای شکر نعمتها/ خداوند نیز وعده داده است، دعای بندگان را میشنود و آن را به نحو مناسب پاسخ میدهد. البته دعاهایى به اجابت مى رسد که در دعا و دعا کننده و مطلب مورد تقاضا، شرایط لازم فراهم باشد.
گرچه علم و قدرت خدا، مطلق و نامحدود است، اما حکمت او اجازه نمیدهد که همه آنچه را که بندگانش می خواهند، اجابت کند. لذا او براساس مصلحت فرد و جامعه، بهترین حالت را برای فرد دعاکننده پیش می آورد تا بیشترین خیر به او برسد، گرچه ممکن است خودِ فرد این موضوع را درک نکند.
درعین حال، نباید دعا جانشین کار و تلاش شود و اگر انسان از سعی و کوشش دست بردارد، به خاطر این کوتاهى، دعاى او مستجاب نمی شود. اصولا یکى از علل عدم استجابت بسیارى از دعاها این است که افراد بدون سعی و کوشش، دست به دعا برمی دارند.
عدم استجابت بعضى از دعاها، علل و عوامل دیگرى نیز دارد. ازجمله اینکه انسان در مواردی در تشخیص مصالح و مفاسد خود به اشتباه مى افتد و با تمام وجود، مطلبى را از خدا درخواست مى کند که به هیچوجه به مصلحت او نیست. در اینگونه موارد، دعای او مستجاب نمى شود.
از این آیه میآموزیم:
- دعا، نوعی عبادت خداست و ترک آن، نشانه ترک بندگی خدا و تکبّر است.
- در دعا، فقط خدا را بخوانیم، خواسته های خود را فقط از او بخواهیم و کسی را با او شریک نکنیم.
- خداوند نیازهای ما را می داند و به دعا و عبادت ما نیازی ندارد. درحقیقت، فرمان دعا در قرآن، آثار و برکاتی برای خودِ انسان دارد. ازجمله اینکه دعا سبب می شود انسان خود را در همه حال نیازمند خداوند ببیند و از مَرکب کبر و غرور که سرچشمه همه بدبختیها و فلاکتهاست، فرود آید.
- هرگونه تکبّر و استکبار دربرابرخدا، به خواری و سرافکندگی انسان در قیامت میانجامد.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.
-----------------