دی ۱۹, ۱۳۹۸ ۰۸:۲۵ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان ایات 66 تا 68 سوره غافر د رخدمت شما هستیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 66  از سوره غافر گوش فرا می‌دهیم:

«قُلْ إِنِّی نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ لَمَّا جَاءَنِیَ الْبَیِّنَاتُ مِن رَّبِّی وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«[ای پیامبر!]  بگو: من نهی‌ شده‌ام از اینکه معبودهایی را که شما غیر از خدا می‌خوانید، بپرستم، ‌هنگامی که از طرف پروردگارم دلایل روشنی برایم آمده است و مأمورم که فقط تسلیم پروردگار جهانیان باشم»

در برنامه‌ های قبل سخن از نشانه ‌ها و نعمتهای الهی بود که بیانگر یکتایی آفریدگار و پروردگار جهان است. در این آیه رسول خدا خطاب به مشرکان بر این نکته تأکید می‌ورزد که من از جانب خدایی مبعوث شده‌ام که اجازه پرستش بتها را نداده و مرا از این کار نهی کرده است. پس از من انتظار نداشته باشید که بتها را بپرستم و تصور نکنید که من از سر لجاجت با شما، بتهایتان را نمی‌پرستم، که شما هم از سر لجاجت، آئین مرا نپذیرید. بلکه من براساس براهین عقلانی و دلایل منطقی خدا را می‌پرستم و از پرستش بتها دوری می‌کنم. من فقط دربرابر خداوندی که آفریدگار و پروردگار همه ماست، سر تعظیم فرود می‌آورم و او را عبادت می‌کنم. نه فقط پروردگار جهانیان را می‌پرستم، بلکه تسلیم او هستم و آنچه را او فرمان می‌دهد، بدون کم و کاست انجام می‌دهم. زیرا خود را بنده او می‌بینم و وظیفه بنده اطاعت از  سَرور و مولای خود است.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. اوامر و نواهی خداوند، براساس دلیل و منطق است و میان وحی و عقل، تضاد و تعارضی وجود ندارد.
  2. تسلیم شدن دربرابر کسی سزاوار است که پروردگار جهانیان است و کمال عبادت، تسلیم بودن دربرابر خداوند است.

 

اکنون به تلاوت آیات 67 و 68 از سوره غافر گوش می‌ سپاریم:

«هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخًا وَمِنکُم مَّن یُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»، «هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ  فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ»

ترجمه این آیات چنین است:

«او کسی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، سپس از عَلقه [خون بسته شده]، سپس شما را به صورت نوزادی بیرون می‌آورد.  سپس [رشدتان می‌دهد] تا به کمال قوّت خود [در جوانی] برسید،  سپس تا پیر شوید و بعضی از شما پیش از رسیدن به پیری می‌میرد [و برخی زنده می‌مانید] تا به سرآمدی که معیّن است، برسید و باشد که بندیشید»، «او کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند و چون به کاری حکم کند [و چیزی را اراده کند]، فقط به آن می‌گوید: باش، پس بی درنگ موجود می‌شود»

بعضی از آیات قبلی، به نشانه ‌های خداوند در آسمان و زمین و پدیده‌ های طبیعی اشاره می کرد. این آیه به آفرینش انسان، خلقت او از خاک، دوران جنینی بشر، تولد و زندگی در دنیا و در آخر به مرگ او می ‌پردازد.

اولین مرحله آفرینش انسان از خاک است که هم شامل انسان نخستین یعنی حضرت آدم می‌شود که مستقیماً از خاک آفریده شد و هم دربرگیرنده همه انسانهاست، زیرا منشاء مواد غذایی تشکیل‌دهنده جسم آنها اعم از گیاهی یا حیوانی از خاک است.

دومین مرحله، مربوط به تشکیل نطفه است که از ترکیب منی مرد و تخمک زن، در رحم به وجود می‌آید. نطفه به سرعت رشد و نموّ یافته و به شکل خون بسته شده درمی‌آید که قرآن از آن به عَلَقه تعبیر کرده است.

مرحله‌ی بعدی تبدیل عَلَقه به مُضغه است که چیزی شبیه گوشت جویده شده است. سپس اعضای بدن شکل گرفته و کامل می شود. در مرحله بعد، نوزاد متولد شده و به دنیا می آید. با پشت سر گذاردن دوران کودکی و نوجوانی، مرحله جوانی آغاز می شود. انسان در این مرحله به بلوغ عقلی می رسد و حداکثر قدرت جسمانی را به دست می آورد.

اما دوران جوانی هم دوام و بقایی ندارد و انسان ناگزیر است از فراز قله جوانی به پایین بیاید. در این مرحله به تدریج دوران عقب گرد و از دست رفتن نیرو آغاز می شود و انسان به سوی میانسالی و پیری حرکت می کند. سرانجام پایان عمر فرا می رسد و مرگ، انسان را به دریچه قیامت، یعنی قبر وارد می‌کند.

البته برخی افراد نیز به خاطر بروز حوادث گوناگون یا بیماریها، این مسیر را به طور طبیعی  به پایان نمی‌رسانند و قبل از رسیدن به پیری از دنیا می‌روند.

جالب آنکه قرآن در این آیه، تعبیر به مرگ و نابودی نمی‌کند، بلکه از واژه‌ای استفاده می‌کند که معنایش این است که هنگام مرگ، فرشتگان روح انسان را دریافت می کنند و به عالم پس از مرگ منتقل می سازند. از آیات قرآن، به خوبی روشن می شود که برخلاف تصور بسیاری از افراد، مرگ به معنای نیستی و نابودی انسان و پایان کار او نیست، بلکه دریچه ای برای ورود به عالم بقاست.

ادامه آیات، به قانون کلی خلقت که حیات و مرگ است، اشاره کرده و می ‌فرماید: این امر فقط به دست خدا و طبق خواست اوست و آنچه او اراده کند، محقق می‌شود، بی‌آنکه لحظه‌ای تأخیر در آن روی دهد.

در این دو آیه، به دو پدیده مرگ و حیات اشاره شده که البته همه‌ جانداران اعم از گیاهان، حیوانات و انسانها را دربر می‌گیرد. این دو پدیده‌ درواقع براساس نظام طبیعی ای است که خداوند مقدّر ساخته و انسان در آن نقشی ندارد. مرگ و حیات، از مظاهر قدرت پروردگارند و علیرغم پیشرفتهای علمی بشر هنوز از اسرار و ناشناخته ها به شمار می روند.

دراینجا لازم به یادآوری است که حیات در اشکال و انواع گوناگون ظاهر مى شود. حیوانات غول پیکر، پرندگانى که بر اوج آسمانها پرواز مى کنند یا درختانى که ارتفاع آنها به ده ها متر می رسد، هریک داراى نوعى حیات هستند. بدون شک، چهره هاى گوناگون حیات، از متنوعترین چهره هاى جهان آفرینش است. انتقال از جهان بى جان به عالم موجودات زنده و انتقال از عالم حیات به مرگ، داراى اسرار و شگفتیهایى است و نشانه ای از قدرت  پروردگار حکیم است.

البته هیچیک از مسائلی که در نزد ما سخت و پیچیده است، برای خداوند قادر متعال، سخت و دشوار نیست و به محض اراده و فرمان او، هر امری تحقق مى یابد. چراکه هنگامى چیزى را اراده کند، تنها به آن مى گوید موجود باش، آن نیز بی درنگ موجود مى شود.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. آفرینش انسانِ جاندار و دارای اندیشه و خرد، از خاک بی ‌جان، از نشانه ‌های قدرت الهی است.
  2. نظام خلقت، نظام تکاملی است و مرگ،  نابودی انسان و پایان کار او نیست، بلکه جدا شدن روح از جسم برای ورود به مرحله بالاتر و حضور در قیامت است.
  3. خداوند از ما خواسته است که در مراحل آفرینش انسان بیندیشیم تا به عظمت خلقت خویش پی برده و خود را ارزان نفروشیم.
  4. زنده کردن و میراندن تنها به دست خدای بزرگ است. 

 با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.