راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات نخست (آیات 1 تا 7) سوره فصلت د رخدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
در برنامه قبل، سوره غافر به پایان رسید. در این برنامه، سوره فصلت را آغاز میکنیم. این سوره در مکه نازل شده است و 54 آیه دارد. همانند دیگر سوره های مکی، محتوای این سوره درباره مبدأ و معاد و نشانه های قدرت خداوند در انسان و جهان است.
ابتدا به تلاوت آیات 1 تا 4 از سوره فصلت گوش فرا میدهیم:
«بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ»
«حم»، «تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ»، «کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»، «بَشِیرًا وَنَذِیرًا فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا یَسْمَعُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«حامیم»، «[این کتابی است] نازل شده از سوی خداوند بخشنده ی مهربان»، «کتابی که آیات آن به روشنی بیان شده است، قرآنی [به زبان] عربی، برای مردمانی که می دانند»، «[کتابی] بشارت دهنده و بیم دهنده، اما بیشتر مردم [از آن] روی گردان شدند و آنان [ندای قرآن را] نمیشنوند»
چنانکه پیش از این نیز گفتهایم، 29 سوره قرآن با حروف مقطعه آغاز شده است. در این سوره ها پس از این حروف، به عظمت قرآن اشاره شده است. سوره فصلت نیز چنین است و با دو حرف حا و میم آغاز شده و پس از آن، از نزول این کتاب آسمانی از سرچشمه رحمت الهی سخن گفته شده است. بنابراین، آیاتش برای همه انسانها مایه رحمت است. البته مؤمنان از رحمت آن بهرهمند میشوند و کافران، خود را از آن محروم میسازند.
لازم به ذکر است که آیات قرآن به شکل مکتوب نازل نشده و پیامبر نیز آن را به نگارش در نیاورده است، بلکه رسول خدا آنچه را که بر قلب مبارکش وحی شده، برای مردم قرائت کرده است. از این رو، قرآن نام گرفته است. به فرمان پیامبر، چهار نفر از یارانش آنچه را که آن حضرت قرائت میکرد، به نگارش در می آوردند. لذا نام دیگر قرآن، کتاب است.
قرآن، به زبان عربی فصیح و گویا نازل شده و آیاتش برای کسی که بخواهد حقیقت را بداند، روشن و واضح است. البته قرآن غیر از آگاهی بخشی و معرفت افزایی، از طریق بشارت و هشدار، مردم را به انجام کارهای خوب و شایسته تشویق می کند و از انجام کارهای بد و ناشایست برحذر می دارد.
عکسالعمل بسیاری از مردم دربرابر دعوت پیامبران و کتابهای آسمانی، رویگردانی بوده است، زیرا خواستهها و تمایلات غریزی و نفسانی آنها را محدود میسازد و اجازه نمیدهد هرچه میخواهند، بگویند یا هر کاری را که دلشان میخواهد، انجام دهند.
از این آیات میآموزیم:
- قرآن، کلام خداست، نه سخن حضرت محمد. محتوای این کتاب نیز، برخاسته از رحمت گسترده و بی انتهای پروردگار است. بنابراین هم الفاظ و هم محتوای قرآن از جانب خداوند دانا و مهربان است. بدیهی است عمل براساس این تعالیم، موجب رشد، شکوفایی و تعالی جامعه بشری می شود.
- در قرآن هر آنچه که در رشد و هدایت مردم تاثیر و نقش دارد، به تفصیل و در قالبهای متنوع مطرح شده است. قالبهایی نظیر: سرگذشت اقوام پیشین، داستانها و عبرتها، مَثل ها، ذکر نعمتهای الهی، اوامر و نواهی، بیان علل سقوط تمدنها، آینده بشر، حوادث قیامت، توصیههای اخلاقی و....
- قرآن به انسان علم، آگاهی و روشنایی می بخشد. هرکس به دنبال فهم حقیقت و شناخت درست است، باید به قرآن مراجعه کند.
- براساس مبانی درست تربیت، بیم و امید/ و بشارت و هشدار/ در کنار یکدیگر لازم است. توجه به یکی و غفلت از دیگری، آثار زیانباری دارد.
اکنون به تلاوت آیه 5 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِی أَکِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَیْهِ وَفِی آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَیْنِنَا وَبَیْنِکَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و گفتند: دلهای ما از [درک] آنچه ما را به آن میخوانی، در پرده و پوشش [سختی] است و در گوشهایمان سنگینی است و میان ما و تو پردهای وجود دارد. پس تو کار خود را انجام بده، ما [نیز] کار خود را انجام میدهیم»
این آیه به واکنش مشرکان مکه دربرابر دعوت پیامبر اسلام اشاره کرده و میفرماید: هنگامی که پیامبر، قرآن را برای آنها تلاوت میکرد، آنها به جای شنیدن و توجه، برای آنکه پیامبر را از کار خود مأیوس کنند، میگفتند: ای محمد! بیهوده تلاش نکن. گوشهای ما سنگین است و سخن تو را نمیشنویم. آنچه را هم از طریق گوش میشنویم، در دل ما اثری ندارد، گویا مانعی میان ما و تو قرار گرفته و نمیگذارد ما دعوت تو را بپذیریم. پس ما را به حال خود رها کن تا هرگونه میخواهیم عمل کنیم. ما هم تو را به حال خود رها میکنیم تا هرگونه میخواهی رفتار کنی.
از این آیه میآموزیم:
- آیات قرآن، همچون بارانی است که بر زمین آماده فرو میریزد و زمین را آباد میکند. اما هنگامی که بر سنگ سخت میبارد، نه تنها فرو نمیرود، بلکه به بیرون نیز پرتاب میشود. دلهای افراد لجوج نیز دربرابر نزول آیات الهی اینگونه است.
- اگر مخاطب، قصد پذیرش حق را نداشته باشد، سخن خداوند از زبان پیامبر هم کارساز نیست، چه رسد به سایر افراد.
- تعصبها و تقلیدهای نابجا، مانند حجابی بر دل افراد افکنده می شود و آنها را از درک حقیقت و پذیرش آن محروم میسازد.
اکنون به تلاوت آیات 6 و 7 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَـهُکُمْ إِلَـهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِکِینَ»، «الَّذِینَ لَا یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ کَافِرُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«[ای پیامبر! به آنان] بگو: من بشری مانند شما هستم. [با این تفاوت که] به من وحی میشود که معبود شما خدای یگانه است، پس به سوی او رو کنید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان»، «همان کسانی که زکات نمیپردازند و آنان که به آخرت کافرند»
دربرابر ادعاهای مشرکان که از روی تعصب و لجاجت سخن می گفتند، رسول خدا به آنان میگوید: من هم بشری مانند شما هستم. نه ادعای خدایی دارم، نه ادعای برتری بر شما/ من از نژاد شما و از قوم و قبیله شما هستم. تنها تفاوت من با شما این است که بر قلب من وحی میشود که دست از شرک و بتپرستی بردارم و شما را نیز به خدای یکتا دعوت کنم.
شما که اینگونه با من سخن می گوئید، بدانید که من نمیخواهم شما را به اجبار به پذیرش سخنم وادار کنم. بلکه من راه حق را به شما معرفی میکنم و از شما می خواهم که به راه خدا بروید و از کارهای گذشته خود دست بردارید، تا خدا شما را بیامرزد.
پایان آیه به مشرکان هشدار میدهد که باقیماندن بر شرک، دارای سرانجام بسیار بدی است. سپس در توصیف مشرکان به دو ویژگی آنها اشاره میکند: یکی کفر به قیامت و انکار آن/ و دیگری عدم توجه به نیازمندان و ترک هرگونه انفاق به آنان، که آن هم نشانهای از انکار قیامت است. زیرا کسی که به خدا اعتقاد ندارد، همه چیز را برای خود میخواهد و انگیزهای برای انفاق به دیگران ندارد.
از این آیات میآموزیم:
- پیامبران، مردم را به سوی خدا میخوانند، نه به سوی خود/ هدفشان نیز رها کردن انسان از بند طاغوتهای بیرون و هوا و هوس درون است.
- باور به یگانگی خداوند، باید در تمام امور زندگی انسان نمود پیدا کند. توحید فقط یک باور نیست، بلکه راهنمای عمل و رفتار انسان در زندگی است.
- انسان مؤمن، در راه توحید، پایدار و پابرجاست. او همواره در صدد جبران خطاهای گذشته است تا بتواند در راه خدا باقی بماند و از مسیر حق منحرف نشود.
- ایمان، به ادعای افراد نیست. لذا مؤمنی که زکات نمیپردازد، در وجود او رگههایی از شرک و کفر وجود دارد.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادات شما هستیم. خدا نگهدار.