راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 13 تا 18 سوره فصلت در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 13 و 14 از سوره فصلت گوش فرا میدهیم:
«فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُکُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ»، «إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّـهَ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَائِکَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس اگر روی گرداندند، بگو: شما را از صاعقهای همچون صاعقه عاد و ثمود میترسانم»،
«آنگاه که فرستادگان [ما] از پیش رو و پشت سرشان [از هر سو] به سراغشان آمدند [و گفتند:] جز خداوند را نپرستید. آنها [در پاسخ] گفتند: اگر پروردگار ما میخواست، [پیامبری بفرستد] فرشتگانی نازل میکرد. پس ما به آنچه شما به آن مبعوث شدهاید، کافریم»
در برنامه قبل، به برخی نشانه های علم و قدرت الهی در زمین و آسمان اشاره شد. این آیات خطاب به منکران الهی میگوید: عناد و لجاجت با حق، پایانی جز قهر الهی ندارد. چنانکه برخی اقوام گذشته، با آنکه دعوت پیامبران الهی را شنیدند و معجزات آنان را مشاهده کردند، در مقام انکار برآمدند.
آنها برای توجیه مخالفتشان، به پیامبر خود میگفتند: اگر میخواهی به تو ایمان بیاوریم، باید فرشتگانی را که بر تو نازل میشوند و وحی میآورند، به ما نشان دهی تا ما آنها را ببینیم. اما حالا که نمیتوانی چنین کاری بکنی، به تو و دعوت تو ایمان نمی آوریم و در کفر میمانیم. بدیهی است اینگونه اغراض لجوجانه، باعث نزول قهر الهی میشود و طبیعت که مظهر مهر خداوند است، اسباب هلاکت آنان را فراهم میسازد.
از این آیات میآموزیم:
- یکی از وظایف پیامبران، هشدار دادن به مردم درباره عاقبت کارهای ناشایست آنهاست.
- همه کیفرها در آخرت نیست. بلکه برخی کیفرها در همین دنیا نازل میشود. مراقب باشیم که رفتارهای زشت و نادرست ما موجب خسران ما در دنیا و آخرت نشود.
- خداوند از طریق پیامبران، حجت را بر مردم تمام میکند تا آنها عذر و بهانهای برای کفر و شرک نداشته باشند. سنت خداوند این است که تا بر مردم اتمام حجت نکند، مخالفان و منکران را کیفر نمیدهد.
- سرلوحه برنامه های پیامبران، دعوت مردم به توحید و یکتاپرستی بوده است. لذا هیچ پیامبری مردم را به سوی خود دعوت نکرده است.
اکنون به تلاوت آیات 15 و 16 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّـهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ»، «فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لَا یُنصَرُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«اما قوم عاد به ناحق در زمین سرکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است؟ آیا ندیدند خدایی که آنها را آفریده، از آنها نیرومندتر است؟ و [به خاطر این احساس قدرت] پیوسته آیات ما را انکار میکردند»، «سرانجام تندبادی سخت و سرد در روزهایی شوم بر آنان فرستادیم تا در زندگی دنیا عذاب خواری را به آنها بچشانیم و قطعاً عذاب آخرت خوارکنندهتر است و آنان یاری نخواهند شد»
در ادامه آیات قبل که نام دو قوم عاد و ثمود برده شد، این آیات، به کفر ورزیدن آنها و شیوه کیفرشان اشاره می کند. لازم به ذکر است که قوم عاد در جنوب عربستان زندگی میکردند. آنها افرادی جنگجو بودند و از قدرت و ثروت زیاد بهره داشتند. در مکانهای مرتفع بنا می ساختند و دارای قلعههای مستحکم و قصرهای زیبا بودند. آنها خود را شکست ناپذیر و برتر از همه می پنداشتند. اینها سبب غرور و گردنکشی آنان شد. لذا به پیامبرشان حضرت هود که آنها را به خدا دعوت میکرد، از روی غرور و تکبر میگفتند: تو کیستی که به ما هشدار میدهی که نافرمانی خدا موجب نزول عذاب می شود؟ مگر کسی قدرت دارد ما را از بین ببرد و یا بر ما غلبه یابد؟ آنها چنان مستِ قدرت و جمعیت خود بودند که دربرابر خدا و پیامبرشان به طغیان و سرکشی و تکذیب برخاستند. آنها از این نکته غافل بودند که خدایى که آنان را آفریده، از آنها قویتر است. او نه تنها خالق آنها، بلکه خالق همه آسمانها و زمین است و اصولا قدرت بشر با او قابل مقایسه نیست.
به هرحال، براثر سرکشی و طغیانگری آن قوم، عذاب خوارکننده ای بر آنها نازل شد. به مدت یک هفته تندبادی سخت و هول انگیز در روزهایی نحس بر آنها وزید و خانه ها و باغها و همه زندگی آن قوم خودخواه و مغرور را در هم کوبید. سرانجام جز ویرانهای از آن قصرهاى پرشکوه و زندگى مرفه و اموال سرشار باقی نماند. این عذاب دنیاست. البته عذاب آخرت از آن هم خوارکننده تر است و هیچکس به یاری آنها نخواهد شتافت.
از این آیات میآموزیم:
- کفر و انکاری که از روی تکبر و غرور باشد، کیفر دنیوی نیز به همراه دارد.
- مغرور شدن به قدرت، خطری است که هر فرد و جامعهای را تهدید میکند و ذلّت و خواری دنیا را در پی دارد.
- عوامل طبیعت، در هنگام نزول نعمت یا آمدن عذاب - در هر دو حال - مأموران اجرای فرمان خدا هستند و آنچه را او بخواهد، انجام میدهند.
- مواقعی که رحمت الهی نازل شود، مبارک است و زمانهایی که بلا و قهر الهی نازل شود، نحس و شوم است.
اکنون به تلاوت آیات 17 و 18 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ»، «وَنَجَّیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و اما قوم ثمود، آنها را هدایت کردیم، ولی آنها کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند، پس به کیفر اعمالی که مرتکب میشدند، صاعقه عذابِ خوارکننده، آنان را فراگرفت»، «و ما کسانی را که ایمان آورده و پرهیزکاری میکردند، نجات دادیم»
پس از قوم عاد، این آیات به سرانجام قوم ثمود اشاره کرده است. آنها در شمال عربستان زندگی می کردند، در دل کوهها بناهایى محکم می ساختند و زمینهایى خرم و سرسبز و باغهایى پرنعمت داشتند.
خداوند درمورد قوم ثمود میفرماید: این قوم را نیز مانند دیگر اقوام هدایت کردیم و حضرت صالح را برای هدایت آنها فرستادیم. صالح با منطق و دلایل روشن، همراه با معجزه الهی به سراغ آنان آمد. ولی آنها به جای پذیرش سخن پیامبر الهی، به انکار و مخالفت برخاستند، گویا کوردلی را بر شناخت حقیقت ترجیح داده و نمی خواستند حق را بپذیرند.
از آنجاکه مخالفت آن قوم مغرور برپایه عناد و لجاجت بود، نه براساس نادانی و نشناختنِ حقیقت، به عذابی سخت و خوارکننده در همین دنیا گرفتار شدند. با صاعقهای دهشتناک، شهر و دیارشان سوخت و نابود شد. صاعقهای که نه فقط رعد و برق آن عامل ترس و وحشت شد، بلکه زمین لرزهای سخت را به دنبال داشت و همه چیز را زیر و رو و ویران کرد.
البته کسانی که ایمان آوردند و درستکاری پیشه کردند، در کیفر کافران شریک نشدند. خداوند آنها را نجات داد و از عذاب سخت و وحشتناک رهایی یافتند.
از این آیات میآموزیم:
- کفر، نشانه کوردلی است. اصرار بر کفر و کجروی، عواقب زیانباری برای انسان دارد.
- لطف یا قهر الهی، قانونمند است و درحقیقت، نتیجه عملکرد خودِ انسان است. پاکی و ایمان، رمز نجات/ و کفر و گناه، عامل هلاکت است.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.
----------------