راهی به سوی نور
در این برنامه به تفسیر ساده و روان آیات 31 تا 36 سوره فصلت گوش می دهیم. همراه ما باشید.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامهای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
در ابتدا به تلاوت آیات 31 و 32 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ»، «نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«ما در زندگی دنیا و در آخرت، دوستان و یاوران شماییم و برای شما در بهشت هرچه دلتان بخواهد، فراهم است و در آنجا هرچه را درخواست کنید، برای شما هست»، «[اینها] پذیرایی از جانب خداوند آمرزنده مهربان است»
در ادامه آیات قبل که از نازل شدن فرشتگان الهی بر قلب مؤمنان واقعی خبر میداد، این آیات میفرماید: آنها نه فقط در دنیا، یاور و پشتیبان روحی مؤمنان هستند، بلکه در آخرت نیز همچون دوستانی باوفا آنها را یاری و همراهی کرده و به بهشت راهنمایی میکنند.
در دنیا، فرشتگان، به مؤمنانی که اهل پایداری و مقاومتند، پیروزی حق بر باطل را نوید میدهند. در آخرت نیز، آنها را به سفره گسترده الهی در بهشت دعوت میکنند. در آنجا هرچه را انسانها از نعمتها بخواهند و طلب کنند، از پیش برای آنها فراهم است. نه تنها نعمتهاى مادى، بلکه آنچه که از مواهب معنوی و لذات روحانى نیز دوست داشته باشند، در اختیار آنهاست.
این بدان خاطر است که در دنیا، از وظایف مؤمنان این بود که نفس را کنترل کرده و به دنبال تمنیات و خواهشهای سرکش نفسانی نروند، زیرا موجب فساد و تباهی آنها میشد. اما در آخرت، خداوند آن محرومیتها و ممنوعیتها را جبران کرده و هرچه را دلشان بخواهد، به آنها عطا میکند. زیرا بهشت، جای فساد و تباهی نیست. آنها به میهمانی خداوند بزرگ در بهشت جاویدان راه می یابند. مهمانی ای که میزبانش، خدای بخشنده و مهربان است و میهمانانش انسانهای پاک و بهشتی هستند.
از این آیات میآموزیم:
- اگر مؤمنان مقاوم در دنیا دوستان کمی دارند، اما فرشتگان دوستان آسمانی آنها هستند که در دنیا و آخرت، آنها را یاری و پشتیبانی می کنند.
- لذتهای بهشتی، فقط در لذات و تمنیات مادی و جسمانی خلاصه نمی شود، بلکه هرچیزی که برای انسان لذتآفرین باشد، در آنجا مهیّاست. بدیهی است که جایگاه خوشیها و لذات معنوی در نزد بهشتیان، کمتر از لذات مادی نیست.
- برخورد خداوند با بهشتیان براساس رحمت و مغفرت است و این بیانگر بخشش و لطف بیپایان پروردگار نسبت به آنان است.
در ادامه به تلاوت آیه 33 از سوره فصلت گوش فرا میدهیم:
«وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّـهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«وکیست خوش گفتارتر از کسی که [مردم] را به سوی خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و بگوید: من از مسلمانانم؟»
در برابر کسانی که مردم را از شنیدن سخن پیامبران و آیات قرآن دور میکردند و اجازه نمیدادند حرف حق به گوش مردم برسد، این آیه میفرماید: برخی از مردم، با گفتار و رفتار نیکشان مردم را به سوی خدا دعوت میکنند. آنها می گویند که از مسلمانان هستند و به مسلمان بودن خود افتخار میکنند.
براساس این آیه، هیچکس سخنش از دعوت کنندگان به سوى خدا و منادیان توحید بهتر نیست؛ همانهایی که با اعمال نیکو و شایسته شان، دعوت زبانى خود را تاکید و تثبیت مى کنند. البته صِرف اینکه انسان خودش حق را بشناسد و به آن عمل کند کافی نیست، بلکه باید دیگران را نیز به سوی خدا دعوت کند و در عمل نشان دهد که تسلیم خداوند است و دستورات او را در زندگی به کار میگیرد.
دراین خصوص لازم است که عده ای به صورت تخصصی برای شناخت دین و تبلیغ و نشر آئین حق تلاش کنند. آنها همان عالمان و مبلغان دینی هستند که وظیفه آنها دفاع از کیان دین و زدودن آثار شک و تردید از قلوب بندگان خداست.
البته اقدام آنها، مسئولیت را از دوش دیگران برنمیدارد. درواقع هرکس وظیفه دارد که به اندازه توان و امکاناتش، دیگران را به دین خدا دعوت کند و در شناساندن آئین یکتاپرستی و گسترش آن بکوشد.
از این آیه میآموزیم:
- بهترین سخن، دعوت مردم به سوی خداست، البته از کسی که خود اهل عمل باشد و در عمل نشان دهد که تسلیم خداست.
- اذان گفتن یکی از سادهترین و عمومیترین مصادیق دعوت مردم به سوی خداست.
- به مسلمان بودن و تسلیم بودن دربرابر خدا افتخار کنیم و در اثر تحقیر و تمسخر مخالفان، دچار ضعف و ترس و سستی نشویم.
اکنون به تلاوت آیات 34 و 35 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»، «وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«نیکی با بدی یکسان نیست. [بدی دیگران را] با بهترین شیوه دفع کن، آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است، همچون دوستی نزدیک و صمیمی می شود»، «البته این [خصلت خوب] را جز کسانی که اهل صبر و شکیبایی هستند، نمی یابند، و جز کسی که بهرهای بزرگ [از ایمان و تقوا] داشته باشد، به آن نایل نمی شود»
مخالفان حق، به بدگویی، افترا، استهزاء و انواع فشار و تهدید روی می آورند. پس برای دعوت مخالفان به راه مستقیم، باید از روحیه تحمل و شکیبایی بهره داشت. به همین دلیل خداوند در این آیات میفرماید: گرچه آنها از شیوههای نادرست برای مخالفت با شما استفاده میکنند، ولی شما حق ندارید همانند آنها رفتار کنید. شما باید براساس حق عمل کنید و هرگز بدی را با بدی و زشتی را با زشتی پاسخ ندهید. باید شیوه شما براساس نرمش و محبت باشد. لذا سخنان تند و ناروای آنان را با روش نیکو و با سخنان نرم و منطقی پاسخ دهید. طبیعی است با تداوم این رفتار، دیگران از درون متحول شده، کینه ها و عداوتها رنگ می بازد و آنها به دوستی با شما متمایل می شوند.
سیره زندگی و شیوه تبلیغ رسول خدا و اهل بیت آن حضرت، برپایه همین تعالیم قرآنی بوده است. آنها همواره با مخالفان خود به گونهای برخورد میکردند که از سخن یا رفتار خود شرمنده میشدند. چنانکه در ماجرای فتح مکه، عدهای از مسلمانان، شعار انتقام سر میدادند، اما رسول خدا اعلام عفو عمومی کرد. این برخورد جالب و شگفت انگیز پیامبر، دلها را به شدت تحت تاثیر قرار داد.
البته طبیعی است این شیوه برخورد با مخالفان، کار آسانی نیست و نیازمند روح بزرگ، سعه صدر و صبر و شکیبایی است. درحقیقت، انسان باید درپرتو ایمان و خودسازی به مرحله ای از کمال اخلاقی برسد که به آسانی حس انتقام جویی در او شعله ور نشود و بدیها را با نیکى پاسخ گوید.
از این آیات میآموزیم:
- یک نمونه عملی از دعوت مردم به سوی دین خدا این است که بدی آنها را با نیکی و برخورد شایسته پاسخ دهیم.
- در صحنه جنگ با دشمن، مقابله به مثل کاری درست و پذیرفتنی است، اما در روابط اجتماعی، انتقام و مقابله به مثل، نشانه ناشکیبایی است. مقابله به مثل موجب افزایش تنشها در جامعه می شود.
- شکیبایی دربرابر سخن یا رفتار ناروای دیگران، نیازمند آن است که انسان از ایمان و اخلاق حسنه بهره کافی داشته باشد.
اکنون به تلاوت آیه 36 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّـهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و اگر از جانب شیطان دستخوش وسوسهای شدی، پس به خدا پناه ببر که او شنوا و داناست»
لازم به ذکر است که وسوسه هاى شیطانى در اشکال مختلف، به سراغ انسانها مى آید.
یکی از مصادیق آن این است که شیطان همواره به دنبال ایجاد کینه و کدورت در میان مردم است و از برقراری صلح و صفا و صمیمیت بین مردم رنج میبرد. لذا خداوند در این آیه، خطاب به پیامبر و همه مؤمنان میفرماید: هرگاه در راه دعوت مردم به دین خدا، سخنان ناروا را تحمل کردید و از سر محبت و دلسوزی با مردم سخن گفتید، شیطان صفتان چنین القاء میکنند که نباید دربرابر مخالفان کوتاه آمد، بلکه باید مثل خودشان عمل کرد و به آنها پاسخ دندان شکن داد. مراقب باشید که اینگونه القائات شیطانی است، گرچه از زبان برخی دوستان به گوش شما برسد.
لذا هرگز به این سخنان ترتیب اثر ندهید. برای رسیدن به هدف که هدایت مردم است، پا روی نفس خود گذاشته و به جای خشمگین شدن از حرفهای ناروا، با روی گشاده و زبان نرم با مردم برخورد کنید. خود را به خداوند بسپارید، به سایه لطف او پناه ببرید و به او اعتماد کنید که او شنونده و آگاه است.
از این آیه میآموزیم:
- انتقام جویی از کارهای بد دیگران، از القائات شیطانی است و پاسخ دادن به کارهای دیگران با سخنان نرم و آرام، از سفارشات الهی است.
- هرکس که انسان را به انجام کارهای بد وسوسه کند، شیطان است، گرچه در قالب انسان باشد.
- داروی رهایی از وسوسه های شیطان، پناه بردن به خدا و توبه به درگاه اوست.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.