اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۹ ۰۵:۱۷ Asia/Dushanbe

در این برنامه به تفسیر ساده و روان آیات 45 تا 48 سوره فصلت پرداخته ایم. همراه ما باشید.

   بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 45 از سوره فصلت گوش فرا می‌دهیم:

«وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَلَوْلَا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ»

ترجمه این آیه چنین است:

«و ما به موسی کتاب [آسمانی تورات] دادیم، پس در آن اختلاف شد و اگر نبود سنّت سابق پروردگارت [که به مردم مهلت دهد] میان آنان [به هلاکت]  داوری می‌شد و البته اینان نیز [چون قوم موسی] درباره قرآن، شکی همراه با بدگمانی دارند»

در برنامه قبل به بهانه ‌جویی‌ های مشرکان مکه اشاره شد که به پیامبر می‌گفتند: چون قرآن تو به زبان عربی است، پس معجزه نیست؛ اگر بتوانی به زبان دیگری کتاب بیاوری معجزه کرده‌ای!

این آیه خطاب به رسول خدا می‌فرماید: در زمان حضرت موسی نیز قوم بنی‌اسرائیل چنین بهانه‌ هایی می‌گرفتند و در حقانیت تورات اختلاف می کردند. اما خداوند بنا ندارد که کافران را بی درنگ کیفر دهد، زیرا تعجیل در مجازات آنها با رحمت الهی سازگار نیست، وگرنه در همین دنیا، مجازات الهی به سرعت دامان کافران را می گرفت.

البته شک و تردید مشرکان درباره قرآن، از نوع شک های طبیعی نیست که افراد بخواهند با تحقیق و جستجو، شک‌ خود را برطرف کرده و به حقیقت برسند، بلکه شک آنها آمیخته با بدبینی و سوء ظن است. آنها هر روز بهانه‌ای می‌گیرند و شبهه‌ای مطرح می‌کنند تا مانع ایمان‌آوردن دیگران شوند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. رحمت الهی اقتضا می‌کند که به کافران و گنهکاران مهلت دهد، شاید توبه کنند و از مسیر انحرافی خود بازگردند. اگر چنین نبود، هرکسی با اولین خطا و انحراف، دچار کیفر شده و پرونده عمرش بسته می شد.
  2. شک، پلی برای رسیدن به حقیقت است. شک باید مقدمه سؤال و پرسش برای کشف حقیقت باشد، نه وسیله‌ای برای ایجاد سوء‌ظن و نفی حقیقت!

 

اکنون به تلاوت آیه 46 از سوره فصلت گوش می‌سپاریم:

«مَّنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ»

ترجمه این آیه چنین است:

«هر کس کار  شایسته ای کند، به سود خود اوست و هر کس بدی کند، به زیان خود اوست و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمی‌کند»

در ادامه آیه قبل که به سنت الهی درمورد کافران اشاره کرد، این آیه نیز به یکی دیگر از سنتهای الهی که درواقع یک قانون کلی درمورد اعمال انسانهاست، می پردازد و آن اینکه هرکسى عمل صالحى انجام دهد، نفعش براى خود اوست و هرکسى بدى کند، به خویشتن بدى کرده است. به عبارتی پاداش و کیفر هرکس، متناسب با عمل خود اوست و هرکس میوه شیرین یا تلخ اعمال خویش را می چیند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ظلم نمی کند.

 نکته دیگر اینکه در جوامع بشری، نظام کیفر و پاداش باتوجه به تناسب بین عمل و کیفر آن و به صورت مجموعه ای از قراردادها تنظیم شده است. اما نظام کیفر و پاداش الهی، از نوع   قراردادی نیست، بلکه مبتنی بر رابطه عمل و عکس‌العمل است که امری عینی و تکوینی است.

به عنوان مثال اگر کسی آگاهانه غذای آلوده یا مسمومی را بخورد، دچار بیماری و درد و رنج شدید می شود. این درد و رنج، کیفر غذای ناسالمی است که او مصرف کرده است و نمی تواند دیگران را در این مورد سرزنش کند. بدون شک، کفر و گناه دارای آثار و تبعات منفی بر روح و روان انسان است. این آثار در دنیا به اشکال‌ گوناگونی ظاهر می‌شود که درحقیقت، کیفر دنیوی گناه است. در آخرت نیز اثر گناه بر روح و روان انسان، به صورت عذاب و آتش دوزخ ظاهر می‌شود.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. تا وقتی در انجام کارها، دارای اختیار و اراده و حق انتخاب هستیم، نمی‌توانیم پیامدهای کار خود را به دیگران نسبت دهیم.
  2. مصیبتها و حوادث ناگوار زندگی را به خدا نسبت ندهیم، چراکه خداوند به کسی ظلم نمی‌کند. مصیبتها  محصول کار خود ماست.

 

اکنون به تلاوت آیات 47 و 48 از سوره فصلت گوش می‌سپاریم:

«إِلَیْهِ یُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَکْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ  وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ أَیْنَ شُرَکَائِی قَالُوا آذَنَّاکَ مَا مِنَّا مِن شَهِیدٍ»، «وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُوا یَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ»

 ترجمه این آیات چنین است:

«آگاهی به زمان وقوع قیامت، تنها به خداوند باز می‌گردد و هیچ میوه‌ای از شکوفه خود خارج نمی‌شود، و هیچ ماده‌ای بارور نمی‌شود و  نمی‌زاید، مگر به علم او، و روزی که [خداوند]  مشرکان را ندا دهد: شریکان من [که می پنداشتید] کجا هستند؟ می‌گویند: با بانگ رسا به تو می‌گوییم که هیچ گواهی نداریم»، «و آنچه را از پیش [به خدایی] می‌خواندند، از نزد آنان گم ‌می شود و می‌فهمند که هیچ راه فراری ندارند»

در آیه قبل سخن از این بود که خداوند در کیفر و پاداش به بندگانش ستم نمی کند. این آیه می‌فرماید: هیچکس از زمان برپایی قیامت و وقایع آنجا خبری ندارد و علم آن فقط مخصوص خداست. گرچه خداوند برخی اخبار مربوط به قیامت را از طریق فرستادگانش  به مردم اعلام کرده است، با این حال، اسرار آن عالم بر انسان پوشیده است.

ادامه آیه می‌فرماید: نه فقط اسرار قیامت، بلکه بسیاری از اسرار این عالم نیز که بر شما انسانها نامعلوم است، بر خداوند روشن و آشکار است. چنانکه هر میوه ای که بارور می شود و غلاف و پوسته خود را شکافته و سر بیرون می آورد یا انسان یا حیوان ماده ای که باردار می شود و حمل خود را بر زمین می گذارد، همه به مقضای علم و حکمت پروردگار است.      

ادامه آیه درخصوص مشرکانی که قیامت را انکار می کنند، می‌فرماید: در دادگاه قیامت از آنها سؤال می‌شود: اشیاء و افرادی را که شریک خدا می‌پنداشتید و به آنها پناه می‌بردید، کجا هستند تا امروز به فریادتان برسند و شما را نجات دهند؟ آنها پاسخی ندارند جز اینکه بگویند: ما  هیچ گواهی بر گفته‌ ها و باورهای خود نداریم. امروز می فهمیم که آنچه می گفتیم باطل و بی اساس بوده است. آنها در این حال، با چشمان خود می‌بینند از آن معبودهایی که شریک خدا و یاری کننده خود در روزهای سختی و بیچارگی می پنداشتند، اثری نیست و همه از نظرشان محو و نابود شده‌اند. آنها به خوبی درمی یابند که هیچ پناهگاه و راه فرارى ندارند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. ندانستن زمان قیامت، دلیلی بر نفی آن نیست. چنانکه از زمان برخی امور دیگر نیز آگاه نیستیم، درحالی که وقوع آنها از نظر ما حتمی است.
  2. علم خداوند فقط مربوط به کلیات جهان نیست، بلکه حتی جزئی‌ترین امور که انسانها از آن آگاه نیستند و یا از آن غافلند، در نزد خداوند معلوم و آشکار است.
  3. در دنیا به سراغ کسانی نرویم که در قیامت هیچ کاری از دستشان ساخته نیست.  درآنجا مشرکان، عجز خود و معبودهایشان را با بانگ رسا اعلام می کنند. 
  4. در صحنه قیامت، حق چنان جلوه می کند که همه معبودهای باطل رنگ باخته و  پوچ بودن آنها روشن می شود. در آن هنگام، مشرکان، گذشته خود را تباه و باطل/ و آینده خویش را در بن بست می بینند.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.                                                     ---------------