راهی به سوی نور
به تفسیر ساده و روان آیات انتهایی سوره فصلت یعنی آیات 49تا 54می پردازیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامهای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 49 از سوره فصلت گوش فرا میدهیم:
«لَّا یَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاءِ الْخَیْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیَئُوسٌ قَنُوطٌ»
ترجمه این آیه چنین است:
«انسان از درخواست [آنچه] خیر [میپندارد] خسته نمیشود و هرگاه شرّی به او برسد، مأیوس و ناامید میشود»
انسانهای بیایمان یا سست ایمان، کوتاه فکر و کمظرفیتاند. این افراد از کسب مال و ثروت برای رسیدن به رفاه و راحتی بیشتر در دنیا خسته نمیشوند و هرچه بیشتر به دست آورند، باز هم افزونتر می خواهند و هرگز سیر نمی شوند.
اما اگر دنیا به آنها پشت کند، یا گرفتار مصیبتی شوند و یا بدی و تنگدستی به آنها برسد، دچار نومیدی شدید میشوند، به گونهای که گویی دنیا به آخر رسیده است. درواقع این انسانهای تربیت نایافته، در محدوده عالم مادی گرفتارند. آنها به هنگام اقبال دنیا، مسرور و مغرورند و به هنگام پشت کردن دنیا، مغموم و مأیوس می شوند.
از این آیه میآموزیم:
- انسان به طور طبیعی گرفتار حرص و طمع و افزون طلبی است و همه چیزهای خوب را برای خود میخواهد. اما تعالیم برجسته پیامبران، انسان را به گونهای تربیت میکند که اهل انفاق و ایثار باشد و دیگران را نیز درنظر بگیرد.
- احساس نومیدی و بن بست در زندگی، نشانهی آن است که فرد کم ظرفیت و سست ایمان است. مؤمن واقعی هیچگاه به بنبست نمیرسد.
اکنون به تلاوت آیات 50 و 51 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ هَـذَا لِی وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّی إِنَّ لِی عِندَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ»،
«وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِیضٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است، رحمتی از خود به او بچشانیم، با تأکید میگوید: «این حق من است [و من سزاوار آنم] و گمان نمیکنم که قیامتی برپاشود و اگر هم به سوی پروردگارم بازگردانده شوم، برای من نزد او بهترین [پاداش] خواهد بود» پس ما کافران را از آنچه کردهاند، آگاه خواهیم ساخت و قطعاً از عذابی سخت به آنها خواهیم چشاند»، «و هرگاه به انسان نعمتی بدهیم، روی میگرداند و خود را کنار میکشد و هرگاه آسیبی به او برسد، [برای برطرف شدنش] به دعای فراوان و طولانی روی می آورد»
آیه قبلی ویژگی انسانهای بی ایمان و کمظرفیت را در هنگام خوشیها و ناملایمات بیان کرد. این آیات همان مطلب را به تفصیل بیان کرده و میفرماید: این افراد دچار غروری هستند که اجازه نمیدهد خدا را در زندگی خود ببینند. همه آنچه را که آنها دارند، از نعمتهای خداست، با این حال به جای شکر نعمتهای او، میگویند: آنچه دارم به دلیل لیاقت و شایستگی من است و خدا یا دیگران نقشی در آن نداشته اند.
این غرور، سرانجام انسان را به انکار معاد می کشاند. لذا منکر قیامت هم میشود و با اطمینان میگوید: قیامتی در کار نخواهد بود. اما اگر برفرض محال، قیامتی هم باشد، حق من آن است که آنجا نیز اوضاع و احوالم خوب باشد و در اوج راحتی و آسایش بسر برم. اما خداوند درباره این افراد خیره سر می فرماید که ما به زودى آنها را از اعمالى که انجام داده اند، آگاه می کنیم و در قیامت از عذاب شدید به آنها می چشانیم.
ادامه آیات به ویژگی دیگر اینگونه افراد بی ایمان و کمظرفیت اشاره کرده و میفرماید: در هنگام رفاه و خوشی و روی آوردن نعمتها، خدا را فراموش میکنند و با تکبر از تعالیم دین خدا روی بر میگردانند، به گونهای که گویا به خدا اعتقادی ندارند و خدا نقشی در زندگی آنها ندارد. اما وقتی مصائب و مشکلات به آنها روی میآورد، خدا را صدا میزنند و به طور مستمر دعا میکنند و چنان او را میخوانند که گویا عامل مشکلات آنها خداست!
از این آیات میآموزیم:
- انسانهای منحرف و تربیت نشده، کمظرفیت و مغرورند. آنها با رسیدن به نعمت، دچار غرور و مستی میشوند و فقط خود را میبینند.
- نعمتهای الهی حاکی از لطف و رحمت اوست، نه لیاقت و استحقاق ما. ما از خدا طلبی نداریم، بلکه بدهکار او هستیم و باید شکر او رابه جای آوریم.
- برخوردار بودن از قدرت و ثروت و امکانات دنیوی، نشانه محبوب بودن افراد نزد خدا نیست. اینگونه افراد نباید انتظار داشته باشند که در قیامت نیز همین شرایط برای آنها فراهم باشد.
- مراقب باشیم که در هنگام رفاه و خوشی، دچار غفلت از خدا نشویم و فرامین او را به فراموشی نسپاریم، که در آن صورت، نعمتها به نقمت و زحمت تبدیل می شوند.
اکنون به تلاوت آیات 52 تا 54 از سوره فصلت گوش میسپاریم:
«قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِن کَانَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ ثُمَّ کَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ»، «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ»،«أَلَا إِنَّهُمْ فِی مِرْیَةٍ مِّن لِّقَاءِ رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«بگو: به من خبر دهید که اگر [این قرآن] از سوی خدا باشد، سپس شما به آن کافر شوید، چه کسی گمراهتر از کسی است که در مخالفتی شدید [با قرآن] باشد؟»، «ما به زودی نشانههای خود را در اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنها نشان میدهیم تا برایشان روشن شود که او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟»، «آگاه باش که آنان از ملاقات پروردگارشان [در قیامت] در شکی عمیقاند. آگاه باش که او به هر چیزی احاطه دارد»
در ادامه آیات قبل که سخن از افراد مشرک و کافر بود، این آیات ابتدا میفرماید: آیا شما احتمال هم نمیدهید که قرآن از جانب خدا باشد و اینگونه با آن مقابله و مخالفت میکنید؟ اگر این کتاب از جانب خدا باشد و آنچه درباره بهشت و دوزخ در آن ذکر شده، درست باشد، شما در قیامت چه خواهید کرد؟ پس قدری تأمل کنید و از تقلید نیاکان و تعصبهای نابجا دست بردارید و به دنبال حقیقت باشید.
سپس در ادامه میفرماید: نشانههای وجود خداوند در آفاق و اطراف جهان و در درون انسانها بسیار است. چرا به آنها توجه نمیکنید، تا برای شما روشن شود که خداوند حق است؟ اگر در کتاب شریعت شک دارید، آیا در کتاب طبیعت هم شک دارید که این هستی با عظمت، نیازمند آفریدگار و پروردگاری دانا و تواناست؟!
آیات الهی در جهان، چون آفرینش خورشید و ماه و ستارگان با نظام دقیقى که بر آنها حاکم است و آفرینش انواع جانداران، گیاهان، کوهها و دریاها با عجایب و شگفتیهاى بى شمار آنها که هر روز اسرار تازه اى از آنها کشف مى شود، هریک نشانه ای از حقانیت ذات پاک اوست.
همچنین آیات الهی در وجود انسان، چون دستگاههاى مختلف بدن نظیر دستگاه تنفس، دستگاه گوارش، دستگاه گردش خون و حرکات منظم قلب، ساختمان حیرت انگیز مغز و سایر دستگاهها و اعضای بدن، هریک کتابى از معرفت آفریدگار جهان است.
باتوجه به آنکه در جمله "آیات خود را نشان می دهیم"، از فعل مضارع استفاده شده، دلیل بر استمرار است، یعنی در آینده نیز آیات خود را نشان می دهیم. درواقع بشر با هر قدم پیشرفت در علم، پرده از روی اسرار شگفت انگیزی بر می دارد که علم و قدرت آفریننده جهان را نشان می دهد. به عبارتی هر کشف علمی جدید، جلوه ای از قدرت و حکمت خدا و گامی به سوی خداشناسی است.
اما متاسفانه این افراد، هم در مبدأ هستی شک دارند و هم در پایان هستی و ملاقات پروردگار در شک و تردیدند. البته شک و تردید آنها طبیعی نیست که با تحقیق و بررسی برطرف شود، بلکه شکی ناشی از سوء ظن و عدم تمایل به پذیرش حق و حقیقت است. آنها چون دچار غفلت و غرورند و ملاقات پروردگار را فراموش کرده اند، به حساب و جزا ایمان ندارند، لذا به هر کار زشت و ننگینی دست می زنند. اما باید بدانند که خداوند به هرچیزى احاطه دارد، همه اعمال و گفتار آنها در پیشگاه علمش روشن است و کارهای آنها براى رسیدگی در دادگاه قیامت ثبت و ضبط خواهد شد.
از این آیات میآموزیم:
- انسان عاقل، اگر احتمال دهد که ضرر و خطر بزرگی در پیش است، مراقبت کرده و از ضررهای احتمالی نیز دوری می کند. حتی احتمال وقوع قیامت هم باید انسان را از گناه و خلاف باز دارد.
- تمام عالم هستی، کلاس درس خداشناسی است، اعم از وجود انسان و دیگر موجودات نظیر گیاهان و حیوانات و نیز زمین و آسمان و ستارگان و کهکشانهای دور دست.
- ایمان به مبدأ و معاد از یکدیگر جدا نیست، زیرا هم آغاز و هم انجام جهان به دست خدای یکتاست.
با تفسیر و توضیح این آیات، سوره فصلت به پایان رسید و انشاءالله در برنامه بعد سوره شوری را آغاز می کنیم. تا برنامه ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، شما عزیزان را به خدای بزرگ و مهربان میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادات شما هستیم.