راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 15 تا 18 سوره شوری در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 15 و 16 از سوره شوری گوش فرا میدهیم:
«فَلِذَلِکَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ مِن کِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ اللَّـهُ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ لَا حُجَّةَ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ اللَّـهُ یَجْمَعُ بَیْنَنَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ»، «وَالَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللَّـهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس آنان را [به راه حق] دعوت کن و همانگونه که فرمانیافتهای، [بر این دعوت] استقامت کن و از هواهای نفسانی آنان پیروی نکن و بگو: به هر کتابی که خدا نازل کرده، ایمان دارم و فرمان یافته ام که میان شما به عدالت رفتار کنم. خدا پروردگار ما و شماست، اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شماست. هیچ حجتی میان ما و شما نیست، خدا ما [و شما] را [در قیامت] جمع می کند و بازگشت همه به سوی اوست»، «وکسانی که درباره خدا، پس از آنکه دعوتش پذیرفته شد، مجادله و ستیز میکنند، دلیلشان نزد پروردگارشان باطل و بی پایه است و [از سوی خدا] خشمی بر آنان است و برای آنها عذابی سخت خواهد بود»
در برنامه قبل سخن از این بود که ادیان الهی از نظر اصل و ریشه یکی هستند. این آیات خطاب به پیامبر اسلام میفرماید: همه مردم، چه مشرکان و چه اهل کتاب را به آئینی که به تو وحی شده است دعوت کن، چراکه این آخرین شریعت الهی است. آنچه را به تو وحی شده است، بیکم و کاست به مردم ابلاغ کن؛ در این راه پایداری و استقامت داشته باش و به خاطر جلب رضایت آنان، در انجام وظیفه کوتاهی نکن. هرگروهى در تلاش است که تو را به سوی تمایلات و منافع شخصى خود فرا بخواند، ولی تو پیرو هوا و هوسهای آنها نباش و همه را گرد آئین واحد پروردگار جمع کن.
به اهل کتاب از یهودیان و مسیحیان بگو: به هر کتابی که از طرف خدا نازل شده، ایمان دارم. من پیامبران و کتابهای شما را قبول دارم و رسالت من در ادامه رسالت آنهاست. درعین حال، آئین من جامع همه آنها و مکمل آنهاست.
همانطور که پیامبران قبلی مأمور بودند در جامعه عدالت را برقرار کنند و خود به عدالت رفتار نمایند، من نیز رسالت دارم که درمیان شما به عدالت حکم کنم.
پروردگار من و شما یکی است. من دلایل حقانیت خود را برای شما بیان کردهام. اعمال ما از آنِ ماست و اعمال شما از آنِ شما و هریک از ما و شما دربرابر اعمال خویش مسئولیم. پس حجّت بر شما تمام است، نیازی به جدال و مجادله نیست و ما و شما خصومت شخصی نداریم. خداوند ما و شما را در قیامت جمع می کند و قاضی همه ما در آن روز، یکی است. باید ببینیم در آن روز که ما و شما در دادگاه الهی حاضر میشویم، خدا چگونه داوری خواهد کرد؟
ادامه آیات میفرماید: اما متاسفانه آنها در مقام جدال و ستیز برآمده و در مقام تضعیف آئین اسلام برمیآیند. زیرا میبینند عده ای به این آئین گرویده اند و جمعی نیز در آینده به آن می پیوندند.
مشرکانی که بعد از آشکار شدن حق، از روی ستیزه جویی و لجاجت بر عقاید باطل خود پافشاری کرده و درباره خداوند به محاجّه برمی خیزند، تابع دلیل و منطق نیستند. آنها دلایلی برای عدم پذیرش آئین اسلام مطرح میکنند که نزد خداوند باطل و بی اساس است. این کار آنها موجب غضب الهی بر آنان میشود و آنها را گرفتار عذاب شدید می کند.
از این آیات میآموزیم:
- به خاطر جلب رضایت دیگران، در انجام دستورات دینی کوتاهی نکنیم، بلکه استوار و پایدار بمانیم و به اصول دعوت خود پایبند باشیم.
- استقامت بر عقیده، جایی ارزشمند است که براساس حق باشد، وگرنه تعصب کورکورانه و لجاجت بیمورد است.
- برقراری عدالت در جامعه از اهداف همه ادیان الهی است. بدیهی است استقرار عدالت، بدون برخورداری از حاکمیت امکانپذیر نیست.
- گفتگو و مجادله تا جایی معقول و پذیرفتنی است که حق روشن شود. پس از روشن شدن حقیقت، دست از محاجّه و مجادله بردارید و طرف را به حال خود واگذار کنید.
اکنون به تلاوت آیات 17 و 18 از سوره شوری گوش میسپاریم.
«اللَّـهُ الَّذِی أَنزَلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ»، «یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یُمَارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«خداست آنکه کتاب و میزان را به حق نازل کرد و تو چه میدانی، شاید قیامت نزدیک باشد»، «کسانی که به آن ایمان ندارند، در آمدنش شتاب دارند و کسانی که ایمان دارند، از آن بیمناکند و میدانند که قیامت حق است. آگاه باشید کسانی که درباره قیامت تردید ایجاد میکنند [و جدل و انکار می کنند]، در گمراهی دور و درازی هستند»
در ادامه آیات قبل که پیامبر آئین خود را برای مشرکان و اهل کتاب معرفی کرد؛ این آیات میفرماید: خدایی که ما به آن ایمان داریم، خدایی است که برای هدایت مردم، کتاب آسمانی را فرستاده و میزان سنجش حق از باطل را در آن تعیین کرده است.
این بدان خاطر است که انسانها براساس هوی و هوس و تمایلات شخصی خود، حق و باطل را تعریف نکنند و آن را ملاک کارهای خویش قرار ندهند.
اصولاً خداوند حق است و هرچه از او صادر شود، حق است/ و باطل در قول و فعل او راه ندارد. همچنین نظام طبیعت که آفریده اوست، براساس حق و عدل آفریده شده است. نظام شریعت نیز که در قالب وحی به پیامبران و مردم رسیده است، براساس حق و حقیقت است و برخی از حقایقی را که مردم نمیتوانند از طریق حواس پنجگانه و یا علوم متعارف به دست آورند، برای آنها روشن می کند.
یکی از حقایق مهم که نقش کلیدی در زندگی بشر دارد و قرآن به آن تصریح کرده، وجود قیامت است. زیرا در قیامت، حق و عدل و میزان، به طور کامل بروز و ظهور می یابد. به همین دلیل، قرآن برای اینکه بشر را به قیامت توجه دهد و او را از خطرات آن باز دارد، می فرماید: توچه می دانى شاید قیام رستاخیز نزدیک باشد!
اما متاسفانه برخی از افرادی که به قیامت ایمان نداشتند، بدون آنکه دلیل و برهانی بر عدم امکان آن بیاورند، این باور را به تمسخر گرفته و از روی انکار به پیامبر میگفتند: اگر راست میگویی، این قیامت را زودتر برپاکن تا شما به بهشت بروید و ما به دوزخ!
اما باور به قیامت و حضور در دادگاه عدل الهی بر اهل ایمان تاثیر بسیار عمیق دارد. آنها به دلیل خوف از قیامت، پیوسته مراقب اعمال و رفتار خود هستند، زیرا مى دانند که قیامت حق است. از نگاه آنها این جهان، مقدمه اى بر جهان دیگر است و بدون آن، آفرینش این جهان، لغو و بى معناست، نه با حکمت خداوند سازگار است و نه با عدالت او/
روشن است که لحظه وقوع قیامت بر همه پوشیده است. حتی پیامبر نیز از زمان آن بیاطلاع است. اما عدم آگاهی از زمان وقوع یک امر، دلیلی بر عدم وقوع آن نیست. اتفاقاً این عدم اطلاع، سبب میشود که انسان هر لحظه احتمال وقوع آن را بدهد و از جُرم و خلاف فاصله بگیرد.
اما کسانی که قصد پذیرش قیامت را ندارند، هر روز به گونه ای شبهه افکنی کرده و دیگران را دچار تردید میکنند. این افراد، بیش از آنکه به دیگران ضربه بزنند، به خودشان آسیب می رسانند. به تعبیر قرآن، کسانی که درمورد قیامت تردید ایجاد کرده و با لجاجت درباره آن به محاجّه می پردازند، در گمراهی عمیقی هستند.
از این آیات میآموزیم:
- قرآن، ملاک و معیار تشخیص حق از باطل است، زیرا از سوی خداوند است و هیچ باطلی در آن راه ندارد.
- هیچ انسانی از زمان و ساعت قیامت که روز حساب و کتاب و رسیدگی به پرونده اعمال است،آگاهی ندارد و هر آن ممکن است فرا رسد. پس به آرزوهای موهوم و خیالی دچار نشویم، زیرا شاید قیامت نزدیک باشد.
- یکی از نشانه های ایمان، مراقبت بر گفتار و کردار است، زیرا انسان مؤمن همواره نگران پاسخگویی در دادگاه قیامت است.
- یکی از برنامههای مخالفان، ایجاد شک و تردید در اهل ایمان از راه شبههافکنی و طرح سؤالات شک برانگیز است.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.