مرداد ۰۷, ۱۳۹۹ ۰۹:۵۹ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 24 تا 28 سوره شوری در خدمت شما هستیم.

   بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 24 از سوره شوری گوش فرا می‌دهیم:

«أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّـهِ کَذِبًا فَإِن یَشَإِ اللَّـهُ یَخْتِمْ عَلَى قَلْبِکَ وَیَمْحُ اللَّـهُ الْبَاطِلَ وَیُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ  إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»

ترجمه این آیه چنین است:

«یا می‌گویند: او بر خدا دروغ بسته است. پس اگر خدا بخواهد بر دل تو مهر می‌نهد و خدا باطل را محو می‌کند و حق را با کلمات خویش استوار می‌سازد. همانا او به اسرار سینه ‌ها آگاه است»

در برنامه قبل، سخن از مودّت اهل ‌بیت پیامبر به عنوان پاداش معنوی رسالت رسول خدا   بود. این آیه می‌فرماید: البته برخی از منافقان، به رسول خدا تهمت می‌زنند که این امر از جانب خود پیامبر است که به خدا نسبت داده است و آنچه او درباره قرآن و وحی و یا مودت اهل بیت می گوید، از جانب خدا نازل نشده است.

خداوند در پاسخ این افراد می‌فرماید: اگر پیامبر چنین کند، خداوند بر قلب او مهر می‌زند و اجازه نمی‌دهد چیزی را که از جانب خدا نازل نشده، به خدا نسبت دهد. زیرا اگر خداوند مانع او  نشود، اسباب گمراهی مردم فراهم می شود و این کار با حکمت الهی برای هدایت مردم سازگار نیست. چنانکه در آیات 44 تا 46 سوره حاقه آمده است: «و اگر او پاره‌اى از گفته‌ها را [به دروغ] به ما نسبت مى‌داد،  او را با قدرت می‌گرفتیم و رگ قلبش را قطع می‌کردیم»

ادامه آیه بر این نکته تأکید می‌کند که خداوند باطل را محو/  و آن را رسوا می سازد و اجازه نمی‌دهد که باطل به وحی راه یابد. او با کلماتی که نازل می‌کند، حق را  استوار و پابرجا می‌سازد.

از این آیه می‌آموزیم:

  1.  انسان مؤمن، همه آنچه را پیامبر از جانب خداوند آورده است می‌پذیرد و باور دارد، نه آنکه هرچه را خودش دوست داشت، بپذیرد و هرچه را دوست نداشت، انکار کرده یا به آن بی اعتنایی کند.
  2. خداوند با کسی شوخی ندارد. حتی اگر پیامبرش امر نادرستی را به خدا نسبت دهد، او را رسوا ساخته، کذب سخنش را فاش می کند و او را از دریافت وحی محروم می‌سازد.
  3. نابودی باطل و غلبه حق، وعده قطعی خداوند به اهل ایمان است.

 

اکنون به تلاوت آیات 25 و 26 از سوره شوری گوش می‌سپاریم:

«وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ»، «وَیَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْکَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و اوست که توبه را از بندگانش می پذیرد و از گناهان درمی‌گذرد و آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند»، «و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، اجابت می‌کند و از فضل خود بر آنان می‌افزاید و البته برای کافران، عذابی سخت خواهد بود»

یکی از مهمترین الطاف خداوند به بشر این است که همواره راه بازگشت را برای بندگان خطاکارش باز گذاشته و هیچ محدودیتی برای توبه آنها قائل نشده است. ما انسانها معمولا کسی را که در حق ما ظلم کرده و عذرخواهی کند، پس از چند بار تکرار خطا، عذرش را نمی‌پذیریم و حتی اجازه عذرخواهی هم به او نمی‌دهیم.

اما خداوند فرموده است که هرگاه بندگان من از کار خود پشیمان شوند و بازگردند، راه توبه برای آنها باز است و او لغزشهای آنها را می‌بخشد. این درحالی است که خدا از ظاهر و باطن کارهای ما با خبر است و چیزی از دیده تیزبین علم او پنهان نیست.

لطف او به بندگان، افزون بر آمرزش گناهان، اجابت خواسته های آنهاست. بدین معنا که خدا درخواستهای کسانى را که ایمان آورده و درستکارند، مى پذیرد و از آن  بالاتر چیزهایی را که شاید به فکر آنها خطور نکرده و یا برتر از خواسته های محدود بشر است، از روی فضلش به آنها مى بخشد. این نهایت لطف و مرحمت پروردگار درخصوص مؤمنان است.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. در اسلام بن بست وجود ندارد. راه بازگشت همواره باز است و هرکس در هر شرایطی می‌تواند بازگردد.
  2. خدا به گنهکاران وعده داده است که اگر توبه کنند، گناهان آنان را می بخشد.  درواقع با این وعده، خطاکاران را به بازگشت تشویق می کند.
  3. شرط استجابت دعا، ایمان به خدا و انجام کارهای نیک و شایسته است.

 

اکنون به تلاوت آیات 27 و 28 از سوره شوری گوش می‌سپاریم:

«وَلَوْ بَسَطَ اللَّـهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَـکِن یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ»،

«وَهُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و اگر خداوند روزی را بر بندگانش وسعت دهد، در زمین طغیان و ستم می‌کنند، ولی آنچه را بخواهد به اندازه نازل می‌کند، زیرا او به بندگانش آگاه و بیناست»، «و اوست که باران را پس از اینکه مردم [از آمدنش] نومید شدند، نازل می‌کند و رحمتش را می‌گستراند و او سرپرست ستوده است»

این آیات به اصل حکمت الهی که بر همه امور جهان حاکم است، اشاره کرده و می‌فرماید: نظام خلقت براساس اندازه‌گیری ظرفیت اشیاء و انسانها آفریده شده و خداوند  قادر است که به هرچیز و هرکس، توان و امکان بیش از این را بدهد، اما این کار با حکمت او سازگار نیست. زیرا موجب طغیان و سرکشی انسانها و به هم خوردن نظام اجتماعی می‌شود.

همه انسانها از خداوند وسعت در روزی را طلب می‌کنند و اجابت این خواسته برای خدا امکان پذیر است. اما حکمت خداوند اجازه تحقق چنین خواسته‌ای را نمی‌دهد.

مسئله تقسیم روزی براساس حساب دقیقی است که پروردگار درباره بندگانش دارد، چراکه او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست. او پیمانه و ظرفیت وجودى هرکس را مى داند. لذا به اندازه و حساب شده و طبق مصلحت روزی را درمیان بندگان تقسیم می‌کند.

تجربه تاریخی نیز نشان می دهد انسانهایی که به روزی  و رفاه فراوان رسیده اند، عموماً خدا را فراموش کرده و دچار ظلم و طغیان و سرکشی شده اند. زیرا اشتهای انسان سیری ناپذیر است و به اندازه معینی از قدرت و ثروت قانع نیست. او می‌خواهد آنچه را دیگران دارند، به دست آورد، گرچه همراه با ظلم و ستم باشد. به همین دلیل، خداوند به مقدارى که مى خواهد و مصلحت مى بیند، روزى را نازل مى کند.

بنابراین وظیفه ما انسان‌ها تلاش برای کسب معاش و توسعه رفاه زندگی در حدّ طبیعی است. درعین حال باید بدانیم که نظام خلقت و حکمت الهی، تابع خواسته ما نیست و به اندازه‌ای که تعادل در نظام خلقت به هم نخورد، به ما روزی می‌رساند.

البته گاه کمبود روزى به خاطر سستى و تنبلى خود انسان است. این کمبود و محرومیت، خواست حتمى خداوند نیست، بلکه نتیجه اعمال انسان است که دامنگیرش شده است. پس اگر تلاش نکنیم و به امید روزی بنشینیم، چیزی را به دست نمی آوریم، زیرا خداوند وعده نداده است که به افراد بیکار روزی برساند.

شاید یک دلیل ملموس و قابل مشاهده بر اینکه رزق انسانها به دست خداست، پدیده نزول باران است که بشر در آن نقشی ندارد. نزول باران، از نشانه های علم و قدرت خداست. اگر باران نبارد، قحطی و خشکسالی پدید می آید و اگر ببارد، مایه آبادانی و افزایش نعمت و گسترش روزی می‌شود. خداوند با بارش باران، دامنه رحمت خود را می گستراند. به وسیله باران، زمینهاى مرده زنده می شوند، گیاهان می رویند و آب آشامیدنى انسانها و سایر موجودات زنده تأمین می شود. اینها حاکی از آن است که خداوند بندگانش را همچون یک خانواده بزرگ، به خوبی سرپرستی می‌کند و مورد سپاس و ستایش آنهاست.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. استجابت درخواستهای بندگان، در چارچوب حکمت الهی است. زیرا گاهی استجابت برخی از خواسته های انسان، موجب طغیان و سرکشی او می‌شود.
  2. نظام خلقت، تابع حساب و کتاب و اندازه‌گیری است و هرچیز به جای خود محاسبه شده است.
  3. باران، نمودی از رحمت الهی است.
  4. تنها پناهگاه انسان در مشکلات و ناامیدیها خداست.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.