راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 48 تا 53 سوره شورا در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 48 از سوره شوری گوش فرا میدهیم:
«فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیْکَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ کَفُورٌ»
ترجمه این آیه چنین است:
«پس [ای پیامبر!] اگر روی گرداندند، [بدان که] ما تو را بر آنان نگهبان نفرستادیم [تا آنان را به اجبار هدایت کنی]. جز رساندن پیام بر عهدهی تو نیست و البته هرگاه ما از جانب خود رحمتی به انسان بچشانیم، به آن شاد و سرمست میشود و اگر به سبب دستاوردشان، آسیبی به آنها برسد، بیتردید انسان بسیار ناسپاس است»
یکی از ویژگیهای پیامبران الهی، دلسوزی برای هدایت مردم بوده است و به خاطر اینکه عدهای ایمان نمیآوردند و به راه راست هدایت نمیشدند، همواره اندوهناک بودند. آنها پیوسته تلاش میکردند تا جایی که ممکن است مردم را به راه بیاورند.
این آیه خطاب به رسول خدا میفرماید: ای پیامبر هر قدر هم تلاش کنی، به هر حال عدهای از مردم اعراض می کنند و دعوت تو را نمی پذیرند. تو دیگر نسبت به آنها مسئولیتی نداری، زیرا پیام خدا را به آنها به طور کامل ابلاغ کردهای. خداوند نخواسته است که بندگانش به اجبار و اکراه ایمان بیاورند و تو مأمور وادار ساختن آنها به پذیرش حق نیستى. خداوند خواسته است که مردم با اراده و اختیار خود ایمان بیاورند، زیرا فقط چنین ایمانی ارزشمند است.
ادامه آیه رسول خدا را دلداری میدهد که اگر برخی از مردم از تو اعراض میکنند، نسبت به خداوند نیز چنین هستند. با آن همه نعمتی که خداوند به انسانها عطا کرده است، چنان به داشتههای خود مغرور میشوند که خدا را فراموش کرده و شکر نعمتها را به جا نمیآورند. حتی سختیها و مصیبتهایی که به خاطر گناهانشان آنها را فرا گرفته، باعث بیداری آنها نمیشود و باز هم در غفلت باقی میمانند.
از این آیه میآموزیم:
- مسئولیت رهبران و مبلّغان دینی، ابلاغ دعوت الهی است، نه اجبار مردم به پذیرش آن.
- عموم انسانها کم ظرفیتاند، در خوشیها دچار غرور و سرمستی میشوند و از شکر نعمتهای الهی غفلت میورزند.
- مشکلات و سختیهای زندگی بشر، بازتاب عمل و رفتار خود اوست و خداوند برای او سختی نخواسته است.
اکنون به تلاوت آیات 49 و50 از سوره شوری گوش میسپاریم.
«لِّلَّـهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ»، «أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَإِنَاثًا وَیَجْعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«فرمانروایی آسمانها و زمین فقط مخصوص خداست، هرچه بخواهد میآفریند، به هرکه بخواهد دختر می بخشد و به هرکس بخواهد پسر میبخشد»، «یا پسران و دختران را با هم میدهد و هرکه را بخواهد نازا میکند، همانا او دانا و تواناست»
آیه قبل به این اشاره کرد که هرگونه نعمت و رحمت در این عالم از سوی خداست،
این آیات در ادامه به این می پردازد که فرمانروایی بر آسمانها و زمین از آنِ خداست و او هرچه را بخواهد می آفریند. خداوند همواره در حال آفرینش است، نه آنکه آفرینش هستی در گذشته انجام و تمام شده باشد. سپس به یکی از مهمترین نعمتهای الهی یعنی فرزند اشاره می کند.
به طور مسلم، پدر و مادر آفریننده فرزند نیستند، بلکه آنها واسطهای برای آفرینش خدا هستند و فرزندان را چه دختر و چه پسر خداوند میآفریند.
براساس این آیات هم دختران و هم پسران هدیه الهی هستند و فرق گذاشتن میان آنها از دیدگاه قرآن صحیح نیست. البته کسی که نازا و عقیم است، آن هم به خواست و اراده الهی است که براساس حکمت خود چنین مقدّر کرده است. او هم به امور عالم هستی و انسانها علم کامل و جامع دارد و هم به آنچه اراده کند، تواناست و انجام میدهد.
از این آیات میآموزیم:
- فرزند، چه دختر و چه پسر، هدیه ای از جانب خداوند به پدر و مادر است و نباید میان آنها تفاوتی قائل شد.
- خداوند همواره درحال آفرینش است و هر نوزادی که در هر گوشه ای از جهان متولد میشود، نمونهای از آفرینش الهی است.
- اگر به علم و قدرت خدا ایمان داریم، درمورد اینکه آیا صاحب فرزند می شویم یا نه و یا اینکه چه نوع فرزندی - پسر یا دختر- متولد میشود، به خدا اعتماد کنیم.
اکنون به تلاوت آیه 51 از سوره شوری گوش میسپاریم:
«وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و هیچ بشری را یارای آن نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پس پرده و حجاب، یا آن که فرستادهای [از فرشتگان] بفرستد، پس به اذن او هرچه بخواهد وحی کند، همانا او والا مرتبه و فرزانه است»
سوره شوری با موضوع وحی به پیامبران آغاز شد و با همین موضوع نیز پایان مییابد. ابتدا میفرماید: بشر نمیتواند به صورت مستقیم مورد خطاب الهی قرار گیرد، زیرا خدا جسم نیست تا با دهان و زبان سخن بگوید و انسانها از طریق گوش بشنوند. بلکه خداوند از سه طریق با پیامبران خود ارتباط برقرار میکند، یک راه آن است که آنچه را پیامبر باید بداند و مردم را به آن دعوت کند، به قلب پیامبر الهام میکند.
راه دوم آنکه خداوند امواج صوتی را ایجاد کرده و پیامبر آن امواج را میشنود، بدون آنکه کسی را ببیند، مانند آنچه درباره حضرت موسی اتفاق افتاد. راه سوم آنکه فرشته وحی را که جبرئیل است، به سوی پیامبر میفرستد و پیامبر از طریق او وحی الهی را دریافت میکند.
به هرحال، وحی به گونهای بود که پیامبر اطمینان حاصل میکرد آن سخن از جانب خداست. مردم نیز از راه معجزات پیامبر مطمئن می شدند که مدعی دریافت وحی، با خدا ارتباط دارد و کارهایی را که انجام میدهد، از عهده بشر خارج است.
از این آیه میآموزیم:
- خداوند از راههای مختلف با فرستادگان خود ارتباط برقرار کرده و سخن خود را به آنها منتقل می کند تا آنها پیام خدا را به گوش مردم برسانند و آنان را به راه حق هدایت کنند.
- اینکه کدامیک از افراد بشر مورد خطاب الهی قرار گیرد، دراختیار خداست و او براساس علم و حکمتش چنین فردی را انتخاب و به او وحی میکند.
اکنون به تلاوت آیات 52 و 53 از سوره شوری گوش میسپاریم:
«وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَـکِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»، «صِرَاطِ اللَّـهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّـهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و بدینگونه ما روحی از فرمان خود را به تو وحی کردیم، تو [پیش از این] نمیدانستی کتاب و ایمان چیست، ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هرکس از بندگانمان را بخواهیم با آن هدایت میکنیم و به راستی تو به راه راست هدایت میکنی»، «راه خداوندی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست. آگاه باشید که همه امور به سوی خدا باز میگردد»
این آیات که پایان بخش سوره شوری هستند، در ادامه آیه قبل که درباره انواع راههای وحی بود، خطاب به پیامبر اسلام میفرماید: همانگونه که به پیامبران پیشین وحی کردیم، این قرآن را نیز به تو وحی کردیم که مایه حیات بشر است و همچون روح در کالبد جامعه بشری میدمد تا آن را زنده کند. چنانکه قرآن در آیه 24 سوره انفال میفرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، هرگاه خدا و رسول، شما را به چیزی فرا خوانند که به شما حیات می بخشد، اجابت کنید.
ادامه آیه میفرماید: نزول وحی، لطف الهی بود که ابتدا شامل حال رسول خدا شد و آیات کتاب بر او نازل گردید. او به محتوای آن ایمان کامل داشت؛ سپس این لطف شامل حال مردم شد که از طریق پیامبر و پرتو نورانی آیات قرآن با حقیقت ایمان آشنا شدند.
در همین رابطه آیات خطاب به پیامبر می فرماید: قرآن نه تنها نورى براى توست که نورى براى همگان است و وسیله هدایتى براى جهانیان به سوى صراط مستقیم است و تو مردم را به راه درست زندگی هدایت می کنی. در توضیح صراط مستقیم نیز آمده است: راه خداوندى که تمامى آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ اوست. آری مقصد این راه خداست. راه مستقیم تنها راهی است که به سوی خدا می رود و چه راهى مستقیمتر و روشن تر از راهى است که به خالق هستى و حاکم و مدبر آن منتهى مى شود؟
از این آیات میآموزیم:
1. پیامبران نیز نیازمند هدایت الهی هستند تا بتوانند راهنما و مربی بشر باشند، و از خود هدایتی ندارند.
2. تعالیم قرآن، مایه هدایت مردم و حیات جامعه است، البته به شرط پذیرش و عمل به دستورات آن، نه فقط خواندن آیات، بدون تدبر و عمل.
3. قرآن به تنهایی کافی نیست، بلکه به معلم و راهنما نیاز است تا آموزه های حیات بخش آن را در جامعه پیاده کند و خود نیز الگوی عملی صراط مستقیم باشد.
با پایان یافتن سوره شوری، انشاءالله در برنامه بعد، تفسیر سوره زُخرف را آغاز می کنیم. تا برنامه بعد شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.