آذر ۲۷, ۱۳۹۹ ۰۶:۴۳ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 16 تا 22 سوره زخرف آشنا می شویم.

  بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 16 تا 18 از سوره زخرف گوش فرا می‌دهیم:

«أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا یَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاکُم بِالْبَنِینَ»، «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَـنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ»، «أَوَمَن یُنَشَّأُ فِی الْحِلْیَةِ وَهُوَ فِی الْخِصَامِ غَیْرُ مُبِینٍ»

ترجمه این آیات چنین است:

«آیا [خداوند]‌ از آنچه می‌آفریند، دخترانی [برای خود]  برگرفته و شما را به [داشتن] پسران  برگزیده است؟»، «و چون به یکی از آنها [تولد]  همان چیزی را که به خدای رحمان نسبت داده، مژده دهند، چهره اش سیاه گردد، درحالی که  خشم و اندوه خود را فرو می برد»، «آیا کسی را که در زر و زیور پرورش یافته و در [هنگام] مجادله، بیانش روشن نیست، [فرزند خدا می خوانید]؟»

این آیات به یکی از باورهای رایج و خرافی در طول تاریخ و در میان بسیاری از اقوام بشر اشاره می کند که براساس آن، جنس مرد را بر زن ترجیح می دادند و اصولا دختر را برای خود ننگ می شمردند. لذا می‌فرماید: چگونه است که شما پسر را برتر از دختر می‌دانید و هرگاه پسری به دنیا می‌آید، خوشحال می‌شوید، اما هرگاه دختری به دنیا می‌آید، چهره‌تان درهم گرفته و اندوهناک می‌شوید؟

بدتر آنکه پسر را به خود نسبت می‌دهید و به آن افتخار می‌کنید، اما دختر را به خدا نسبت می‌دهید که او آفریده، ولی خواسته ما نبوده است. پسر را که در کار تولید و تجارت بازوی شماست و در هنگام رزم و نبرد، نیروی جنگی شماست، از آن خود می‌دانید؛ ولی دختر را که در خانه، در زر و زیور بزرگ ‌می شود و در جدال و نزاع کلامی،‌ قدرتمند نیست، به خدا نسبت می‌دهید؟!  

روشن است که دختر و پسر، هر دو آفریده خدا هستند و لازمه‌ بقای بشر، وجود هر دو نوع است. در نزد خداوند، هیچیک بر دیگری برتری ندارد، گرچه زن و مرد به اقتضای نقش خود در زندگی، دارای برخی ویژگیهای جسمی و روحی متفاوت هستند. یکی از آن تفاوتها، غلبه عواطف و احساسات در گفتار و رفتار زنان است. درواقع به جهت نقش کلیدی زنان در زندگی که همان نقش مادری است،‌ خداوند این ویژگی را در نهاد آنان قرار داده و درهمین راستا آنان را از حضور در صحنه های جنگ و درگیری، معاف شمرده است.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. تفاوت گذاشتن میان دختر و پسر،‌ ریشه در باورهای خرافی و نادرستی دارد که قرآن آن را  به شدت  نفی می‌کند.
  2. دوست داشتن زینت و آرایش برای دختران و زنان امری طبیعی و مورد پذیرش است.
  3. صحنه‌های خشن جدال و جنگ، عرصه حضور زنان نیست، زیرا با طبیعت آنان ناسازگار است.

اکنون به تلاوت آیات 19 و 20 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«وَجَعَلُوا الْمَلَائِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَـنِ إِنَاثًا  أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَیُسْأَلُونَ»،

«وَقَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَـنُ مَا عَبَدْنَاهُم مَّا لَهُم بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و فرشتگان را که بندگان [خدای] رحمانند، مؤنث پنداشتند، آیا شاهد آفرینش آنان بوده‌اند؟ گواهی آنان به زودی نوشته می‌شود و [از آن] بازخواست خواهند شد»، «و گفتند: اگر [خداوند] رحمان می‌خواست، آنها را نمی‌پرستیدیم. آنان به این [گفتار]  علم و آگاهی ندارند. آنان فقط از روی حدس و گمان سخن می گویند و دورغ می‌بافند»

یکی از باورهای نادرست مشرکان آن بود که فرشتگان را دختران خدا می‌پنداشتند و چنان بر این باور خرافی تأکید داشتند که گویا هنگام آفرینش آنها حضور داشته و دیده‌اند که خدا دختر زاده است!

بدتر آنکه، فرشتگان را مورد پرستش قرار داده و برای آنها نوعی دخالت و مشارکت در تدبیر امور جهان قائل بودند. درحالی که چنین باورهایی از حدس و گمان بی‌ پایه برخاسته بود و هیچ علم و دانشی آن را تأیید نمی‌کرد. لذا قرآن می‌فرماید: این ادعای نادرست آنان در روز قیامت مورد سؤال و بازخواست قرار می‌گیرد و آنها پاسخی ندارند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. فرشتگان، مخلوق خدا هستند، نه فرزندان او. آنها برخلاف انسان، زن و مرد ندارند.
  2. پرستش هرگونه مخلوق خدا، چه از جنس فرشتگان و چه از جنس انسان مانند حضرت عیسی، در قیامت مورد بازخواست قرار می گیرد.
  3. گمان نکنیم آنچه می‌گوییم و از دهان ما خارج می شود، محو شده و از بین می‌رود. بلکه آنچه می‌گوییم در نظام هستی ثبت می‌شود و باید روزی پاسخگوی گفته‌ها و ادعاهایمان باشیم.
  4. کار خلاف خود را با نسبت دادن به خدا توجیه نکنیم. زیرا خداوندی که کتاب و پیامبر و راهنما برای بشر فرستاده، هیچگاه از ما نخواسته است که راه خلاف را درپیش گیریم.

 

اکنون به تلاوت آیات 21 و 22 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«أَمْ آتَیْنَاهُمْ کِتَابًا مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِکُونَ»، «بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«آیا پیش از این، کتابی به آنان داده‌ایم که به آن تمسک می‌جویند؟»، «بلکه آنان می‌گویند: ما پدران خود را بر آئینی یافتیم و با پیروی از آنها هدایت یافته ایم»

در ادامه آیات قبل درباره باورهای خرافی مشرکان، این آیات به ریشه آنها اشاره کرده و می‌فرماید: این‌گونه نیست که آنها برای خرافات خود به تعالیم پیامبران و کتابهای آسمانی استناد کنند، زیرا هیچ پیامبری چنین خرافاتی را به مردم نیاموخته است. بلکه آنها به پیروی از نیاکان خود چنین باورهایی را پذیرفته‌اند. نیاکانی که خود گرفتار جهل و نادانی بوده، از علم و دانش بهره ای نداشتند و براساس حدس و گمان باطل، نسبت‌هایی را به خدا داده‌اند.

به عبارت دیگر، این باورهای خرافی، نه مبنای علمی و عقلی دارد و نه مبنای نقلی از کتب پیامبران پیشین. فقط تقلید کورکورانه از پدران و پیشینیان، باعث پذیرش آنها در میان مردم شده است. درحالى که هیچ انسان عاقل و فهمیده ای افکار و عقاید خود را برپایه تقلید بنا نمی نهد، آن هم تقلید جاهل از جاهل/

از این آیات می‌آموزیم:

  1. افکار و عقاید، باید برمبنای عقل یا وحی باشد. آنچه با عقل و وحی سازگار نیست، شرک و خرافه است، گرچه به عنوان آداب و رسوم و فرهنگ جامعه شناخته شود.
  2. مراقب باشیم به بهانه حفظ آثار نیاکان، سنتهای غلط مرسوم در جامعه را ترویج و تبلیغ نکنیم.
  3. هرگونه تعصب قومی، ملی، نژادی و زبانی که به تقلید کورکورانه و رفتارهای بی‌منطق بیانجامد، از نظر قرآن مردود است.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.