آذر ۲۷, ۱۳۹۹ ۰۷:۱۱ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 23 تا 28 سوره زخرف آشنا می شویم.

   بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 23 از سوره زخرف گوش فرا می‌دهیم:

«وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«و بدین‌گونه پیش از تو در هیچ شهر و دیاری بیم دهنده‌ای نفرستادیم، مگر آنکه سران خوشگذران و مست و مغرورش گفتند: ما پدرانمان را بر آئینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می کنیم [پیرو راه آنان هستیم]»

در برنامه قبل، دلیل مشرکان مکه برای شرک و بت‌پرستی، تقلید از نیاکان بود. این آیه خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید: آنچه مشرکان مکّه می‌گویند، اختصاصی به آنان ندارد و پیامبران پیش از تو نیز همواره با مردمانی سر و کار داشتند که وقتی آنها را از شرک و بت‌پرستی برحذر می‌داشتند، به جای تفکر و تامل در سخنان پیامبرشان، به آنها می‌گفتند: ما می‌خواهیم راه پدرانمان را برویم و از آئین آنان دست برنمی‌داریم.

نکته مهمی که این آیه به آن اشاره می‌کند، نقش بزرگان اقوام و ثروتمندان مست و مغرور در مخالفت با پیامبران است. سران مخالفان پیامبران غالباً قدرتمندان و ثروتمندان خودخواه و متکبر بودندکه به خاطر قدرت، ثروت و شهرت، جایگاهی در نزد مردم کسب کرده بودند و مردم از روی ترس یا طمع، با آنها همراهی می‌کردند. آنها می دانستند که با قیام انبیا، دوران خودکامگی و ستمگری آنان به پایان مى رسد و ستمدیدگان از چنگالشان رهایى مى یابند.

امروزه نیز در سطح دنیا، صاحبان قدرت و ثروت، با همه ابزارهای اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی که در اختیار دارند، به فریب و تحمیق مردم می پردازند، درحالی که بیشتر فسادها و تباهیها در دنیا از همین ظالمان متجاوز و سرکش سرچشمه می گیرد. اگر کسی هم برخلاف امیال و منافع آنها حرکتی انجام دهد، او را به شدت سرکوب می کنند تا از ادامه راه باز دارند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. آئین نیاکان و آثار فکری و تمدنی بازمانده از گذشتگان، نباید مانع تفکر و اندیشیدن نسل امروز شود. بلکه باید درآنها بازنگری کرد. چه بسا آنها به راه خطا رفته باشند و پیروی کورکورانه از آنان ما را به بیراهه بکشاند.
  2. جامعه نیازمند افراد آگاه و دلسوزی است که خطرات را بشناسند و درباره آنها هشدار دهند، گرچه بسیاری از مردم به این هشدارها توجهی ندارندو به مخالفت با آنها برمی‌خیزند.
  3. ثروت و قدرت اگر کنترل نشود، موجب طغیان و سرکشی انسان می‌شود. به همین دلیل صاحبان قدرت و ثروت و کسانی شهرت و جایگاهی نزد مردم دارند، به مخالفت با پیروان راستین راه حق برمی خیزند. 

                                             

اکنون به تلاوت آیات 24 و 25 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَیْهِ آبَاءَکُمْ  قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ»، «فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ  فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«[پیامبرشان] گفت: حتی اگر آئینی برای شما بیاورم که از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید، هدایت‌کننده تر باشد؟ گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده‌ شده اید، کافریم»، «پس از آنها انتقام گرفتیم، پس بنگر که عاقبت تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است؟»

در پاسخ کسانی که می‌گفتند: ما می‌خواهیم آئین پدرانمان را حفظ کنیم و فقط پیرو آنها هستیم، پیامبران می‌گفتند: اگر آئینی برای شما بیاوریم که از آئین نیاکان شما بهتر باشد و شما را به سعادت برساند، باز هم آئین ما را نمی‌پذیرید؟ مگر شما نمی‌خواهید به سعادت برسید؟ پس باید هر مکتب و آئینی که شما را زودتر و مطمئن‌تر به این مقصد می‌رساند، بپذیرید.

اما جهل و لجاجت مردم و تعصب کورکورانه آنها موجب می‌شد که بدون هرگونه بررسی  و بی آنکه درباره پیشنهاد رسول الهی بیندیشند، باز هم بر همان آئین نیاکان خود پا‌فشاری کرده و بگویند: مطمئن باش که ما به تو ایمان نمی‌آوریم، پس بی‌جهت خودت را به زحمت نینداز و ما را با این سخنانت آزار مده!

جالب است پیامبران با اینکه بر حقانیت راه خود و باطل بودن آئین مشرکان یقین داشتند، هنگام بحث با آنان نمی‌گفتند: چرا به راه باطل می‌روید و راه حق ما را نمی‌پذیرید. بلکه به عنوان فردی بی‌طرف می‌گفتند: بیایید آئین ما را با آئین خودتان مقایسه کنید، بنگرید که از نگاه شما کدامیک به هدایت نزدیکتر است، بعد راه خود را انتخاب کنید.

این شیوه بحث قرآن، رعایت ادب در مباحثه و تبادل نظر با افراد لجوج و مغرور را به ما می آموزد و نشان می‌دهد که اهل ایمان هنگام بحث با مخالفان، باید انصاف و ادب را رعایت کنند. آنها به جای باطل‌خواندن طرف مقابل، باید سخن خود را به صورت مستدل و منطقی بیان کنند و از او بخواهند که خودش بیندیشد و آنچه را درست می‌داند، انتخاب کند.

ادامه آیات می‌فرماید: این عناد و لجاجت با حق، کار را به جایی کشاند که آن قوم طغیان و سرکشی کنند و قهر الهی بر آنها نازل شود. البته قرآن در آیات مختلف به سرگذشت اقوام گذشته اشاره کرده است: به عنوان مثال برخى از آنها با طوفان/ گروهى با زلزله ویرانگر/ و جمعى با تندباد و صاعقه آسمانی درهم کوبیده شده و به هلاک رسیدند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. یکی از راه‌های معرفی اسلام و دعوت مردم به آن، مقایسه تعالیم اسلام با دیگر ادیان و مکاتب است. مقایسه‌ای برمبنای عقل و منطق.
  2. در انتخاب راه زندگی، راه عقل و وحی را بر آداب و رسوم و عقاید نیاکان ترجیح دهیم.
  3. هرگونه تعصب نابجا که منجر به عناد و لجاجت شود، قدرت تشخیص درست را از انسان می گیرد و او را از رسیدن به حقیقت باز می‌دارد.

 

اکنون به تلاوت آیات 26 تا 28 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِی بَرَاءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ»، «إِلَّا الَّذِی فَطَرَنِی فَإِنَّهُ سَیَهْدِینِ»، «وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و [یاد کن]  هنگامی را که ابراهیم به پدرش و قومش گفت: من از آنچه شما می‌پرستید، بیزارم»، «مگر کسی که مرا آفریده، که البته او مرا هدایت خواهد کرد»، «و آن [کلام توحید] را درمیان نسلهای بعد از خود، ‌سخنی ماندگار قرار داد، باشد که آنان [به سوی خدا]  بازگردند»

این آیات به صورت کوتاه اشاره‌ای به سرگذشت حضرت ابراهیم می‌کند، تا به مشرکان مکه بگوید: شما که ابراهیم را نیای بزرگ خود می‌دانید، اگر هم می‌خواهید بر آئین نیاکان خود باشید؛ چرا از آئین ابراهیم که آئین توحید و یکتاپرستی بود، پیروی نمی‌کنید؟

ابراهیم نیز هنگامی که دید سرپرست او آزر و قومش گرفتار شرک شده‌اند، از آئین آنها دوری جست. او اعلام کرد: من فقط خالق خود را که خدای یکتاست می‌پرستم، از او می‌خواهم که مرا به راه راست هدایت کند و می‌دانم که او مرا به حال خود رها نخواهد کرد.

ابراهیم تمام تلاش وکوشش خود را به کار گرفت که کلمه توحید برای همیشه در جهان باقى و برقرار بماند. لذا مبارزه او با شرک و بت‌پرستی و دعوت او به توحید و یکتاپرستی، سنتی بود که ابراهیم از خود به یادگار گذاشت. پیامبران پس از او نیز، این راه را دنبال کردند و آن را پایدار ساختند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. وابستگی قومی و قبیله ای و حزبی نباید در انتخاب عقیده و راه زندگی ما، اثر منفی داشته باشد، تا بتوانیم حق را به درستی بشنایم و پیروی کنیم.
  2. عقل حکم می‌کند خدایی که انسان را آفرید، او را به حال خود رها نکند، بلکه اسباب هدایت او را از طریق عقل و وحی فراهم سازد.
  3. سعی کنیم با ایجاد سنتهای نیکو و پسندیده در خانواده و جامعه، راه حق را پابرجا و ماندگار سازیم.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادها شما هستیم. خدا نگهدار.