راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 36 تا 42 سوره زخرف در خدمت شما شنوندگان عزیز هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 36 و 37 از سوره زخرف گوش فرا میدهیم:
«وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَـنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»، «وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و هرکس از یاد خدای رحمان روی بگرداند، شیطانی بر او میگماریم که همراه و دمساز وی باشد»، «و آنها [شیاطین] آنان را از راه [حق] باز میدارند، ولی میپندارند که هدایت یافتگانند»
در برنامه قبل سخن از کسانی بود که همه چیز را با معیارهای مادی ارزیابی می کنند و به دنبال ثروت و تجمّلات دنیوی هستند، درحالی که مؤمنان واقعی در اندیشه آخرت هستند و به زرق و برق دنیا و امور رفاهی آن دلبسته نیستند.
این آیات میفرماید: از آثار زیانبار غرق شدن در مادیات و دلبستگی زیاد به دنیا، بیگانگی انسان از خدا و غفلت از اوست. براثر این غفلت، شیطانی بر او مسلّط می شود و او را به هر سمت و سو که بخواهد می برد. این نتیجهی طبیعی اعراض از یاد خداست.
به عبارت دیگر، قلب انسان یا جای خدای رحمان است یا جای شیطان. غفلت از یاد خدا و دلباختگی به زرق و برق دنیا و آلوده شدن به انواع گناهان، سبب تسلط شیطان بر انسان می شود. دراین صورت شیطان همنشین انسان شده و جایی برای خدا باقی نمی گذارد. شیاطین و افکار شیطانی از هرسو این گروه از انسانها را احاطه می کنند و آنها را از راه خدا باز می دارند. هر وقت هم این افراد اراده کنند که به راه حق بازگردند، شیاطین مانع ایجاد می کنند که به صراط مستقیم باز نگردند. شیاطین چنان طریق گمراهی را درنظر آنها زینت می دهند که چشم و گوش و دل آنها از دیدن حق و حقیقت کور و کر شده، گمان میکنند همه کارهایشان درست است و هدایت یافته اند. اینگونه افراد می پندارند که دیگران خطاکارند. طبیعی است اگر کار انسان به اینجا برسد، خطایی در کار خود نمیبیند تا درصدد اصلاح و بازگشت برآید.
از این آیات میآموزیم:
- هرکه از خدا روی بگرداند، حتی اگر مسلمانی اهل نماز و قرآن نباشد، درحقیقت از یاد خدا اعراض کرده و زمینه تسلّط شیطان را بر خود فراهم ساخته است.
- دل انسان، ظرف خالی نیست، یا جای رحمان است یا جای شیطان. اگر خدا نباشد، شیطان جایگزین آن خواهد شد.
- بدتر از ارتکاب خطا، آن است که انسان خطای خود را نبیند و گمان کند که راه درست را میپیماید.
اکنون به تلاوت آیات 38 و 39 از سوره زخرف گوش میسپاریم:
«حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ»، «وَلَن یَنفَعَکُمُ الْیَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّکُمْ فِی الْعَذَابِ مُشْتَرِکُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«تا آنگاه که [در قیامت] نزد ما آید، [به شیطان همدم خود] میگوید: ای کاش میان من و تو، فاصله مشرق و مغرب بود، چه بد همنشینی بودی»، «امروز [آرزوی دوری از شیاطین] برای شما سودی ندارد، زیرا ستم کردید [و اکنون] همه در عذاب مشترکید»
این آیات به سرانجام غفلت از خدا در دنیا اشاره کرده و میفرماید: این اعراض از خدا ادامه دارد تا آنکه انسان از دنیا میرود و در قیامت حاضر میشود. آنجاست که چشم حقیقت بین او باز می شود، درمی یابد که شیطان چه بلایی بر سر او آورده است؛ آرزو میکند ای کاش در دنیا دوستی شیطان را نپذیرفته و همنشین او نشده بود.
مى گوید: ای کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود! چه بد قرین و همنشینى بودى! تو زشتیها را زیبا/ و بیراهه ها را راه جلوه دادی و مرا از راه راست باز داشتی.
روشن است که آرزوی آنها درمورد جدایی از شیاطین برای همیشه به یأس تبدیل می شود و پشیمانی هم سودی ندارد. پایان کار چنین افرادی آن است که با همان شیطان، در عذاب دوزخ قرین و همراه هستند، همانگونه که در دنیا همنشینی با او را پذیرفته بودند. آری قیامت، آئینهی دنیاست و دوستان دنیوی، همنشینان آخرتند.
از این آیات میآموزیم:
- مراقب باشیم در دنیا با چه کسانی دوست و همنشین میشویم، تا در آخرت گرفتار حسرت و پشیمانی نشویم.
- دوزخ، برای انسان و شیطان هر دو است و دوزخیان با شیاطین همخانهاند.
- ظلم، فقط به دیگران نیست. اعراض از خدا، بزرگترین ظلم به خود است، زیرا انسان را به گمراهی در دنیا و دوزخ در آخرت میکشاند.
اکنون به تلاوت آیات 40 تا 42 از سوره زخرف گوش میسپاریم:
«أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِی الْعُمْیَ وَمَن کَانَ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ»، «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ»، «أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِم مُّقْتَدِرُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«[ای پیامبر] آیا تو میتوانی کران را شنوا کنی، یا کوران و کسانی را که در گمراهی آشکارند، هدایت کنی؟»، «پس اگر تو را [از دنیا] ببریم، از آنان انتقام خواهیم گرفت»،
«یا [در زمان حیات تو] آنچه را [از عذاب] به آنان وعده دادهایم، به تو نشان می دهیم. بدون شک ما بر آنان چیره و تواناییم»
این آیات خطاب به رسول خدا میفرماید: کسانی که حاضر به دیدن و شنیدن حق نیستند، گرچه چشم و گوش ظاهری آنها سالم است، اما چشم و گوش باطنی آنها بسته شده است. لذا نمیتوانی سخن خود را به گوش آنها برسانی یا حقیقت را به آنها نشان داده و آنان را از گمراهی به هدایت رهنمون کنی.
میان کسی که خود را به خواب زده، با کسی که خواب است، تفاوت است. اولی را هرچه صدا بزنید، عکسالعملی نشان نمیدهد، اما دومی با چند بار صدا زدن بیدار میشود.
بعضی انسانها به قدری در گناه غرق شدهاند، که حتی از شنیدن نام خدا و پیامبرش احساس تنفر میکنند. آنها در مواجهه با مفاهیم دینی و معنوی، پریشانحال و آشفته خاطر میشوند. طبیعی است این افراد راهی برای هدایت و بازگشت خود باقی نگذاشتهاند، حتی اگر هدایتکننده پیامبر خدا باشد که با نیکوترین روش دعوت میکند و عملش بهترین گواه صداقت اوست.
اینگونه عناد و لجاجت با حق، نتیجهای جز قهر الهی در دنیا و آخرت نخواهد داشت، چه در زمان حیات پیامبر باشد، یا بعد از رحلت او. درهر حال، آنها راهی برای فرار ندارند. زیرا خداوند بر سراسر جهان احاطه دارد و کسی نمیتواند از تحت سلطة قدرت بی انتهای او خارج شود.
از این آیات میآموزیم:
- اگر زمینه پذیرش حق نباشد، حتی سخن پاکترین انسانها که رسولان الهی هستند نیز اثرگذار نخواهد بود.
- اگر شیطان بر انسان حاکم شود، قلب و روح او از دیدن و شنیدن حقیقت، کور و کر میشود.
- مشرکان گمان نکنند تا پیامبر هست عذاب نمیشوند، یا اگر پیامبر از دنیا برود، دیگر کیفری در کار نیست.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.