دی ۰۶, ۱۳۹۹ ۰۸:۳۲ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 43 تا 48 سوره زخرف آشنا می شویم.

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 43 و 44 از سوره زخرف گوش فرا می‌دهیم:

«فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ  إِنَّکَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»، «وَإِنَّهُ لَذِکْرٌ لَّکَ وَلِقَوْمِکَ  وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«پس به آنچه به تو وحی شده تمسک بجوی، یقیناً تو بر راهی راست قرار داری»، «و همانا این قرآن برای تو و قوم تو مایه‌ی تذکر است و به زودی [درباره آن] پرسیده خواهید شد»

در برنامه قبل سخن از عناد و لجاجت مخالفان و عدم پذیرش سخنان پیامبر اسلام بود. این آیات به رسول خدا می‌فرماید: راه و برنامه تو درست است، کمترین کجی و انحراف در آن وجود ندارد و عدم پذیرش مخالفان، دلیل بر نفی حقانیت تو نیست.

تو براساس فرمان الهی و آنچه به تو وحی می‌شود، راه خود را با جدیت ادامه بده و آن را محکم بگیر؛ بدان که تو بر صراط مستقیم قرار داری و راه حق همین است.

درواقع هدف از نزول قرآن، بیدار ساختن انسانها و آشنا نمودن آنها به وظائفشان است. لذا امت تو باید به قرآن تمسّک جویند و همواره تعالیم آن را به یاد داشته و به پا دارند. زیرا این قرآن آنچه را مطابق با عقل و فطرت انسانی است، یادآوری می‌کند و انسان را از گرفتار شدن در غفلت نجات می‌دهد.

یکی از مواردی که عموم انسانها از آن غفلت می‌ورزند، دادگاه قیامت است. در آنجا همه مورد سؤال و بازخواست قرار می‌گیرند و باید درمورد کارهای خود و میزان توجه به قرآن و عمل به برنامه ها و تعالیم آن پاسخگو باشند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. تنها راه مطمئن و غیرقابل تردید، تمسّک به قرآن و تعالیم عالی آن است که خداوند درستی آن را تضمین کرده است.
  2. در کنار قرآن، سنت و سیره پیامبر نیز حجت است؛ و خداوند، بر حقانیت راه پیامبر  تاکید کرده است.
  3. مسلمانان در قیامت، درباره قرآن و اینکه چقدر به آن تمسک جسته اند، مورد بازخواست و سؤال قرار می‌گیرند.

 

اکنون به تلاوت آیه 45 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَـنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«و از پیامبرانی که پیش از تو فرستاده‌ایم، بپرس که آیا به جای [خدای] رحمان، معبودانی که پرستش شوند، قرار داده‌ایم؟»

مشرکان مکه خود را از نسل حضرت ابراهیم و اسماعیل می دانستند. آنها هر ساله برخی اعمال عبادی مانند مراسم حج را به جای می‌آوردند، خانه خدا را احترام می‌کردند و درعین حال بت می‌پرستیدند. لذا این آیه برای نفی بت پرستی و ابطال عقاید مشرکان، خطاب به رسول خدا می‌گوید: از پیروان پیامبران پیشین سؤال کنید که آیا آن پیامبران به مردم گفته‌اند: غیر از خدای رحمان، چیزهای دیگری را بپرستند؟!

این آیه به مسلمانان می‌گوید از پیروان پیامبران پیشین بپرسند که آیا واقعاً خدا چنین دستوری داده است که غیر او را بپرستیم؟ اگر خدا چنین فرمانی داده، ما مخالفتی نداریم. زیرا ما مطیع امر خدا هستیم و هرچه او بگوید بدون چون و چرا انجام می‌دهیم.

آیه با این پرسش، درواقع به این نکته اشاره می کند که همه انبیای الهی بشر را به توحید فرا خوانده اند و همگی به طور قاطع شرک و بت پرستی را محکوم کرده اند. دیگر آنکه پیامبر اسلام در مسیر مخالفت با بت پرستی و دعوت به توحید، کار  بى سابقه اى انجام نداده، بلکه سنت دائمی پیامبران گذشته را احیا نموده است.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. محور ادیان الهی و اصل مشترک همه آنها توحید است و قرآن و پیامبر اسلام نیز بر این امر تأکید داشته‌اند.
  2. پرستش هر شی‌ء یا شخص به جای خدا، یا در کنار خدا، جایز نیست. پرستش فقط مخصوص خداوند رحمان است.

 

اکنون به تلاوت آیات 46 و 47 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ»، «فَلَمَّا جَاءَهُم بِآیَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا یَضْحَکُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و به راستی ما موسی را با آیات [و نشانه‌های] خود به سوی فرعون و سران و اشراف  قومش فرستادیم. پس گفت: من فرستاده پروردگار جهانیانم»، «پس چون آیات ما را برای آنان آورد، به آن می خندیدند»                                                        

این آیات به گوشه‌ای از سرگذشت حضرت موسی اشاره کرده و می‌فرماید: یکی از وظایف حضرت موسی این بود که علاوه بر بنی‌اسرائیل، به سراغ فرعون برود و او را به سوی خدا دعوت کند؛ درهمین رابطه معجزاتی را که خداوند به او داده بود، در حضور فرعون و اشراف و بزرگان دربار او به نمایش بگذارد تا دلیل بر حقانیت رسالت او باشد. آن هم رسالتی از جانب پروردگار جهانیان، برخلاف فرعون که ادعا می کرد او پروردگار و مدبّر امور مردم است و همه باید مطیع فرمان او باشند.

هنگامی که حضرت موسی به دربار فرعون رفت تا او را به راه راست هدایت کند، لباس او ساده و پشمینه بود. موسی خطاب به فرعون و بزرگان دربار او گفت: از جانب خداوند فرستاده شده تا آنان را به راه راست هدایت کند. اما آنها او را ریشخند کردند و از روی تمسخر به او خندیدند. زیرا آنها هم مانند مردم مکه گمان می‌کردند اگر خداوند بخواهد کسی را به عنوان نماینده خود برگزیند، یکی از بزرگان و ثروتمندان و اشراف را انتخاب می کند، نه کسی که هیچ نام و عنوانی ندارد و روزی فرزندخوانده فرعون بوده است. چنین کسی امروز ادعا می‌کند که قصد دارد فرعون و قومش را هدایت کند!

به هرحال، این شیوه همه قدرتمندان متکبر دربرابر رهبران راستین الهی است که دعوت آنها را مورد استهزاء قرار می دهند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. پیامبران علاوه بر مردم، به سراغ حاکمان می‌رفتند، زیرا اصلاح امور جامعه، بدون اصلاح حاکمان، ‌امکان‌پذیر نیست.
  2. پیامبران، هم دارای کمالات شخصی و ویژگیهای ممتاز اخلاقی بودند و هم برای اثبات ادعای خود معجزه می آوردند تا راه را بر هرگونه شک و تردید ببندند.
  3. شیوه مخالفان، تحقیر و تمسخر و ریشخند است. آنها بهره‌ای از منطق و استدلال ندارند.

 

اکنون به تلاوت آیه 48 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«وَمَا نُرِیهِم مِّنْ آیَةٍ إِلَّا هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«و ما هیچ معجزه‌ای را به آنان نشان نمی‌دادیم، مگر آنکه از مشابهش بزرگتر بود و آنان را به [انواع] عذاب گرفتار کردیم، شاید بازگردند»

این آیه در ادامه آیات قبل می‌فرماید: برای آنکه فرعونیان هیچ بهانه‌ای نداشته باشند، معجزات متعددی که هرکدام گویاتر و مهمتر از قبلی بود، به آنان نشان دادیم تا از مَرکب غرور و خودخواهی پیاده شوند و اگر به دنبال شناخت حقیقت هستند، آن را بیایند. اما هرچه معجزات بیشتر شد، عناد و لجاجت آنها هم افزونتر شد، تا جایی که علاوه بر معجزات، آنها را به حوادثی سخت نظیر قحطی و خشکسالی و سایر بلایای هشداردهنده گرفتار کردیم تا شاید بیدار شوند و به راه حق باز گردند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. خداوند برای اتمام حجت به مردم، به یک دلیل و استدلال اکتفا نمی‌کند، بلکه تا جایی که حجت بر مردم تمام شود، معجزه و دلیل می‌فرستد. این خود، نشانه عنایت خداوند به مردم است.
  2. بعد از اتمام حجت، نوبت کیفر و تنبیه دنیوی است، تا شاید از طریق هشدار و اخطار از راه خود بازگردند.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.