دی ۱۳, ۱۳۹۹ ۰۷:۲۸ Asia/Dushanbe

با نفسیر ساده و روان آیات 49 تا 56 سوره زخرف همراه شما هستیم.

      بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 49 و 50 از سوره زخرف گوش فرا می‌دهیم:

«وَقَالُوا یَا أَیُّهَ السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّکَ بِمَا عَهِدَ عِندَکَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ»، «فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ یَنکُثُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و گفتند: ای جادوگر، پروردگارت را به آنچه نزد تو عهد کرده است، برای ما بخوان که بی‌تردید ما هدایت خواهیم یافت»، «اما هنگامی که عذاب را از آنان برطرف کردیم، به ناگاه پیمان می‌شکستند»

در برنامه قبل سخن از تلاش‌های حضرت موسی برای هدایت فرعون و اطرافیانش و ارائه انواع معجزات به آنان بود. این آیات می‌فرماید: آنها به محتوای دعوت حضرت موسی که دعوت به توحید و اطاعت از پروردگار جهان بود، توجه نمی کردند. اما هنگامی که گرفتار درد و رنج و بلا می شدند، از آن حضرت می‌خواستند که از خدایش بخواهد آنها را از رنج و مصیبت رهایی بخشد و قول می‌دادند که در این صورت به او ایمان آورده و دعوت او را بپذیرند.

جالب است علیرغم اینکه از او درخواست کمک می کنند، باز هم او را جادوگر می‌خوانند. آنها تصور می‌کنند، پیامبران مانند جادوگران کارهایی خارق العاده انجام می‌دهند تا عده ای را دور خود جمع کنند. این خود حاکی از آن است که وعده آن افراد متکبر و مغرور درمورد ایمان آوردن، دروغ است و آنها به هنگام درماندگی در پی راهی برای نجات خود از فشارها و ناملایمات هستند، نه آنکه به دنبال یافتن راه هدایت باشند. لذا ادامه آیه می‌فرماید: وقتی آن سختی‌‌ها را از آن ظالمان خیره سر برداشتیم و طوفان بلاها فرو نشست، آنها پیمان خود را شکستند و ایمان نیاوردند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. عموم انسانها در هنگام گرفتاری، به اولیای خدا پناه می‌برند تا برای نجات آنها دعا کنند.
  2. هنگام گرفتاری و احساس خطر، فطرت خداشناسی در انسانها بیدار شده و به یاد خدا می‌افتند، اما پس از رفع گرفتاری، دوباره دچار غفلت ‌شده و خدا را به فراموشی می سپارند.

 

اکنون به تلاوت آیات 51 تا 53 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یَا قَوْمِ أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَهَـذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِن تَحْتِی  أَفَلَا تُبْصِرُونَ»، «أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِّنْ هَـذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَلَا یَکَادُ یُبِینُ»، «فَلَوْلَا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِکَةُ مُقْتَرِنِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و فرعون در میان قومش نداد داد و گفت: ای قوم من! آیا حکومت مصر از آنِ من نیست و این نهرها از زیر [کاخهای] من روان نیست؟ آیا [این عظمت را] نمی‌بینید؟!»، «مگر نه این است که من از این کسی که بی‌مقدار است و نمی‌تواند روشن و گویا سخن بگوید، بهترم؟»، «چرا دستبندهایی از طلا بر او آویخته نشده یا فرشتگانی همراه او نیامده‌اند؟»

فرعون و قومش، از یک سو معجزات موسی را دیده بودند و از سوی دیگر با دعای او از رنج و مصیبت نجات یافته بودند. اینها تاثیر زیادی در مردم داشت و افکار آنها را نسبت به فرعون متزلزل ساخت. درعین حال، فرعون و اطرافیانش حاضر به پذیرش دعوت او نبودند.

فرعون برای آنکه درباریان و قومش تحت تأثیر سخنان منطقی و معجزات حضرت موسی قرار نگیرند، برآن شد که از نفوذ موسی در افکار مردم جلوگیری کند. لذا درصدد تحقیر موسی و بزرگ نشان ‌دادن خود برآمد. او درمیان قوم خود گفت آیا حکومت سرزمین پهناور مصر از آنِ من نیست؟ آیا این نهرها تحت فرمان من قرار ندارد و از قصر و باغهای من نمی گذرد؟ ولی موسی چه دارد؟ او نه زبان گویایی دارد، نه فرشته‌ای همراهش دیده می‌شود، نه همچون بزرگان جامعه از انواع زینتها و لباس‌های فاخر و کاخهای مجلل برخوردار است. هرچه بخواهید من دارم، ولی او هیچ ندارد. پس چرا باید دنباله‌رو او باشیم و از او پیروی کنیم.  

رود نیل سرچشمه همه رودهای فرعی مصر بود و در آبادانی نواحی مختلف مصر تاثیر  بسزایی داشت. این رود که آب آشامیدنی و کشاورزی مردم مصر را تأمین می کرد، تحت فرمان فرعون تقسیم می‌شد. بدین‌سان زندگی و معیشت مردم در دست فرعون بود و او احساس می‌کرد واقعاً خدای مردم است و معنا ندارد کسی بالاتر از او باشد.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. طاغوتها و قدرتهای استکباری تابع عقل و منطق نیستند، بلکه به قدرت و ثروت و شوکت ظاهری خود می‌نازند و آن را دلیل حق بودن خود می‌پندارند.
  2. فخرفروشی و خوارشمردن دیگران به خاطر نوع پوشش و ظواهر افراد یا نوع لهجه و گویش آنها، رفتاری فرعونی است.
  3. هرکس به هر دلیل خود را برتر از دیگران بداند، خلق و خوی فرعونی دارد، گرچه از قدرت و ثروت برخوردار نباشد.

 

اکنون به تلاوت آیات 54 تا 56 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ  إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ»، «فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِینَ»، «فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِّلْآخِرِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«پس [فرعون] قوم خود را سبک شمرد [و خوار و ذلیل کرد]، درنتیجه از او اطاعت کردند، زیرا آنان مردمانی فاسق بودند»، «پس چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همه آنان را غرق کردیم»، «پس آنان را پیشگامانی [بد] و عبرتی برای آیندگان قرار دادیم»

فرعون با بزرگ‌ شمردن قدرت خود و کوچک ‌شمردن حضرت موسی، درواقع قوم خود را گمراه ساخت و اجازه نداد که آنها عقلشان را به کار انداخته و حقیقت را بفهمند. او قوم خود را تحمیق کرد و چشم آنها را از زَر و زور خود چنان پر کرد که همه دربرابرش خوار و خفیف شدند. لذا بی‌چون و چرا از او اطاعت کردند.

البته این راه و رسم همه حکومتهاى جبّار و فاسد است که براى ادامه طغیانگری خود، مردم را تحمیق می کنند، آنها را در بى خبرى فرو می برند و ارزشهاى دروغین را جانشین ارزشهاى راستین می کنند. چراکه بیداری ملتها و رشد فکرى آنها، بزرگترین خطر برای  حکومتهاى خودکامه است.
در عصر حاضر نیز قدرتهای استکباری از طریق شبکه های ماهواره ای، رادیو و تلویزیونها، فضای مجازی و سایر وسایل ارتباط جمعی، عقول ملتها را تسخیر کرده و آنها را درمورد واقعیتها شستشوی مغزی می دهند تا در بی خبری فرو روند و از آنها اطاعت کنند. آنها اجازه نمی دهند که مردم حقایق را بفهمند، تا بتوانند به راحتی بر آنان حکم برانند.

لازم به ذکر است که در عصر فرعون، مردم هم بی‌تقصیر نبودند. آنها به خاطر فسق و فجوری که میانشان رایج بود، به راحتی تسلیم ارزشهای فرعونی شدند و اسباب گمراهی خویش را فراهم ساختند. به همین دلیل آمادگی پذیرش دعوت حضرت موسی را نداشتند.

طبیعی است کسانی که به دنبال فرعون و حکومتهای فرعونی باشند، به همان عاقبت فرعونیان دچار شده و مشمول قهر و غضب الهی می شوند.

بدون شک، ماجراى زندگى فرعون و فرعونیان و سرنوشت دردناک آنها، درس عبرت بزرگی براى آیندگان است.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. نظامهای فاسد، مردم را خوار شمرده و ضعیف نگه می دارند. در این حکومتهای ظالمانه، خودباختگی و تهی شدن مردم از هویت، سبب می شود که آنها دربرابر حاکمان تسلیم شوند و از آنها اطاعت کنند.  
  2. جامعه‌ای که خدا را نافرمانی کند، سرانجام فرمانبر حاکمان ظالم و مستکبر می‌شود.
  3. گاهی قهر و غضب الهی، قومی را در همین دنیا هلاک کرده و آنها را مایه عبرت دیگران قرار می‌دهد.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.