دی ۱۳, ۱۳۹۹ ۰۷:۴۰ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 57 تا62 سوره زخرف در خدمت شما هستیم.

   بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 57 و 58 از سوره زخرف گوش فرا می‌دهیم:

«وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ»، «وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَیْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلَّا جَدَلًا  بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و هنگامی که درباره [عیسی] پسر مریم مثالی زده شد، به ناگاه قوم تو از آن سخن، [به تمسخر و خنده]  سر و صدا راه انداختند»، «و گفتند: آیا معبودهای ما بهترند یا او؟ آنها این مَثل را برای تو نزدند، مگر از روی جدل و ستیزه جویی، زیرا آنها مردمی ستیزه ‌جو هستند»

 چنانکه در گزارش‌های تاریخی آمده است، مشرکان مکّه برای توجیه بت‌پرستی خود، به کار مسیحیان استناد کرده و به پیامبر اسلام می‌گفتند: آنها نیز مسیح را می پرستند که از زنی به نام مریم متولد شده است. اگر کار ما اشتباه است، کار آنها نیز اشتباه است و اگر به گفته‌ی شما، ما و معبودهای ما در آتش خواهیم بود، پس مسیح نیز باید به دوزخ وارد شود، چراکه او نیز معبود واقع شده است.

  این مقایسه نابجا میان بتها و حضرت مسیح که بطلان آن روشن است، در مقام مجادله و ستیز با پیامبر از سوی مشرکان مطرح می‌شد. آنها به جای دست ‌برداشتن از کار نادرست خود، در مقام توجیه آن با کار نادرست دیگران بودند، شیوه‌ای که امروزه نیز بسیاری از افراد برای توجیه کارهای خلاف خود از آن استفاده می‌کنند.

لازم به ذکر است که از انسانها، معبودانى وارد دوزخ مى شوند که بخواهند معبود باشند، همچون فرعون که مردم را به عبادت خود فرا مى خواند. ولی حضرت مسیح  هرگز حاضر به معبود شدن نبود و از چنین کاری به شدت بیزاری می جست.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. به جای تمسخر عقاید نادرست دیگران، با استدلال و منطق آن را ردّ کنیم.
  2. بحث و گفتگو برای شناخت حقیقت، مورد سفارش قرآن است. اما جدال برای توجیه کارهای نادرست خود و مقابله و ستیز با دیگران، امری ناشایست است.

 

اکنون به تلاوت آیات 59 و 60 از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَیْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِّبَنِی إِسْرَائِیلَ»، «وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنکُم مَّلَائِکَةً فِی الْأَرْضِ یَخْلُفُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«عیسی، جز بنده‌ای نیست که ما به او نعمت دادیم و او را برای بنی‌اسرائیل، سرمشق و نمونه قرار دادیم»، «و اگر بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین شما شوند»

در آیات قبل سخن از مقایسه حضرت مسیح با بتها، توسّط مشرکان مکّه بود. این آیات در دفاع از حضرت عیسی می‌فرماید: او خود را بنده خدا می‌دانست و هرگز راضی نبود که مورد پرستش مسیحیان واقع شود و با این کار مقابله می‌کرد. او انسانی بود که خداوند نعمت رسالت و نبوت را به او عطا کرد، تا پیامبر قوم بنی‌اسرائیل باشد و به عنوان الگو و نمونه ای کامل، وسیله هدایت آنان شود. درواقع هریک از معجزات او نشانه بارزی از عظمت خداوند و مقام نبوت او بود. او در همه دورانی که درمیان مردم می زیست، به مقام عبودیت پروردگار اعتراف داشت و همه را به بندگی خداوند یکتا دعوت می کرد. اما متاسفانه مسیحیان، به جای خدا، او را به پرستش گرفتند و او را تقدیس نمودند.

ادامه آیه خطاب به مشرکان می‌فرماید: اینکه خدا و رسولش شما را به راه راست دعوت می کنند، به این خاطر نیست که خداوند به ایمان و عبادت شما نیاز دارد. زیرا اگر او بخواهد، می‌تواند به جای شما فرشتگانی در زمین قرار دهد که جانشین شما باشند، فرشتگانی که همواره سر بر فرمان حق دارند و به اطاعت و بندگی او مشغولند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. بندگی خداوند، اسباب کمال و تعالی انسان است و پیامبران به بالاترین مراتب  بندگی دست یافته اند.
  2. گرچه یهودیان در طول تاریخ با حضرت عیسی مخالفت ورزیده‌اند، اما او از قوم بنی‌اسرائیل بود و نفی او از سوی یهودیان، از روی عناد و لجاجت بود.
  3. خداوند خواسته است که بشر از روی آگاهی و اختیار ایمان بیاورد، وگرنه فرشتگان را به جای انسان در زمین مستقر می‌کرد که صاحب اختیار نیستند و پیوسته خدا را  عبادت می کنند.

 

اکنون به تلاوت آیات 61 و 62  از سوره زخرف گوش می‌سپاریم:

«وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَـذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ»، «وَلَا یَصُدَّنَّکُمُ الشَّیْطَانُ  إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و همانا او، مایه علم و آگاهی به قیامت است. پس در آن تردید نکنید و از من پیروی کنید که این است راه راست»، «و شیطان شما را [از راه خدا]  بازندارد که او دشمن آشکار شماست»

در ادامه آیات قبل، این آیه به یکی دیگر از ویژگیهای حضرت عیسی اشاره می کند و می‌فرماید: وجود حضرت عیسی، خود یکی از نشانه‌های قیامت است. زیرا تولد او از مادری بدون همسر، نشانه قدرت خداوند بر آفرینش مجدد  انسانها در قیامت است. همچنین یکی از معجزات حضرت عیسی، زنده‌کردن مردگان در همین دنیا بود. افزون بر آن، براساس روایات معتبر اسلامی و نیز عقیده مسیحیان، در آخرالزمان حضرت مسیح از آسمان نازل می‌شود که این خود نشانه نزدیک ‌بودن پایان جهان و وقوع قیامت است.

ادامه آیه بر قطعی بودن قیامت تأکید کرده و می‌فرماید: هرگز درباره آن شک و تردید به دل راه ندهید، زیرا غفلت از قیامت، موجب گرفتار شدن به انواع جرائم و انحرافات می شود و سرانجام آن سقوط در دوزخ است. بلکه از راه مستقیم الهی پیروی کنید، راهی که توسط پیامبران تبیین شده است و انسان را از خطرات زیادی که در کمین اوست، نجات می دهد تا در دنیا و آخرت سعادتمند شود.

البته در برابر راه خدا، راه شیطان است که می‌خواهد با وسوسه و فریبکاری، شما را از راه خدا و توجه به سرانجام خویش در آخرت بازدارد تا در دنیا و آخرت گرفتار شوید. ریشه‌ی این کار شیطان نیز، دشمنی و عداوت دیرینه او با شماست که چون بر پدر شما آدم سجده‌ نکرد، از درگاه الهی رانده شد. آنگاه او سوگند یاد کرد، تا پایان جهان، اسباب انحراف فرزندان آدم را فراهم سازد. حال، چگونه دربرابر این دشمن قسم خورده خاموش مى نشینید و به او اجازه مى دهید که با وسوسه هاى پی در پی، شما را از راه حق باز دارد؟  

از این آیات می‌آموزیم:

  1. وجود اولیای خدا و گفتار و رفتار آنها، یادآور معاد و قیامت است.
  2. انسان برای حرکت در راه مستقیم، به الگو و سرمشق نیاز دارد. لذا راه مستقیم را باید از بندگان پاک خداوند یعنی پیامبران آموخت. درغیر این صورت، انسان گرفتار هواها و هوس‌های خویش و وسوسه های شیطان می شود و گمان می‌کند در راه مستقیم قرار دارد.
  3. شیطان همواره در کمین انسان است تا از هر راه و مَنفذ ممکن، در قلب و روح او رسوخ کرده و او را از راه حق و صراط مستقیم بازدارد.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.