راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 85 تا 89 سوره مبارکه " زخرف "درخدمت شما هستیم. همراه ما باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامهای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 85 از سوره زخرف گوش فرا میدهیم:
«وَتَبَارَکَ الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«پر برکت [و بلند مرتبه] است آنکه فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست از آنِ اوست و آگاهی از قیامت مخصوص اوست و به سوی او بازگردانده میشوید»
در برنامه قبل، سخن از الوهیت خداوند بود که در هستی، کسی یا چیزی جز او سزاوار پرستش نیست. معبود واقعیِ فرشتگان آسمان و انسانهای روی زمین تنها اوست.
این آیه میفرماید: دلیل این عبادت و پرستش آن است که تمام هستی تحت اختیار اوست. او بر آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، فرمانروایی می کند و کسی جز او در این عالم حُکم نمیراند. او خالق تمام اشیاء و قوانینِ حاکم بر آنهاست.
نه فقط دنیا، بلکه قیامت نیز به دست اوست. تنها او از زمان قیامت آگاهی دارد. پس از مرگ، همه به سوی او باز میگردید و سر و کار شما با اوست. پس کسی که سعادت دنیا و آخرت را میخواهد، باید راهی را که او مشخص کرده، بپیماید، آنچه را مورد رضایت اوست انجام دهد و از آنچه قهر و غضب او را به دنبال دارد، دوری گزیند.
از این آیه میآموزیم:
مبدأ و معاد جهان و دنیا و آخرت ما انسانها، به دست خداوند یکتاست.
جز خداوند کسی از زمان پایان جهان و برپایی قیامت، آگاه نیست.
اکنون به تلاوت آیه 86 از سوره زخرف گوش میسپاریم:
«وَلَا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و کسانی که را به جای او میخوانند [و می پرستند،] اختیار هیچگونه شفاعتی ندارند، مگر کسانی که به حق شهادت دادهاند و آنان خود میدانند [که چه کسی سزاوار شفاعت است.]»
یکی از انگیزههای شرک، این است که عده ای گمان میکنند اشیاء یا افرادی میتوانند در دنیا و آخرت، شفیع آنها نزد خدا شوند و رحمت الهی را به سوی آنان جلب کنند. به همین خاطر از آن اشیاء یا افراد یاری می طلبند.
این آیه میفرماید: در دادگاه الهی شفاعت وجود دارد، اما نه برای کسانی که شما گمان میکنید. آنها قادر به هیچگونه شفاعتی نیستند. شفاعت در پیشگاه خداوند تنها به اذن و اجازه اوست. درواقع حق شفاعت برای کسانی است که گفتار و رفتار آنها همواره بر حق بوده و الگو و نمونه ای برجسته برای پیروی از راه حق هستند.
کسانی که توحید و یگانگی خدا را پذیرفته، دربرابر حق به طور کامل تسلیمند و فقط راهی را طی می کنند که خداوند برای سعادت بشر معیّن کرده است. این افراد از شرایط شفاعت شوندگان باخبرند و می دانند برای چه کسانی اجازه شفاعت دارند. آنها به اذن خداوند برای کسانی که سزاوار شفاعتند، شفاعت کرده و رحمت الهی را برای آنان جلب می کنند.
از این آیه میآموزیم:
همچون توبه که راهی برای بازگشت به خداست، شفاعت نیز راهی برای بازگشت مردم به سوی خدا، البته از طریق اولیای خداست.
کسانی که در مسیر حق هستند، بایستی دست دیگران را نیز بگیرند و به این مسیر بیاورند، که این شفاعت واقعی است.
اکنون به تلاوت آیه 87 از سوره زخرف گوش میسپاریم:
«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّـهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آنها را آفریده است؟ قطعاً خواهند گفت: خدا. پس چگونه به انحراف کشانده میشوند؟»
در ادامه آیه قبل که سخن از شفاعت خواستن مشرکان از غیرخدا بود، این آیه با طرح یک سؤال آنها را مورد بازخواست قرار میدهد و می فرماید: شما که خدا را خالق خود و جهان میدانید، چرا از غیرخدا یاری می طلبید و آنها را به نوعی پرستش میکنید؟ درحالی که پرستش فقط شایسته کسی است که خالق و مدبّر این عالم است. این چه انحرافی است که شما دچار آن شدهاید؟ دربرابر اشیاء یا افرادی که هیچ جایگاهی ندارند، کرنش میکنید و از پرستش خدا به سوی غیراو می روید و انتظار وساطت آنها در درگاه الهی را دارید؟
از این آیه میآموزیم:
حتی مشرکان، خالقیت خدا را قبول دارند. مشکل اصلی در ربوبیت و تدبیر امور انسان است که مشرکان آن را به اشیاء بیجان نسبت می دهند و یا دیگران را درآن دخیل می دانند.
هرگونه انحراف از توحید در الوهیت یا ربوبیت، انحراف از فطرت انسانی است.
اکنون به تلاوت آیات 88 و 89 از سوره زخرف گوش میسپاریم:
«وَقِیلِهِ یَا رَبِّ إِنَّ هَـؤُلَاءِ قَوْمٌ لَّا یُؤْمِنُونَ»، «فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و سخن رسول ما این است: پروردگارا! اینان قومی هستند که ایمان نمیآورند»، «پس از آنان روی بگردان و بگو: بدرود. پس به زودی خواهند دانست»
این آیات که پایان بخش سوره زخرف هستند، در پایان مباحث مربوط به توحید و شرک میفرماید: علیرغم تلاش شبانه روزی رسول خدا و گفتگوی او با مشرکان، برای هدایت آنها، برخی از آنها ایمان نمیآورند و قصد ایمان آوردن هم ندارند. با آنکه حق را فهمیدهاند، اما سخنان روشن و به حق پیامبر در قلب سرد آنها تاثیر نمی گذارد و حاضر به پذیرش آن نیستند، زیرا با منافع دنیوی و لذات زودگذر آنها سازگار نیست.
لذا خداوند به پیامبرش میفرماید: پس از آنکه حجت را بر آنها تمام کردی و حق را به گوش آنها رساندی، از آنها روی برگردان. آنها را به حال خود واگذار و رهایشان کن تا گمان نکنند که به ایمان آوردن آنها نیازمندی و یا میخواهی آنها را به ایمان آوردن مجبور کنی.
با آنها خداحافظی کن و اجازه بده راهی را که میخواهند بروند. با این حال، آیات آنها را با جمله ای پرمعنی تهدید می کند تا گمان نکنند خدا با آنها کاری ندارد و می فرماید: به زودی خواهند دانست و عاقبت کار خود را خواهند دید.
از این آیات میآموزیم:
رهبران و مبلغان دینی نباید انتظار داشته باشند که همهی مردم ایمان بیاورند و حق را بپذیرند.
2. بعد از اتمام حجت با مخالفان، نه التماس کنیم و نه اجبار. بلکه آنان را رها کنیم و اجازه دهیم به اختیار خودشان، انتخاب کنند.