فروردین ۰۷, ۱۴۰۰ ۰۹:۱۱ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 28 تا 36 سوره دخان در خدمت شما هستیم. همراه ما باشید

 بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 28 و 29 از سوره دخان گوش فرا می‌دهیم:

«کَذَلِکَ  وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِینَ»، «َمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا کَانُوا مُنظَرِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«[ماجرا] این گونه بود و ما [تمام دارایی] آنها را به میراث به قومی دیگر دادیم»، «پس نه آسمان برآنان گریست و نه زمین و آنها مهلتی نیافتند»

در پایان ماجرای قوم فرعون، این آیات می‌فرماید: پس از هلاکت فرعونیان در رود نیل، همه آنچه را که به جای گذاشتند، بنی اسرائیل وارث آنها شدند و بدون زحمت، همه اموال و ثروتهای آنها را دراختیار گرفتند. چنانکه در سوره شعرا آمده است: گروهی از بنی اسرائیل پس از غرق شدن فرعونیان و فرو ریختن پایه های فرمانروایی آنان، به سرزمین مصر بازگشتند و در سرزمین فراعنه حکومت کردند.

ادامه آیه بر این نکته تأکید می‌کند که ظلم فرعونیان به گونه‌ای بود که هنگامی که از این عالم ریشه کن شدند، کسی جای خالی آنها را  احساس نکرد و قطره اشکی برآنها نریخت.

آسمان و زمین هم از هلاکت آنها آسوده ‌خاطر شدند و بر رفتن آنها غم و اندوهی نخوردند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. نابودی اقوام ستمگر، یکی از سنتهای الهی است که مایه هشدار و عبرت است.
  2. نوعی از احساس و شعور در هستی وجود دارد. لذا نه فقط انسانها بلکه طبیعت مادی نیز از نابودی ظالمان احساس خوبی دارند.

 

اکنون به تلاوت آیات 30 تا 33  از سوره دخان گوش می‌سپاریم:

«وَلَقَدْ نَجَّیْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِینِ»، «مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ کَانَ عَالِیًا مِّنَ الْمُسْرِفِینَ»، «وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِینَ»، «وَآتَیْنَاهُم مِّنَ الْآیَاتِ مَا فِیهِ بَلَاءٌ مُّبِینٌ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و به راستی بنی اسرائیل را از آن عذاب خوارکننده نجات دادیم»، «از [عذاب] فرعون که او متکبر [و برتری جو] و از اسراف کاران بود»، «ما آنها را با علم [خویش]  بر جهانیان برگزیدیم و برتری دادیم»، «و از آیات و نشانه ها [ی قدرت خود] آنچه را که در آن آزمایشی آشکار  بود، به آنها دادیم»

 حضرت موسی دربرابر فرعون مستکبر ایستاد. فرعون فرمانروایی خونریز و ظالم بود که خود را برتر از دیگران می‌دانست و در اسراف و تجاوزگری سرآمد بود. فرعونیان بنی اسرائیل را تحت شکنجه های سخت و طاقت فرسا قرار می دادند. نوزادان پسر را سر می بریدند و دختران را برای خدمتکاری زنده نگه می داشتند. آنها قوم بنی اسرائیل را به کارهای سخت واداشته و از آنها بیگاری می کشیدند.    

سرانجام خداوند قوم مظلوم بنی اسرائیل را در پرتو قیام الهى موسى از چنگال فرعون سفاک و خونریز رهایى بخشید. بنی اسرائیل نه فقط از سلطه فرعونیان آزاد شدند، بلکه بر تمام املاک و اموال آنها تسلط یافتند و خود قومی قدرتمند با سرزمینی گسترده و وسیع  شدند.

علاوه بر ملک و دارایی، خداوند مواهب دیگری را  به آنها عطا کرد که مایه آزمایش آنها شد: نزول مائده‌های مخصوص آسمانی (نظیر منّ و سَلوی) که در سوره بقره به آنها اشاره شده و یا شکافتن سنگ سخت و جاری شدن دوازده چشمه برای دوازده تیره بنی اسرائیل.

اما همه اینها برای آزمایش و امتحان بود. زیرا خداوند گروهی را با بلا و مصیبت آزمایش می کند و گروهی را با نعمت/  اصولا در منطق قرآن، هم مصیبت و سختی وسیله آزمایش انسان است، هم ثروت و رفاه و حکومت/  بنی اسرائیل نیز، هم در زمانی که تحت سلطه فرعون بودند، تحت آزمایش بودند و هم زمانی که خود به ثروت و قدرت رسیده و مالک همه چیز شدند. البته آنها قدر این نعمتها را ندانستند و از عهده امتحان برنیامدند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. مردمی که پیامبر خدا را یاری کرده و از تعالیم او پیروی کنند، می‌توانند از تحت سلطه‌ ظالمان نجات یابند.
  2. برتری جویی و زیاده ‌روی و تجاوز از حدود، روحیه‌ای فرعونی است، گرچه کسی که دارای این ویژگیهای شخصیتی است، فرعون نباشد.
  3. رمز هلاکت اقوام و ملل، صفات ناپسند و عملکرد سوء آنهاست.
  4. آنچه خداوند به افراد و جوامع می‌دهد، وسیله آزمایش است و دلیل برتری آنها نزد خداوند نیست.

 

اکنون به تلاوت آیات 34 تا 36 از سوره دخان گوش می‌سپاریم:

«إِنَّ هَـؤُلَاءِ لَیَقُولُونَ»، «إِنْ هِیَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِینَ»، «فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«همانا اینان [:مشرکان]  می‌گویند:»، «جز مرگ نخستین ما [چیز دیگری در کار]  نیست و ما برانگیخته نخواهیم شد»، «پس اگر شما راست می‌گوئید، پدران ما را باز آورید»

با پایان یافتن داستان فرعونیان و قوم بنی اسرائیل، این آیات بار دیگر به بحث مشرکان مکه باز می‌گردد و سخن آنها را درخصوص انکار معاد چنین بازگو می‌کند که آنها می‌گفتند: پایان زندگی، همین مرگی است که می‌بینید و پس از آن خبری نیست، چه رسد به آنکه دوباره زنده شویم و زندگی مجدد داشته باشیم.

آنها به قدری بر این عقیده خود مُصرّ بودند که به پیامبر اکرم می‌گفتند: اگر راست می‌گویی که مردگان زنده می‌شوند، پدران ما را که سالها پیش مرده‌اند، در همین دنیا زنده کن تا ما ببینیم و باور کنیم.

روشن است که معاد، برای کیفر و پاداش انسانهاست و سنت الهی بر این نیست که مردگان را در این جهان زنده کند. ولی به فرض که چنین کاری از سوی پیامبر انجام می شد، افراد لجوج و بهانه جو، باز نغمه دیگری ساز می کردند، آن را سحر و جادو می خواندند و حاضر به پذیرش آن نبودند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. بازگو کردن نظرات مخالفان و پاسخگویی به آن، شیوه قرآن برای تثبیت عقاید  مؤمنان است.
  2. انکار جهان پس از مرگ، از روی دلیل و برهان نیست، بلکه ادعایی بدون دلیل است که در طول تاریخ از سوی کافران مطرح شده است.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.