فروردین ۰۷, ۱۴۰۰ ۰۹:۲۲ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 37 تا 50 سوره دخان در خدمت شما هستیم

        بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 37 از سوره دخان گوش فرا می‌دهیم:

«أَهُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنَاهُمْ إِنَّهُمْ کَانُوا مُجْرِمِینَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«آیا آنها بهترند یا قوم تبّع و کسانی که پیش از آنان بودند؟ ما آنها را هلاک کردیم، زیرا  مجرم بودند»

این آیه خطاب به مشرکان مکه که از روی لجاجت و انکار با پیامبر اسلام برخورد می‌کردند، می‌فرماید: شما قویترید یا مردمانی که در سرزمین یمن، در جنوب جزیرة العرب زندگی می‌کردند؟ آنها سرزمینهایی آباد و پربرکت دراختیارشان بود و از قدرت و توان بالایی برخوردار بودند، اما چون گرفتار ظلم و فساد و طغیان شدند، به هلاکت رسیدند. پس بترسید که شما نیز دچار سرنوشتی چون سرنوشت همسایگان خود نشوید.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. یکی از ابزارهای قرآن برای ارشاد و انذار مردم، بیان تاریخ اقوام گذشته است تا آیندگان از آن عبرت بگیرند.
  2. برخی کارها، در دنیا نیز کیفر و قهر الهی را به دنبال دارد. رواج ظلم و جرم و فساد در جامعه یکی از آنهاست.

 

اکنون به تلاوت آیات 38 و 39 از سوره دخان گوش می‌سپاریم:

«وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ»، «مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازی نیافریده‌ایم»، «ما آنها را جز به حق نیافریدیم، ولی بیشترشان نمی‌دانند»

از آنجا که در آیات گذشته بحث درباره معاد بود، در این آیات به دلیل برپایی قیامت اشاره کرده و می‌فرماید: مگر آسمان و زمین و این جهان باعظمت، بیهوده و بدون هدف آفریده شده است که با مرگ، پایان یابد و به نیستی بیانجامد؟

اگر چنین باشد، همانند بازی کودکان خواهد بود که با قطعات مختلف، ساختمانهایی را می‌سازند و در پایان، با یک ضربه آن را خراب می‌کنند. چون هدفی جز بازی و سرگرمی ندارند.

کافران و منکران معاد، مرگ را نقطه پایان زندگی انسان می‌دانند. به تعبیر دیگر، از نگاه آنها آفرینش انسان با آن ‌همه استعداد و ظرفیت و توان، برای این چند روز دنیاست و با مرگ همه چیز تمام می شود. طبعاً براساس چنین نگرشی، آفرینش لغو و بیهوده است.      اما برخلاف دیدگاه منکران معاد، از نگاه قرآن، مرگ، پل و دالانی است برای ورود به جهانی عظیمتر و ابدی که این جهان دربرابر آن بسیار کوچک و ناچیز است. باور کردنی نیست که خداوند قادر حکیم این دستگاه عظیم را بدون هدف و تنها براى این چند روز کوتاه زندگى آفریده باشد. این به هیچ وجه با حکمت الهی سازگار نیست.

در این آیات به حق بودن آفرینش آسمان و زمین اشاره شده است. حق بودن این دستگاه عظیم ایجاب مى کند که هدفی معقول داشته باشد و آن بدون وجود جهان دیگر، ممکن نیست.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. اگر کار بشر با مرگ به پایان برسد، هستی باعظمت که برای انسان آفریده شده، پوچ و بیهوده خواهد بود.
  2. اگر هستی هدفدار است، ما انسانها باید هدف آفرینش را به درستی بشناسیم و خود را با آن هماهنگ کنیم.
  3. یکی از دلایل انکار معاد، نشناختن هدف آفرینش است که بسیاری از مردم شناخت درستی از آن ندارند.

 

اکنون به تلاوت آیات 40 تا 42 از سوره دخان گوش می‌سپاریم:

«إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقَاتُهُمْ أَجْمَعِینَ»، «یَوْمَ لَا یُغْنِی مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَیْئًا وَلَا هُمْ یُنصَرُونَ»، «إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّـهُ  إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»

ترجمه این آیات چنین است:

«همانا روز جدایی [حق از باطل]، وعده‌گاه همه‌ی آنهاست»، «روزی که هیچ دوستی از دوست خود حمایتی نمی‌کند و آنان یاری نمی‌شوند»، «مگر کسی که خداوند او را مورد رحمت قرار دهد که او عزیز و رحیم است»

در ادامه آیات قبل درخصوص هدفمند بودن نظام هستی، که مهمترین دلیل برپایی قیامت است، این آیات به برخی ویژگی‌های قیامت اشاره کرده و می‌فرماید:

آن روز، روز فصل و جدایی است. روزى است که انسان از همه چیز - جز عملش- جدا مى شود.  برخلاف دنیا که دوستان می‌توانند در مشکلات به یکدیگر کمک کنند تا از گرفتاریها نجات یابند، در قیامت روابط خانوادگی و اجتماعی از هم گسسته می‌شود. نه دوستان به فریاد هم می رسند و نه خویشاوندان گرهی از کار یکدیگر می گشایند. همه نقشه ها به هم می ریزد و راهها به بن بست می رسد. طبیعی است، جز لطف و رحمت الهی، کسی نمی‌تواند انسان را نجات دهد. خداوند انسانهای وارسته را مورد رحمت خویش قرار داده و از دریای کرمش بهره مند می سازد.   

از این آیات می‌آموزیم:

  1. قیامت، روز جدایی انسانها از یکدیگر است و میان انسان و تمام دوستان و نزدیکان و خویشاوندانش جدایی می‌افتد. پس به یاری هیچیک از آنها در قیامت دل نبندیم.
  2. حضور انسانها در قیامت، قطعی است. در آن روز، همه یکجا جمع می‌شوند، درعین  حال، هرکس در میان جمع، تنها و بی پناه است.
  3. انسانها در قیامت، تنها با خداوند سر و کار دارند. او با کافران از روی عزت و قدرت و با اهل ایمان از روی لطف و رحمت برخورد می‌کند.

 

اکنون به تلاوت آیات 43 تا 50 از سوره دخان گوش می‌سپاریم:

«إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ»، «طَعَامُ الْأَثِیمِ»، «کَالْمُهْلِ یَغْلِی فِی الْبُطُونِ»، «کَغَلْیِ الْحَمِیمِ»، «خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاءِ الْجَحِیمِ»، «ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِیمِ»، «ذُقْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ»، «إِنَّ هَـذَا مَا کُنتُم بِهِ تَمْتَرُونَ»          

ترجمه این آیات چنین است:

«بی گمان درخت زقوم»، «غذای گنهکاران است»، «همچون مس گداخته در شکم‌ها می‌جوشد»، «همانند جوشش آب داغ»، «او را بگیرید و به میان [آتش]  دوزخ بکشانید»،

«آنگاه از عذاب آب سوزان بر سرش بریزید»، «بچش که تو [به گمان خود] همان عزیز و گرامی هستی»، «این همان چیزی است که همواره درباره آن تردید می کردید»

در ادامه آیات قبل که به یکی از ویژگی‌های قیامت اشاره داشت، این آیات، توصیف دهشتناکی را از کیفر مُجرمان در دوزخ ارائه می‌دهد که تصور آن، لرزه بر اندام انسان می‌اندازد.

تصور عادی بر آن است که دوزخ آتشی است مانند آتش‌های دنیوی که می‌سوزاند و خاکستر می‌کند. درحالی که براساس این آیات، دوزخیان در میان آتش، آب و غذا دارند و زندگی می‌کنند، اما آب و غذایی که درد و رنج و عذاب می آفریند. آبی داغ و سوزان و غذایی تلخ و جوشان، که جز زجر و آزار چیزی به دنبال ندارد و دوزخیان را از آن راه فراری نیست. درآنجا شعله های آتش همه وجودشان را فرا مى گیرد و آنها را می سوزاند.

علاوه بر عذاب دردناک جسمانى، مجازات جانکاه روانى نیز وجود دارد: به مجرم گناهکار و سرکش گفته مى شود: بچش، تو همان کسى هستى که به گمان خودت از همه قدرتمندتر و محترمتر بودى. تو بینوایان را به بند و زنجیر کشیده بودى و بر آنها ظلم و ستم روا می داشتى، براى خود قدرتى شکست ناپذیر و احترامى فوق العاده قائل بودى. 
البته بدیهی است که میزان عذاب افراد، متناسب با میزان جرم و گناه آنهاست. کسانی که در دنیا به راحتی هر جرم و جنایتی را مرتکب می شوند و گمان می‌کنند از چنان جایگاهی برخوردارند که کسی نمی‌تواند به آنها آسیب برساند، بیش از دیگران مورد کیفر قرار می‌گیرند. آنها درواقع نتیجه کارهای خویش را می چشند. به آنها خطاب مى شود: این همان چیزى است که پیوسته درباره آن شک و تردید مى کردید.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. گناه در قیامت، به شکل آتشی جلوه می‌کند که درون و برون انسان را دربر‌گرفته و می سوزاند. پس تا در دنیا هستیم، با ترک گناه و طلب بخشش از خداوند، خود را از دوزخ نجات دهیم.
  2. کیفر قیامت، هم جسمی است، هم روحی. دوزخیان، هم می‌سوزند و هم مورد تحقیر و تمسخر قرار می‌گیرند.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای  شما هستیم. خدا نگهدار.