راهی به سوی نور
با تفسیر ساده و روان آیات 21 تا 25 سوره جاثیه در خدمت شما هستیم. همراه ما باشید.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 21 و 22 از سوره جاثیه گوش فرا میدهیم:
«أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئَاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَّحْیَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ»، «وَخَلَقَ اللَّـهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آیا کسانی که مرتکب کارهای بد شدند، گمان کردند که ما آنان را همانند کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، قرار می دهیم و حیات و مرگشان یکسان است؟ چه بد داوری میکنند»، «و خداوند آسمانها و زمین را به حق آفرید تا هرکس به موجب آنچه کسب نموده است، پاداش داده شود و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت»
در برنامه های قبل صحبت از سرنوشت مؤمنان و کافران در قیامت بود. این آیات در مقام مقایسه این دو گروه میفرماید: آیا کسی انتظار دارد که برخورد خداوند عادل، با خوبان و بدان یکسان باشد؟
آیا شما میپذیرید که در دنیا هرکس هرگونه دلش میخواهد رفتار کند و کسانی که به جامعه خدمت میکنند، با کسانی که به مردم ظلم و ستم می کنند، یکسان دیده شوند؟
اگر کسی تصور کند که ایمان و عمل صالح یا کفر و گناه، تاثیرى در زندگى انسان ندارد، چنین باوری نادرست است. بی تردید، زندگى و مرگ مؤمن و کافر با هم متفاوت است.
مؤمنان در پرتو ایمان و عمل صالح از آرامش خاصی برخوردارند، به طورى که حوادث و طوفانهای سخت زندگى تاثیر کمترى بر روح آنها می گذارد. افراد با ایمان به وعده های الهی دلگرمند، افق آینده را روشن می بینند و به آن امیدوارند. چنانکه در آیه 82 سوره انعام مى خوانیم:"کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستم [و شرک] نیالودند، ایمنی از آنِ آنهاست و آنان هدایت یافتگانند."
درحالى که افراد بى ایمان و آلوده به فساد دائما در نگرانی و اضطرابند. آنها حتی اگر غرق در نعمت باشند، بیم زوال آن، پیوسته آنان را رنج می دهد و درهرحال آینده را تاریک و مرگ را نابودی می بینند.
نور هدایت، قلب گروه اول را روشن مى سازد و با دلگرمی به سوى هدفهای خوب و ارزشمند پیش مى روند. اما گروه دوم هدف مشخص و روشنی براى زندگى ندارند و درمیان امواج ظلمات سرگردانند.
به هنگام مرگ که دریچه اى به سوی عالم بقاست، سرنوشت این دو گروه نیز متفاوت است. انسانهای با ایمان و نیکوکار در هنگام مرگ به بهشت بشارت داده می شوند. اما به مجرمان بى ایمان، گفته شودکه از درهاى دوزخ وارد شوید وجاودانه در آن خواهید ماند. به طور خلاصه وضعیت این دو گروه در همه امور ازجمله زندگى و مرگ و برزخ و قیامت متفاوت است.
نکته دیگر آنکه آفرینش آسمانها و زمین براساس حق و عدل است. نه فقط نظام زندگی بشر، بلکه نظام تمام موجودات هستی براساس حق پایهریزی شده است. بنابراین خداوند، نه به کسی ستم میکند و نه انسانها را به حال خود رها میسازد، تا هرکس هرگونه که دلش میخواهد رفتار کند. بلکه برپایه نظام عدل، انسانها را کیفر و پاداش میدهد.
از این آیات میآموزیم:
- از گمانهای نادرست درباره خداوند بپرهیزیم و بدانیم ملاک کیفر و پاداش خداوند، اعمال ماست، نه آرزوها و گمانهای نابجای ما.
- هم ایمان و عمل صالح/ و هم کفر و کارهای بد، در زندگی و مرگ و سرنوشت انسان نقش و تاثیر دارند.
- نظام هستی براساس حق بنا شده است. لذا با انسان هم برطبق حق رفتار می شود.
- فلسفه برپایی قیامت، عدل و حکمت الهی است، تا هدف آفرینش تأمین شود و حق به حقدار برسد.
اکنون به تلاوت آیه 23 از سوره جاثیه گوش میسپاریم:
«أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَـهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّـهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّـهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«آیا دیدی کسی را که هوای نفس خویش را معبود خود قرار داده است و خداوند او را با وجود آگاهیش، به بیراهه گذاشت و بر گوش و قلبش مهر زد و بر چشمش پردهای نهاد؟ پس بعد از خدا کیست که او را هدایت کند؟ آیا پند نمیگیرید؟»
این آیه به ریشه جرم و گناه اشاره کرده و می فرماید: گنهکاران و مجرمان، خواسته ها و تمایلات نفسانی خویش را معیار همه چیز قرار میدهند، به گونهای که گویا هوا و هوس آنها، خدای آنهاست و به آنها فرمان میدهد کارهایی را انجام دهند که بیشتر لذت ببرند. آنها هرچه دلشان بخواهد، انجام میدهند و حتی عقل و فکرشان را درجهت رسیدن به خواستههای دلشان به کار میگیرند.
طبیعی است چنین افرادی حتی چشم و گوششان از شناخت حقیقت باز میماند و فقط آنچه را درجهت لذات و منافع خود می بینند، درست میشمرند و هرچه را برخلاف آن باشد، نادرست میپندارند.
این نوع نگرش، کار انسان را به جایی میرساند که علم و آگاهی او کارآیی خود را از دست می دهد. لذا افراد هواپرست، حتی اگر دانشمند هم باشند، دچار گمراهی و سقوط میشوند.
از این آیه میآموزیم:
- تنها بتهای چوبی و سنگی یا ماه و خورشید، یا برخی حیوانات، معبودهای بشر در طول تاریخ نبودهاند. چه بسیار افرادی که هوا و هوس خود را میپرستند و فقط لذات نفسانی را دنبال میکنند.
- اگر هواپرستی، بر انسان حاکم شود، علم و آگاهی کارآیی خود را ازد ست می دهد و انسان به بیراهه کشیده میشود، گرچه از علم و آگاهی زیادی نیز برخوردار باشد. (مانند پزشکی که از مضرات سیگار آگاه است و درعین حال سیگار میکشد!)
- هوا و هوس به مانند عینکی با شیشههای رنگی است که اجازه نمیدهد انسان، واقعیتها را آنگونه که هست مشاهده کند و براساس آن تصمیم درست بگیرد. لذا با هواپرستی، انسان راه را گم می کند.
اکنون به تلاوت آیات 24 و 25 از سوره جاثیه گوش میسپاریم:
«وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِکُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ»، «وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ مَّا کَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و گفتند: جز همین زندگی دنیا، زندگی دیگری نیست، میمیریم و زنده میشویم و ما را چیزی جز طبیعت و روزگار، نابود نمیکند [این سخن را میگویند،] در حالی که هیچگونه علمی بر آن ندارند و تنها از ظنّ و گمان پیروی میکنند»، «و هرگاه آیات روشن ما [درباره معاد] بر آنان خوانده شود، دلیل و حجّتی ندارند، مگر آنکه میگویند: اگر راست میگوئید پدران ما را [زنده کنید و] بیاورید»
آیه قبل، از هواپرستی و نقش آن در دور شدن انسان از حقیقت سخن گفت. این آیات به یکی از پیامدهای هواپرستی اشاره کرده و میفرماید: آنان که به دنبال لذات غریزی هستند و تنها تمایلات نفسانی را دنبال میکنند، عالم پس از مرگ و قیامت را انکار میکنند. آنها میگویند: ما با مرگ تمام میشویم و چیزی از ما باقی نمیماند که بخواهیم دوباره زنده شویم و پاسخگوی کارهایمان باشیم. روزی به دنیا آمدهایم و روزی از دنیا میرویم و غیر از این دنیایی که در آن زندگی میکنیم، عالم دیگری نیست که بخواهیم به آن فکر کنیم.
آنان برای انکار معاد دلیل و برهانی ندارند و براساس ظن و گمان خود سخن میگویند. آنها خطاب به اهل ایمان می گویند اگر زنده شدن مردگان حق است، در همین دنیا پدران ما را زنده کنید، تا باور کنیم که امکان دوباره زنده شدن وجود دارد. این درحالی است که خداوند قدرت خویش را بر احیاى مردگان از طرق مختلف ازجمله در خلقت نخستین انسان نشان داده است.
از این آیات میآموزیم:
- پیروی از هوای نفس باعث میشود که انسان قیامت را انکار کند تا با خیال راحت و بدون دغدغه، خواسته های نفسانی خود را دنبال کرده و به جرم و گناه ادامه دهد.
- منکران معاد، دلیلی برای انکار معاد ندارند، بلکه از روی ظنّ و گمان خود آن را انکار میکنند.
- همانند منکران خدا که میگفتند باید خدا را ببینیم تا ایمان بیاوریم، برخی منکران معاد نیز میگویند: باید زنده شدن پدرانمان را ببینیم تا ایمان بیاوریم. گویا عقل آنها در چشم آنهاست و هرچه را نبینند، انکار می کنند.
با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.