فروردین ۲۵, ۱۴۰۰ ۰۷:۳۷ Asia/Dushanbe

با تفسیر ساده و روان آیات 26 تا 32 سوره جاثیه در خدمت شما هستیم.

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 26 و 27 از سوره جاثیه گوش فرا می‌دهیم:

«قُلِ اللَّـهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَا رَیْبَ فِیهِ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»، «وَلِلَّـهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«بگو: خداوند است که شما را حیات می‌بخشد، سپس می‌میراند و آنگاه برای روز قیامت که شکی در آن نیست، [همه را] گرد می‌آورد، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند»، «و فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ خداست و روزی که رستاخیز برپاشود، در آن روز اهل باطل زیان خواهند دید»

در برنامه قبل به سخن منکران معاد اشاره شدکه برای قبول قیامت، زنده شدن نیاکان خود را از پیامبر و مؤمنان طلب کردند. این آیه در پاسخ آنها می‌فرماید: خود شما که اکنون زنده اید، چه کسی شما را آفریده و به شما حیات بخشیده‌ است؟ آیا آفریدگار خود را نیز منکرید؟ اگر بر این باورید که کسی شما را آفریده، چرا نمی‌پذیرید که همان خالق می تواند دوباره شما را زنده کند؟ چرا به جای تأمل و تعقل می‌خواهید همه چیز را به چشم ببینید؟

ادامه آیات بر این نکته تأکید دارد که اگر در قدرت خدا برای آفرینش دوباره شک دارید، قدری در عظمت آسمانها و زمین بیندیشید تا بدانید قدرتی که می‌تواند این جهان با عظمت را بیافریند و مالک و حاکم بر تمام عالم هستی است، مسلما از آفرینش دوباره شما عاجز نیست. پس مراقب باشید به جای حق، از باطل پیروی نکنید که در قیامت دچار حسرت و خسران می شوید. چراکه سرمایه عمر را از کف داده و جز حسرت و اندوه، حاصلی به دست نیاورده اید.

بدون شک، عمر انسان و هوش و عقل و استعداد او سرمایه هاى او در این جهان هستند، اما باطل گرایان آنها را با چیزهایی زودگذر مبادله مى کنند و روز رستاخیز که تنها ایمان و عمل صالح به کار مى آید، به زیانکاری خود پی می برند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. حیات نخستین انسان، دلیل بر امکان حیات دوباره او در قیامت است.
  2. اکثر مردم به جای تفکر در آیات خلقت، انتظار دارند همه چیز را با چشم خود مشاهده کنند تا بپذیرند.
  3. آنان که قیامت را باطل می‌شمرند، روز قیامت متوجه می‌شوند که دچار چه خسران عظیمی شده‌اند.

 

اکنون به تلاوت آیات 28 و 29 از سوره جاثیه گوش می‌سپاریم:

«وَتَرَى کُلَّ أُمَّةٍ جَاثِیَةً  کُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى کِتَابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»، «هَـذَا کِتَابُنَا یَنطِقُ عَلَیْکُم بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و [در آن روز]  هر امتی را به زانو درآمده  می بینی، هر امتی به سوی کارنامه خود [نامه اعمالش]  فرا خوانده می‌شود [و به آنان می گویند] امروز آنچه را انجام می دادید، به شما پاداش می‌دهند»، «این است کتاب ما که به حق، علیه شما سخن می‌گوید، همانا ما آنچه را انجام می‌دادید، می نوشتیم»

این آیات دادگاه قیامت را ترسیم می‌کند که انسانها بر اثر ترس و نگرانی، به زانو درآمده و منتظر روشن شدن وضعیت خود هستند.

آیات در توصیف صحنه های قیامت، می فرماید هر امتی به سوی کتابش خوانده می شود. کارنامه اعمال هرکس از قبل آماده شده است، زیرا فرشتگان الهی مأمور بوده‌اند در طول عمر هر انسانی، همه‌ کارهای نیک و بد او را ثبت کنند، تا چیزی از قلم نیفتد و امروز در دادگاه قیامت نسخه‌ای از آن را به خود او بدهند تا گمان نکند بی‌جهت کیفر می‌بیند یا پاداش می‌گیرد.

آنگاه از سوى خداوند به آنها خطاب مى شود این کتاب ماست که به حق علیه شما سخن مى گوید و اعمال شما را بازگو مى کند. آن روز شما هرچه مى خواستید انجام دادید و هرگز باور نمى کردید که اعمالتان در جایى ثبت شود، ولى ما فرمان داده بودیم همه اعمال شما را ثبت کنند و بنویسند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. نظام هستی براساس حق و عدل اداره می‌شود و دارای حساب و کتاب است و همه اعمال انسان ثبت و ضبط می‌شود.
  2. مبنای کیفر یا پاداش انسانها در قیامت، اعمال نیک و بد آنها در دنیاست.
  3. هر انسانی دارای پرونده‌ای است که همه کارهای او به دقت و مطابق با واقعیت در آن ثبت می‌شود. بدیهی است ایمان به ثبت دقیق اعمال، بازدارنده انسان از کارهای زشت و مُجرمانه است.

 

اکنون به تلاوت آیات 30 و 31  از سوره جاثیه گوش می‌سپاریم:

«فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِی رَحْمَتِهِ  ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ»، «وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا أَفَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَاسْتَکْبَرْتُمْ وَکُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پروردگارشان آنان را در رحمت خود درمی آورد، این همان کامیابی آشکار است»، «و اما کسانی که کفر ورزیدند، [به آنان گفته شود:] مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ ولی شما تکبر ورزیدید و گروهی گنهکار [و مجرم]  بودید»

در پایان دادگاه قیامت، انسانها به دو گروه تقسیم می‌شوند و هر گروه به جزای کارهای خود می‌رسد. گروه مؤمنان صالح/ و گروه کافران فاسق/

اهل ایمان مشمول لطف و رحمت ویژه الهی می‌شوند که سعادت دنیا و آخرت را برای آنها در پی دارد و این پیروزی آشکار است. البته بعد از حسابرسى، فقط کسانی به کانون رحمت حق راه می یابند و از این موهبت عظیم  بهره مند می شوند که علاوه بر ایمان، سرمایه عمل صالح نیز داشته باشند.                                     ولی به کافران گفته می شود مگر آیات من بر شما خوانده نمی شد، ولی شما دچار تکبر و گردنکشی شدید. آری آنها از رحمت الهی محروم شده و دچار سقوط و هلاکت می‌شوند. زیرا به جای حق‌جویی و حق‌پذیری، دربرابر سخن الهی ایستاده و گردنکشی کردند و در مقام عمل نیز، هرگونه جرم و گناهی را مرتکب شدند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. ایمان و عمل صالح از یکدیگر جدا نیست و هریک به تنهایی موجب سعادت انسان نمی‌شود. ایمان همراه با عمل صالح، سعادت فرد و جامعه را به دنبال دارد.
  2. ریشه‌ی کفر، تکبر و گردنکشی دربرابر حق است.
  3. ریشه‌ی جرم و گناه، کفر و سرکشی دربرابر خداوند و فرامین اوست.

اکنون به تلاوت آیه 32 از سوره جاثیه گوش می‌سپاریم:

«وَإِذَا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَیْبَ فِیهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِی مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«و هرگاه گفته می‌شد: وعده خداوند حق است و در وقوع قیامت شکی نیست، می‌گفتید: ما نمی‌دانیم قیامت چیست. [آن را]  جز گمانی نمی پنداریم و به یقین نرسیده‌ایم»

در ادامه آیه قبل که سخن از تکبر و لجاجت کفار دربرابر آیات الهی بود، این آیه می‌فرماید: نشانه این تکبر آن بود که هرگاه اهل ایمان، سخنی درباره برپایی قیامت می‌گفتند و به شما تذکر می‌دادند، به جای توجه و تأمل در آن، می‌گفتید: قیامت دیگر چیست؟ چه کسی آن را دیده یا گزارش کرده تا بپذیریم؟ حرفهای شما مؤمنان نیز، به اندازه حدس و گمانی بیش برای ما ارزش ندارد و ما به وجود قیامت علم پیدا نمی‌کنیم.

جالب است که اگر به همان افراد گفته می‌شد: خطری مانند آتش، خانه شما را تهدید می‌کند، بلافاصله و خیلی سریع عکس‌العمل نشان می‌دادند و به دنبال دفع خطر احتمالی بودند، اما درخصوص قیامت، حتی به احتمال درست بودن آن نیز توجهی نمی‌کردند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. اهل ایمان باید سخن حق را به گوش همه برسانند تا حجت بر آنها تمام شود، گرچه بسیاری از مردم آن را نمی‌پذیرند.
  2. یقین به قیامت لازم نیست، حتی ظن و گمان به وقوع آن، باید انسان را از ارتکاب جرائم و گناهان باز دارد، زیرا خطر و زیان آن بسیار بزرگ است.

با پایان یافتن فرصت این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.    

  ----------------