راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان ایات پایانی یعنی آیات 33 تا 37 سوره جاثیه در خدمت شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامهای دیگر از راهی به سوی نور در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 33 از سوره جاثیه گوش فرا میدهیم:
«وَبَدَا لَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و بدیهای اعمالشان برایشان روشن می شود و آنچه را به مسخره میگرفتند، آنان را فرا می گیرد»
در برنامه قبل سخن منکران معاد بیان شد که با لحنی تمسخرآمیز میگفتند: ما نمیدانیم قیامت چیست و ظن و گمانی به وقوع آن نداریم.
این آیه در پاسخ آنها میفرماید: زمانی که روز قیامت فرا رسد، پرونده اعمال را به دست آنها می دهند و می ببینند که همه کارهایشان در آن ثبت شده و چیزی قابل انکار نیست. در آن هنگام که کارهای زشت آنها دربرابرشان آشکار شده و تجسم می یابد، متوجه میشوند که آنچه را مسخره میکردند، امروز گریبان آنها را گرفته و آنها راهی برای فرار و نجات ندارند.
از این آیه میآموزیم:
- قیامت روزِ بروز و ظهور کارهای انسان و آثار و عواقب ناپیدای آنهاست.
- احکام و تعالیم الهی را به تمسخر نگیریم که این نوع برخورد، روزی گریبانگیر ما خواهد شد.
اکنون به تلاوت آیه 34 از سوره جاثیه گوش میسپاریم:
«وَقِیلَ الْیَوْمَ نَنسَاکُمْ کَمَا نَسِیتُمْ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ هَـذَا وَمَأْوَاکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن نَّاصِرِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و به آنها گفته شود، امروز شما را فراموش میکنیم، همانگونه که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید و جایگاه شما آتش است و برای شما هیچ یاوری نخواهد بود»
در فرهنگ قرآن، فراموشی اگر طبیعی باشد، بازخواستی ندارد، زیرا انسان به طور طبیعی برخی امور را فراموش میکند. مانند آنکه کسی فراموش کند نماز خود را بخواند. اما اگر فراموشی به معنای بیاعتنایی و بیتوجهی به حکم خدا باشد، مستوجب کیفر است، زیرا درواقع فراموشی نیست، بلکه به فراموشی سپردن است.
برخی افراد قیامت را انکار میکنند و بر این انکار اصرار میورزند. برخی دیگر این چنین موضع نمیگیرند، اما در عمل، هیچ توجهی به قیامت ندارند و به گونهای عمل میکنند که گویا قیامت را به فراموشی سپردهاند. هر دو گروه، متناسب با عقیده و عملشان کیفر داده می شوند و خداوند به گونهای با آنها برخورد می کند که گویا آنان را فراموش کرده و از رحمت بیپایان خود محروم ساخته است. البته اینکه خداوند رحیم و مهربان کسى را به فراموشى بسپارد و از تمام الطاف خود محروم کند، برای انسان بسیار دردناک و جانکاه است. آیه در پایان به این نکته اشاره می کند که جایگاه چنین افرادی دوزخ است و هیچ یار و یاورى ندارند.
از این آیه میآموزیم:
- هر کس در باور و رفتار خود قیامت را به فراموشی بسپارد، در قیامت همچون افراد فراموش شده با او برخورد میشود و خداوند او را به حال خود واگذار می کند.
- ایمان به معاد کافی نیست، انسان مؤمن باید در همه حال، معاد را به یاد داشته باشد.
اکنون به تلاوت آیه 35 از سوره جاثیه گوش میسپاریم:
«ذَلِکُم بِأَنَّکُمُ اتَّخَذْتُمْ آیَاتِ اللَّـهِ هُزُوًا وَغَرَّتْکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فَالْیَوْمَ لَا یُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«این بدان سبب است که شما آیات خدا را به مسخره گرفتید و زندگی دنیا شما را فریفت. پس امروز نه از دوزخ بیرون آورده میشوند و نه عذرشان را می پذیرند»
در ادامه آیات قبل، این آیه ریشه دوزخی شدن را دو چیز میداند: یکی فریفته شدن به دنیا و دیگری تمسخر آیات خدا/ درواقع دلبستگی شدید به دنیا باعث میشود انسان، دنیای پس از مرگ و دادگاه قیامت را انکار کند تا با خیال آسوده و راحت به ارضاء لذات و خواسته های نفسانی خود بپردازد.
این افراد دربرابر کسانی که آنان را به یاد کیفر دوزخ میاندارند، با حالت تمسخر میگویند: چه کسی از آن دنیا خبر آورده که شما ما را از آن میترسانید؟ کدام بهشت؟ کدام دوزخ؟ اینها همه وعدههای پوچ است. نقد را بگیر و نسیه را رها کن!
روشن است چنین افرادی با اینگونه افکار، به دنبال توبه و بازگشت نیستند و در این وضعیت از دنیا میروند. آنان در قیامت، راهی برای رهایی از دوزخ نمی یابند و عذر قابل قبولی ندارند تا مایه نجات آنها از آتش شود.
از این آیه میآموزیم:
- منشأ بدعاقبت شدن انسان، فریفته شدن به دنیا و ثروت و قدرت و لذات آن است.
- خداوند حجت را بر همه بندگانش تمام کرده و راه عذر و بهانه را بر آنها بسته است، تا در قیامت کسی ادعا نکند: نمیدانستم.
اکنون به تلاوت آیات 36 و 37 از سوره جاثیه گوش میسپاریم:
«فَلِلَّـهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»، «وَلَهُ الْکِبْرِیَاءُ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس حمد و ستایش مخصوص خداوند است. پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، پروردگار همه جهانیان»، «و بزرگی و عظمت در آسمانها و زمین [فقط] برای اوست و او عزیز و حکیم است»
این آیات که آیات پایانی سوره جاثیه است، به جایگاه خداوند در هستی اشاره کرده و میفرماید: تدبیر امور هستی در آسمانهای باعظمت و کهکشانهای بیپایان دراختیار خداوند است، چنانکه تدبیر امور زمین و زمینیان -که در این هستی با عظمت، بسیار ناچیز شمرده میشود- توسط خداوند صورت میگیرد.
او با قدرت بیپایان و شکست ناپذیر خود و براساس علم و حکمت استوارش، هستی را اداره میکند. لذا وظیفه ما انسانها، شناخت درست خداوند و جایگاه و نقش او در عالم هستی است و طبعاً این معرفت، به سپاس و ستایش او منجر میشود. زیرا هر خیر و برکتى از ناحیه ذات پاک اوست و تمام ستایشها به او باز مى گردد.
در آخرین آیه به این موضوع اشاره شده که آثار عظمت خداوند در پهنه آسمان و سراسر زمین و همه جهان آشکار است و عظمت و بزرگی در آسمانها و زمین تنها از آنِ اوست.
از این آیات میآموزیم:
- تمام هستی تحت اراده یک خداوند اداره میشود و در این امر تفاوتی میان زمین و آسمان یا پدیدههای گوناگون وجود ندارد.
- عزت و قدرت در صورتی کارساز است که در سایه علم و حکمت باشد.
- عبادت خداوند، در گرو معرفت درست اوست و تنها او شایسته بزرگی و حمد و ستایش است.
با پایان یافتن سوره جاثیه، انشاء الله در برنامه بعد، تفسیر آسان و روان سوره احقاف را آغاز می کنیم. شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.