راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 6 تا 10 سوره احقاف همراه شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامهای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 6 از سوره احقاف گوش فرا میدهیم:
«وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَکَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ کَافِرِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و آنگاه که مردم محشور شوند، [معبودان] با آنها دشمن خواهند بود و عبادتشان را انکار خواهند کرد»
در برنامه قبل سخن از پرستش بتها توسط مشرکان بود، که قرآن در بیان بی فایده بودن آن فرمود: اگر تا روز قیامت هم برای رفع مشکلات خود یا موفقیت در کارها آنها را بخوانید، آنها نه سخن شما را می شنوند و نه می توانند کاری برای شما انجام دهند.
این آیه می فرماید: فراتر از آن اینکه این معبودها در روز قیامت علیه شما سخن می گویند و در مقابل شما می ایستند. البته معبودهایى که دارای عقل و شعورند، مانند برخی فرشتگان و انسانهایی که مورد پرستش قرار گرفته اند، رسماً به دشمنى برمىخیزند. به عنوان مثال، حضرت مسیح و فرشتگان از پرستندگان خود تبرّى مىجویند. آنهایی نیز که بىعقل هستند، نظیر بتها، خداوند آنها را به سخن درمی آورد و نفرت خود را از این پرستشگران ابراز می دارند.
از این آیه میآموزیم:
1. هرچه در دنیا به جای خدا مورد پرستش قرار گیرد، در قیامت به جای شفاعت انسان با او عداوت می ورزد و از او شکایت می کند.
اکنون به تلاوت آیات 7 و 8 از سوره احقاف گوش فرا میدهیم:
«وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ هَـذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ»، «أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلَا تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللَّـهِ شَیْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِیضُونَ فِیهِ کَفَى بِهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و هرگاه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، کافران درباره حقی که به سویشان آمده، میگویند: این سحری آشکار است»، «یا اینکه میگویند: آن را به دروغ بافته [و به خدا نسبت داده] است. بگو: اگر آن را از نزد خود بافته [و به خدا نسبت داده] باشم، شما نمیتوانید برای من چیزی از عذاب خدا را دفع کنید. خدا به آنچه که در آن فرو می روید، داناتر است. او برای گواه بودن میان من و شما کافی است و او بسیار آمرزنده و مهربان است»
این آیات به برخی نسبتهای ناروایی که مشرکان مکه به پیامبر اکرم می دادند، اشاره کرده و میفرماید: آنها گاهی پیامبر را جادوگر خوانده و قرآن را سحر بیان او می شمردند که با آیات آن مردم را مجذوب خود ساخته است. آنها از یک سو نمى توانستند جاذبه عجیب قرآن و نفوذ عمیق آن را در دلها انکار کنند و از سوی دیگر، حاضر نبودند دربرابر حقانیت و عظمت آن سر فرود آورند. لذا برای منحرف کردن افکار عمومی، آن را سحر خواندند. البته این خود، اعتراف ضمنی آنها به تاثیر فوق العاده قرآن در قلوب است. درحالی که علت واقعی جذب مردم به قرآن و نفوذ آن در اعماق دلها، حقانیت آیات آن است.
گاهی هم میگفتند: آنچه این مرد میگوید: سخنان خود اوست که به خدا نسبت داده و خود را پیامبر خدا معرفی کرده است. پیامبر در پاسخ آنها میفرماید: اگر آن طور که شما ادعا میکنید، من پیامبر خدا نباشم و به دروغ این سخنان را به خدا نسبت بدهم، بر خدا لازم است که مرا رسوا کند تا مردم گمراه نشوند. در این صورت، هیچکس نمیتواند دربرابر اراده الهی بایستد و دربرابر خدا از من دفاع کند.
این شما هستید که باید از کیفر خدا بترسید، زیرا دربرابر فرستاده او ایستاده اید و مردم را از راه حق باز میدارید، با آنکه میدانید من بر حقم و برای اثبات حقانیت خود نیازی به شما ندارم. زیرا خداوند بر این ادعای من شاهد و گواه است و سعی و کوشش مرا در ابلاغ پیامش میبیند. از سوی دیگر، دروغ و افترا و کارشکنی شما را نیز می بیند. همین برای من کافی است. البته خداوند برای اینکه راه بازگشت را به آنها نشان دهد تا از مخالفت دست بردارند و ایمان بیاورند، می فرماید: خدا بسیار بخشنده و مهربان است. او توبه کاران را می بخشد و آنها را از رحمت گسترده خود بهره مند می سازد.
از این آیات میآموزیم:
- نشانه های رسالت پیامبر آشکار و روشن است، اما مشکل عده ای از افراد، عناد و لجاجت آنان است که مانع ایمان آوردن آنها می شود.
- حتی مخالفان به قدرت شگفت انگیز آیات قرآن در جذب دلها اعترف دارند، اما آن را سحر بیان می شمرند.
- مراقب باشیم سلیقه و عقیدهی شخصی خود را به نام دین به خدا نسبت ندهیم، زیرا کیفر سختی درپی دارد.
- راه توبه برای همه افراد حتی کافران و معاندان باز است و خدای مهربان توبه آنها را میپذیرد.
اکنون به تلاوت آیه 9 از سوره احقاف گوش میسپاریم:
«قُلْ مَا کُنتُ بِدْعًا مِّنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِی مَا یُفْعَلُ بِی وَلَا بِکُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَى إِلَیَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ مُّبِینٌ»
ترجمه این آیه چنین است:
«بگو: در میان فرستادگان خدا، فرستادهای نوظهور نیستم و نمیدانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ من فقط از آنچه به من وحی شده پیروی میکنم و من جز بیم دهندهای آشکار نیستم»
در این آیه پیامبر اسلام مأمور میشود که به بهانه جویی های مشرکان مکه پاسخ داده و بگوید: من از سایر پیامبران الهی متفاوت نیستم و همانند دیگر پیامبران، بشری همانند شما هستم. من نخستین پیامبری نیستم که مردم را به توحید دعوت کرده است. پیش از من نیز پیامبران زیادی آمدند که همه از جنس بشر بودند، لباس می پوشیدند و غذا می خوردند. تنها تفاوتم با شما این است که خدا بر من وحی میکند و مرا مأمور کرده که درمورد کارهای بد و عواقب سخت آنها به شما هشدار دهم.
علم غیب من نیز از جانب خودم نیست و از امور غیبی چیزهایی را می دانم که خدا به من می آموزد. من نمیدانم خدا با من چه خواهد کرد، همانطور که نمیدانم با شما چه خواهد کرد؟ پس از من انتظار بیجا نداشته باشید که درباره آینده خودم یا شما پیشگویی کنم.
از این آیه میآموزیم:
- هدف و برنامه پیامبران در طول تاریخ یکی بوده است. آنها مؤید یکدیگر و ادامه دهنده راه یکدیگر بودهاند.
- رهبران جامعه باید با مردم صادقانه سخن بگویند و درمورد چیزی که دراختیارشان نیست، بیجهت ادعا نکنند و به مردم وعده ندهند.
- پیامبران خیرخواه و دلسوز مردم بودهاند و همواره آنها را از کارهایی که دنیا و آخرتشان را به تباهی میکشاند، برحذر میداشتهاند.
اکنون به تلاوت آیه 10 از سوره احقاف گوش میسپاریم:
«قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِن کَانَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ وَکَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَکْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّـهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«بگو: اگر [این قرآن] از سوی خدا باشد و شما به آن کفر ورزید، درحالی که شاهدی از بنیاسرائیل بر همانند آن [یعنی تورات] گواهی داده و ایمان آورده، ولی شما تکبر ورزیدهاید، آیا [عاقبت کار را] دیدهاید؟ همانا خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند» چنانکه در تفاسیر آمده است، عبدالله بن سلام، یکی از دانشمندان معروف یهود در سرزمین حجاز بود. او به پیامبر اسلام ایمان آورد و اعلام کرد که او همان پیامبری است که در تورات و انجیل وعده ظهورش داده شده است.
اما بسیاری از بزرگان یهود او را طرد کرده و متهم ساختند. آنها حاضر به پذیرش نبوت پیامبر اسلام نشدند. بی تردید، ریشه آن چیزی جز تکبّر و غرور نبود.
از این آیه میآموزیم:
- در گفتگو با مخالفان، به جای تعصب بر عقیده خود و بیان آن به صورت قطعی و جزمی، بگوییم: شما بررسی کنید، اگر حرف ما حق است، بپذیرید؛ البته اگر حق را بفهمید و نپذیرید، عاقبت بدی درانتظار شماست.
- ریشهی اصلی کفر، عناد و تکبر دربرابر حق است، نه جهل و غفلت.
- ایستادن دربرابر حقانیت وحی و قرآن، ظلمی بزرگ به بشریت است.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.