خرداد ۰۸, ۱۴۰۰ ۰۶:۵۳ Asia/Dushanbe

در این برنامه با تفسیر ساده و روان آیات 24 تا 28 سوره احقاف آشنا می شویم. همراه ما باشید.

   بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیات 24 و 25 از سوره احقاف گوش فرا می‌دهیم:

«فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِیَتِهِمْ قَالُوا هَـذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا  بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِیحٌ فِیهَا عَذَابٌ أَلِیمٌ»، «تُدَمِّرُ کُلَّ شَیْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا یُرَى إِلَّا مَسَاکِنُهُمْ  کَذَلِکَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«پس چون آن توده ابر را دیدند که به سرزمین آنها روی آورده است، گفتند: این ابری است که بر ما می بارد. [هود گفت: نه]  بلکه آن عذابی است که به شتاب خواستارش بودید. تندبادی است که در آن عذابی دردناک است»، «[بادی که]  به فرمان پروردگارش همه چیز را درهم ‌می‌کوبد. پس چنان شدند که چیزی جز خانه‌هایشان دیده نمی‌شد. ما اینگونه تبهکاران را کیفر می‌دهیم»

در برنامه قبل گفتیم که قوم عاد دربرابر دعوت پیامبرشان حضرت هود، از روی عناد و لجاجت گفتند: ما از راه خود دست برنمی‌داریم. تو هم اگر راست می‌گویی، عذابی را که وعده می‌دهی نازل کن. پس از آنکه حجت بر مردم تمام شد و آنها خودشان خواستار نزول عذاب شدند، ‌خداوند تندبادی فرستاد که ابری به همراه آورد. هنگامی که قوم عاد ابرهای تیره و تار را در افق دیدند، مسرور شدند و گمان کردند به زودی باران پربرکت نازل می‌شود. اما نه تنها باران نبارید، بلکه تندبادی سرد و سوزنده و بنیان کن فرا رسید که موجب هلاکت آن قوم گنهکار شد و چیزی جز خانه‌هایشان باقی نماند.  

براساس آیه 7  سوره حاقه، این تندباد بسیار شدید و کوبنده هفت شب‌ و هشت روز پی در پی ادامه یافت تا آنکه طومار زندگی آنها را درهم پیچید و کسی از آنها زنده نماند.

این درواقع هشدارى است به همه مجرمان و گنهکاران و کافران لجوج و سرکش که شما نیز اگر همین مسیر را طى کنید، سرنوشتى بهتر از آنها نخواهید داشت.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. عناد و لجاجت با حق و حقیقت، کیفر سختی را به دنبال دارد. تاریخ اقوام گذشته چنین عبرتی را برای آیندگان بر جای گذاشته است.
  2. پدیده ‌های طبیعی تحت قدرت خداوند هستند. ابر و باد و سایر رخدادهای طبیعی، هم می‌توانند نشانه لطف و رحمت خدا باشند، هم نشان دهنده قهر و غضب او. چنانکه زمانی باد سبب حرکت ابرها و نزول باران می شود و زمانی هم وسیله تخریب و نابودی.
  3. هلاکت مجرمان در دنیا، سنّت الهی است و آثار به جامانده از حاکمان و اقوام گذشته، نمایشگاه بزرگ عبرت‌آموزی است.

 

اکنون به تلاوت آیه 26 از سوره احقاف گوش می‌سپاریم:

«وَلَقَدْ مَکَّنَّاهُمْ فِیمَا إِن مَّکَّنَّاکُمْ فِیهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَیْءٍ إِذْ کَانُوا یَجْحَدُونَ بِآیَاتِ اللَّـهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ»

ترجمه این آیه چنین است:                                                                                 

«و همانا به آنها [= قوم عاد]  چنان امکاناتی دادیم که به شما [اهل مکه] نداده‌ایم و برای آنان گوش و چشم و دل قرار دادیم، اما گوش و چشم و دل آنان،‌ سودی به حالشان نبخشید، زیرا پیوسته آیات خدا را انکار می‌کردند، و [سرانجام] عذابی که آن ‌را به مسخره می‌گرفتند، آنان را فراگرفت»

قوم عاد در نزدیکی مکه در جزیرة العرب زندگی می‌کردند و بقایای خانه‌هایشان در مسیر سفرهای آنها بود. لذا قرآن خطاب به مشرکان مکه که دربرابر دعوت پیامبر اسلام سرسختی نشان می‌دادند، می‌فرماید: مردمان قوم عاد از نظر جسمی و مالی از شما قوی‌تر بودند، ‌اما این قدرت و ثروت، به هنگام نزول کیفر الهی به کار آنها نیامد و مایه نجات آنها نشد.

آنچه باید آنها را نجات می‌داد، شناخت حق و پذیرش آن بود. آنها همانند دیگر انسانها از چشم و گوش و عقل برخوردار بودند، اما از آن برای شناخت حقیقت بهره ای نگرفتند. آنان چشم و گوش خود را بر روی حق و حقیقت بستند و گمان کردند با قدرت و ثروت و امکانات خویش می‌توانند دربرابر خداوند بایستند. لذا هشدار پیامبرشان هود را درمورد نزول عذاب الهی به سخره می‌گرفتند و به آن توجه نمی‌کردند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. برخورداری از قدرت و ثروت لزوماً نجات بخش انسان نیست، بلکه بهره‌گیری درست از چشم و گوش و عقل برای درک حقیقت و پیروی از آن، عامل نجات و نیکبختی بشر است.
  2. انکار حق و حقیقت، سبب هلاکت انسان می‌شود و سرمایه‌ ها و امکانات مادی او را به سوی نابودی می‌کشاند.
  3. تمسخر آیات الهی و هشدارهای پیامبران، از اسباب قهر الهی در دنیاست.

 

اکنون به تلاوت آیات 27 و 28 از سوره احقاف گوش می‌سپاریم:

«وَلَقَدْ أَهْلَکْنَا مَا حَوْلَکُم مِّنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»، «فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ قُرْبَانًا آلِهَةً  بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ  وَذَلِکَ إِفْکُهُمْ وَمَا کَانُوا یَفْتَرُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و بی گمان آبادی‌هایی را که در اطراف شما  بود، نابود کردیم و آیات خود را به صورتهای گوناگون بیان کردیم، تا شاید بازگردند»، «پس چرا معبودانی که به جای خدا برای تقرّب برگزیده بودند، ‌آنها را یاری نکردند؟ بلکه از نزد آنان محو و ناپدید شدند و این بود [سرانجام] دروغ آنان و آنچه به دروغ می‌بافتند»

به دنبال آیه قبل که هلاکت قوم عاد را بیان می‌کرد، این آیه می‌فرماید: نه فقط قوم عاد، بلکه اقوام دیگری را که در اطراف شما اهل مکه زندگی می‌کردند، هنگامی که دربرابر حق ایستادند، به هلاکت رساندیم، مانند قوم ثمود در شمال جزیرة العرب و قوم سبأ در جنوب آن.

برای هرکدام از آن اقوام نیز متناسب با درک و فهمشان، آیات و نشانه‌های خود را نازل کردیم، تا حجت بر آنها تمام شود و عذر و بهانه‌ای برای دنباله روی از شرک و کفر نداشته باشند. اما آنان به سراغ خدایان و معبودهای ساختگی رفتند و چنین پنداشتند که آنها مایه نجات و سعادتشان خواهد بود. درحالی که هنگام نزول عذاب، هیچکدام از معبودها توان یاری آنها را نداشتند، بلکه حتی نمی‌توانستند خودشان را نیز از کیفر الهی حفظ کنند، لذا از میان رفتند و اثری از آنها باقی نماند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. یکی از شیوه‌ های تربیتی قرآن کریم، دعوت مردم به مطالعه تاریخ گذشتگان و عبرت‌آموزی از سرنوشت آنهاست.
  2. خداوند اسباب هدایت بشر و بازگشت او به فطرت الهی را فراهم ساخته است. مهم خواست انسان برای بازگشت از مسیر انحرافی است.
  3. افکار بدعت آمیز، خرافی و موهوم باعث می‌شود مردم اشیائی را که هیچ خاصیت و اثری بر آنها مترتب نیست، مایه تقرب خود به خدا بدانند.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.