خرداد ۱۵, ۱۴۰۰ ۰۷:۰۱ Asia/Dushanbe

در ادامه با تقسیر ساده و روان آیات 29 تا 35 سوره احقاف همراه شما هستیم.

  بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 29 از سوره احقاف گوش فرا می‌دهیم:

«وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَیْکَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا  فَلَمَّا قُضِیَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِینَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«و آن‌گاه که گروهی از جن را به سوی تو روانه ساختیم تا قرآن را بشنوند، پس چون نزد آن حاضر شدند، گفتند: خاموش باشید [و گوش فرا دهید]، پس چون [شنیدن آیات] به پایان رسید، به سوی قوم خود بازگشتند تا آنان را هشدار دهند»

در برنامه‌ های قبل، خطاب آیات به مشرکان مکّه بود که با بهانه ‌جویی و لجاجت، حاضر به ایمان آوردن نبودند. این آیات نیز در ادامه می‌فرماید: گرچه شما ایمان نیاوردید، اما گروهی از جنّ که شما نیز به وجود آنها اعتقاد دارید و برای آنها نقشی در زندگی خود قائلید، با شنیدن آیات قرآن، به پیامبر ایمان آوردند و دیگران را نیز به آئین اسلام دعوت کردند.

 وجود موجوداتی به نام جنّ از موضوعاتی است که در قرآن به صراحت بیان شده است. یکی از سوره های قرآن به نام جنّ است که در آن به اعتقاد آنها به خدای یگانه، قرآن و معاد و نیز وجود دو گروه مؤمن و کافر درمیان آنها اشاره شده است.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. جن نیز موجودی همانند انسان، دارای عقل و شعور و تکلیف است و از اراده و قدرت انتخاب برخوردار است.
  2. پذیرش ایمان کافی نیست، دعوت و ارشاد دیگران به راه حق نیز لازم است.

 

اکنون به تلاوت آیات 30 تا 32 از سوره احقاف گوش می‌سپاریم:

«قَالُوا یَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا کِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِیقٍ مُّسْتَقِیمٍ»، «یَا قَوْمَنَا أَجِیبُوا دَاعِیَ اللَّـهِ وَآمِنُوا بِهِ یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُجِرْکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ»، «وَمَن لَّا یُجِبْ دَاعِیَ اللَّـهِ فَلَیْسَ بِمُعْجِزٍ فِی الْأَرْضِ وَلَیْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَوْلِیَاءُ  أُولَـئِکَ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ»

ترجمه این آیات چنین است:

«گفتند: ای قوم ما! همانا ما [آیات] کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده و کتابهای پیش از خود را تصدیق می‌کند و مردم را به سوی حق و به راه راست هدایت می‌نماید»،

«ای قوم ما! دعوت‌کننده الهی را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا خداوند [برخی از] گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد»، «و هرکه دعوت‌کننده الهی را اجابت نکند، هرگز نمی‌تواند [خدا را] در زمین درمانده کند و جز خداوند هیچ یار و یاوری نخواهد داشت. چنین کسانی در گمراهی آشکارند»

براساس این آیات، وقتی جنیان مؤمن به سوی قوم خود بازگشتند، آنها را چنین ارشاد کردند که: همان خدایی که موسی را همراه با کتاب فرستاده بود، اینک پیامبر دیگری، همراه با کتابی دیگر به نام قرآن فرستاده است. ما امروز آیات این کتاب را شنیدیم و آن را همانند کتاب موسی یافتیم که مردم را به راه حق دعوت می‌کرد.

هرکس به این پیامبر که مردم را به سوی خدا دعوت می‌کند، ایمان بیاورد، از گناه و فساد دور شده و از کیفر خداوند در امان خواهد بود. اما کسی که ایمان نیاورد و لجاجت کند، بداند که نمی‌تواند دربرابر اراده خداوند بایستد و از قهر او نجات یابد، زیرا جز خدا کسی نمی‌تواند انسان را دربرابر آن کیفر سخت یاری کند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. جنیان نیز از تاریخ پیامبران گذشته و محتوای کتب آسمانی خبر دارند. گروهی از آنها مؤمن و گروهی کافرند.
  2. راه حق، همان راه مستقیم است. راهی است که انسان را از هرگونه افراط و تفریط و کجروی باز می دارد و براساس عدل و اعتدال راهنمایی می‌کند.
  3. پیامبران، مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنند، نه به سوی خود. آنها احکام تعالی بخش خداوند را بیان می‌کنند، نه خواسته ‌های خود را.
  4. کفر و انکار خدا، درنهایت انسان را به بن‌بست می‌کشاند، بن‌بستی که نه خودِ انسان راه فرار از آن دارد و نه دیگران می‌توانند او را رها کنند.

 

اکنون به تلاوت آیات 33 و 34 از سوره احقاف گوش می‌سپاریم:

«أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّـهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَمْ یَعْیَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَى أَن یُحْیِیَ الْمَوْتَى بَلَى إِنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»، «وَیَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَلَیْسَ هَـذَا بِالْحَقِّ  قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا  قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ»

ترجمه این آیات چنین است:

«آیا درنیافته‌اند خدایی که آسمانها و زمین را آفریده و در آفرینش آنها درنمانده است، می‌تواند مردگان را زنده کند؟ آری، او بر هر کاری تواناست»، «و روزی که کافران بر آتش عرضه شوند [به آنان گفته شود] آیا این حق نیست؟ می‌گویند: به پروردگارمان سوگند که چنین است، [پس]  می‌گوید: به خاطر آنکه کفر می ورزیدید، عذاب را بچشید»

این آیات که در پایان سوره احقاف آمده، بار دیگر به موضوع معاد بازگشته و خطاب به مشرکان می‌فرماید: آری خداوندی که آسمانها و زمین را آفریده و از آفرینش آنها خسته و ناتوان نشده، قادر است که مردگان را زنده کند. بی تردید، آفرینش این هستی پهناور با این همه موجودات رنگارنگ و متنوعش، نشان دهنده قدرت نامحدود پروردگار بر انجام هر کاری است. چگونه ممکن است چنین خدایی از تجدید حیات و آفرینش دوباره انسانها عاجز و ناتوان باشد؟ این خود دلیلی است روشن بر امکان وقوع معاد.  

پس درواقع مشکل در قدرت خدا نیست که به معاد ایمان نمی‌آورید، بلکه مشکل شما ازآنجا ریشه می گیرد که می‌خواهید طبق امیال نفسانی خود هر کاری بکنید و از عواقب آن درامان باشید. درحالی که در روز قیامت وقتی شعله های ترسناک آتش را مشاهده می‌کنید، چاره ای جز اعتراف ندارید و به حقانیت آن اقرار می‌کنید، اما چه سود که در آن هنگام راه بازگشتی برای شما وجود ندارد.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. قدرت خداوند، بی نهایت و نامحدود است. قدرت پروردگار در آفرینش این جهان باعظمت، روشن ترین دلیل بر امکان آفرینش دوباره انسان در قیامت است.
  2. زبان کافران در قیامت به گفتن حق باز می‌شود. آنها به ربوبیت خداوند، حقانیت قیامت و نظام کیفر و پاداش اقرار می‌کنند، اما این اقرار و اعتراف سودی به حال آنان ندارد.

 

اکنون به تلاوت آیه 35 از سوره احقاف گوش فرا می‌دهیم:

«فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مَا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ  بَلَاغٌ  فَهَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ»

ترجمه این آیه چنین است:

«پس [ای پیامبر] صبر کن همانگونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند و برای [عذاب] آنان شتاب مکن. روزی که آنچه را وعده داده شده‌اند، بنگرند، گویی جز ساعتی از روز [در دنیا]  نمانده‌اند. [این]  ابلاغی است [برای همگان]، پس آیا جز گروه بدکار هلاک می‌شوند؟»

این آیه که آخرین آیه سوره احقاف است، خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید: دربرابر آزار و اذیت مشرکان و عناد و لجاجت آنها صبر پیشه کن و برای نزول عذاب بر آنان عجله نداشته باش. زیرا خداوند آنان را در قیامت به سزای کارهای زشتشان خواهد رساند. شما وظیفه خود را که ابلاغ دعوت الهی است به انجام برسان، ولی نتیجه آن بر عهده شما نیست. چه ایمان بیاورند یا کافر شوند، حساب و کتاب آنها با خداست.

این آیه به کوتاهی عمر دنیا نیز اشاره دارد. به قدرى عمر دنیا دربرابر حیات جاودان آخرت کوتاه است که افراد  احساس مى کنند که گویی در دنیا جز ساعتى از یک روز توقف نداشته اند. اینجاست که دچار حسرت و اندوه عمیق مى شوند که چرا راه حق را انتخاب نکرده اند، اما چه سود که هیچ راهی برای جبران خطای گذشته وجود ندارد.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. پیامبران مسئول ابلاغ دعوت خداوند هستند و مُجاز به اکراه و اجبار مردم به ایمان آوردن یا کیفر دادن کافران نیستند.
  2. سعه‌ی صدر و تحمل مخالفان، از ویژگی‌های پیامبران بزرگ الهی است؛ پیروان آنها نیز باید همین گونه باشند.
  3. یکی از سنتهای الهی، مهلت دادن به کافران و گنهکاران در دنیاست.
  4. عمر دنیا در مقایسه با آخرت، بسیار کوتاه و چون ساعتی از یک روز است.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.