راهی به سوی نور
با پایان یافتن سوره احقاف در برنامه قبل، در این برنامه تفسیر آسان و روان آیات سوره محمد را آغاز میکنیم. و به تفسیر ساده و روان آیات 1 تا 6 این سوره می پردازیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
با پایان یافتن سوره احقاف در برنامه قبل، در این برنامه تفسیر آسان و روان آیات سوره محمد را آغاز میکنیم.
این سوره که نام آخرین پیامبر الهی، حضرت محمد صلیالله علیه وآله وسلم بر آن نهاده شده، درباره مقایسه دو گروه مؤمنان و کافران است؛ دو گروهی که در طول تاریخ بوده اند و در آینده نیز خواهند بود. روشن است که وظیفه اهل ایمان، دعوت دیگران به سوی خدا و پیامبران الهی است، اما حق ندارند دیگران را به اکراه و اجبار به ایمان دعوت کنند.
کافران که بر مدار باطل هستند، همواره میکوشند مؤمنان را از راه خدا باز دارند. آنها برای رسیدن به مقصود خویش، چه بسا به زور یا قدرت نظامی نیز متوسل شوند. در چنین وضعیتی میان آنان و اهل ایمان درگیری و نزاع ایجاد می شود. این سوره، دستورات خداوند را در صورت بروز جنگ میان کفر و ایمان، به نحو روشن بیان میکند.
ابتدا به تلاوت آیات 1 تا 3 از سوره محمد گوش فرا میدهیم:
«بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
«الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّـهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ»، «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ»، «ذَلِکَ بِأَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللَّـهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ»
ترجمه این آیات چنین است:
به نام خداوند بخشنده مهربان،
«کسانی که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، [خداوند] اعمالشان را تباه گردانید»، «و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند و به آنچه بر محمد نازل شده، که حق است و از جانب پروردگارشان است، ایمان آوردهاند، [خداوند] بدیهای آنان را پوشاند و کارشان را به سامان رساند»، «این، به خاطر آن است که کسانی که کفر ورزیدند، از باطل پیروی کردند و کسانی که ایمان آوردند، از حقی که از جانب پروردگارشان است، پیروی کردند. اینگونه خداوند، برای مردم، مثال حالشان را بیان میکند»
سردمداران کفر و شرک، برای حفظ و تحکیم موقعیت خود، همواره میکوشند بر جعمیت کفر و شرک بیفزایند. آنها سعی می کنند با شیوه های مختلف دیگران را به کیش خود درآورند و چه بسا از طریق انفاق به نیازمندان و انجام کارهای خیر و عام المنفعه نیز وارد شوند، اما درواقع هدفشان حفظ همکیشان خود و جذب دیگران به آئین باطل خویش است.
البته آنها بهرهای از کارهای خود نمیبرند و خداوند کارهای نیک آنان را نمیپذیرد، زیرا هدفشان نامقدس است. مانند کسی که صرفاً برای کسب شهرت یا موقعیت اجتماعی برتر، بیمارستانی میسازد و دراختیار افراد بیبضاعت قرار میدهد. گرچه نیازمندان بهرهمند میشوند، اما فرد انفاقکننده، بهرهای از کار خود نمیبرد.
در مقابل، کسانی که حق را بشناسند و به آن ایمان بیاورند و به آورنده حق، یعنی پیامبر اسلام نیز ایمان داشته باشند، کارهای نیکشان مورد پذیرش خداوند قرار میگیرد. خدا از روی لطف خود، گناهان این افراد را میبخشد و امورشان را اصلاح میکند.
قرآن در ادامه، بر این نکته مهم تأکید میورزد که تفاوت کفر و ایمان، براساس تفاوت حق و باطل است. یک گروه تلاش میکنند که حق را بشناسند و از آن پیروی کنند، اما گروه دیگر پس از آنکه حق را شناختند، از آن پیروی نمیکنند و چه بسا به مقابله با آن نیز برمی خیزند. مردم جهان، از این دو گروه خارج نیستند، یا حق پذیرند یا حق ستیز.
از این آیات میآموزیم:
- دشمنان اسلام برای مقابله با آن، برنامه دارند و در این راه تلاش میکنند. اما سعی و کوشش آنها درنهایت به جایی نمیرسد و اسلام روز به روز رشد میکند.
- ایمان به خدا به تنهایی کافی نیست، بلکه ایمان به آخرین پیامبر او نیز لازم است تا از طریق آموزه ها و تعالیم او راه خدا را بپیماییم.
- اگر در حدّ توان و امکان بکوشیم که کار نیک انجام دهیم، خداوند خطاها و گناهان ما را میبخشد و امور ما اصلاح می شود.
- ایمان به خدا و پیامبر و کتاب آسمانی کافی نیست، کار نیک و عمل صالح نیز لازم است.
- سرنوشت خوب یا بد هر انسانی، تابع افکار و اعمال اوست و به این بستگی دارد که او در اندیشه و عمل، تابع حق است یا باطل.
اکنون به تلاوت آیات 4 تا 6 از سوره محمد گوش میسپاریم:
«فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّـهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَـکِن لِّیَبْلُوَ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ»، «سَیَهْدِیهِمْ وَیُصْلِحُ بَالَهُمْ»، «وَیُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس هرگاه [در میدان جنگ] با کافران روبرو شدید، گردنهایشان را بزنید تا آنکه آنان را از پای درآورید. [و چون در دست شما اسیر شوند] پس آنها را محکم ببندید [تا فرار نکنند.] سپس یا [بر آنان] منّت نهید [و آزادشان کنید] یا با گرفتن فدیه رهایشان کنید، تا هنگامی که جنگ، بار سنگین خود را بر زمین نهد. این است [فرمان خدا] و اگر خدا میخواست [خود با دیگر بلایا] از کافران انتقام میگرفت، ولی [فرمان جنگ داد] تا برخی از شما را به وسیله برخی دیگر بیازماید و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را تباه نمیکند»، «و به زودی آنان را به [مقامات بالا] رهنمون میشود و حال و کارشان را نیکو میکند»، «و آنان را در بهشتی که به آنان شناسانده [= برای آنان وصف کرده]، وارد میسازد»
چنانکه در آیات قبل گفتیم دشمنان اسلام، از راههای مختلف در صدد مقابله با اسلام و تضعیف مسلمانان هستند و یکی از شیوه های آنان، ایجاد جنگ و درگیری است. خداوند در این آیات به صراحت و قاطعیت میفرماید: در میدان جنگ با دشمنان، محکم و قاطع باشید، شجاعانه بجنگید و دشمن را از پای درآورید.
اما هریک ازآنها را که تسلیم شما شد، به قتل نرسانید، بلکه او را به اسارت درآورید و بعد از پایان جنگ، یا از روی لطف یا در قبال دریافت مبلغی به عنوان فدیه، آزاد کنید.
برخورد شما با دشمن باید به گونهای باشد که او را عاجز کرده و به زانو درآورد و این شیوه جنگی باید تا وقتی که بر دشمن مسلط شوید، ادامه یابد. بدیهی است در این جنگها و درگیریها برخی افراد کشته میشوند. اگر کشته شدگان در راه حق باشند، خداوند جان آنان را میخرد و در آخرت پاداش میدهد و اگر در راه باطل باشند، جان خود را به هدر داده و در قیامت نیز کیفر میبینند.
از این آیات میآموزیم:
- با کافرانی که سر جنگ با مسلمانان ندارند، باید به صورت مسالمتآمیز رفتار کنیم. اما با آنان که اعلام جنگ میکنند، باید مانند خودشان سخت و شدید برخورد کنیم.
- همانطور که در صحنه ی جنگ، صلابت و قاطعیت دربرابر دشمن لازم است، عفو و بخشش اسیران جنگی نیز مورد تأکید است.
- جنگ و جهاد یکی از عرصه های آزمایش الهی برای مؤمنان است، که چه کسی جهاد میکند و چه کسی از میدان نبرد میگریزد.
- شهیدان، گرچه به ظاهر کشته شده و از دنیا رفتهاند، ولی ازآنجاکه آنها با خدا معامله کردهاند، هرگز زحمات آنها تباه نمی شود و خداوند اهداف آنها را به ثمر می رساند. لذا شهیدان پیروزمندان واقعی میدان نبرد هستند.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.
-----------------