تیر ۱۲, ۱۴۰۰ ۰۸:۰۱ Asia/Dushanbe

در این برنامه به تفسیر ساده و روان آیات 18 تا 20 سوره محمد پرداخته شده است. همراه ما باشید.

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 18 از سوره محمد گوش فرا می‌دهیم:  

«فَهَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِیَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا  فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِکْرَاهُمْ‏»

ترجمه این آیه چنین است:

«پس آیا آنها جز این انتظار دارند که قیامت ناگهان به سراغشان بیاید، در حالی که [هم ‌اکنون]  نشانه ‌های آن آمده است، پس آن‌گاه که [رستاخیز]  به سراغشان بیاید، متذکر شدن آنها چه سودی برایشان خواهد داشت؟»

در برنامه قبل، به کسانی اشاره شد که با روحیه‌ی لجاجت و تحقیر و تمسخر، با پیامبران الهی برخورد می‌کردند. این آیه درباره برخی منکران معاد است که می‌گویند: تا قیامت را با چشمان خود مشاهده نکنیم، به آن ایمان نمی‌آوریم، درحالی که دلایل روشن بر امکان وقوع قیامت وجود دارد.

اگر آنها به دنبال پذیرش حق باشند، پیش از آنکه قیامت را ببینند، با دلایل عقلی به آن ایمان می‌آورند و اگر اکنون ایمان نیاورند، زمانی که قیامت را مشاهده کنند، دیگر ایمان‌آوردن آنان سودی به حالشان نخواهد داشت. درست مانند انسان بیماری که پزشک علائم بیماری را در او تشخیص داده و برای درمان او نسخه می‌دهد، اما بیمار می‌گوید: تا وقتی که مرگ را نبینم، قبول نمی‌کنم که بیمارم و به درمان نیاز دارم. روشن است آن هنگام دیگر دارو و درمان بی فایده‌ است و پشیمانی سودی ندارد.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. کافران و منکران معاد، از روی عناد و لجاجت، از فرصت توبه و بازگشت استفاده نمی‌کنند و درواقع مهلت الهی را به هدر می‌دهند.
  2. دلایل و علائم وقوع قیامت بسیار است، اما برای کسی که گوش شنوا و دل حق‌جو داشته باشد.

اکنون به تلاوت آیه 19 از سوره محمد گوش می‌سپاریم:

«فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ  وَاللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَمَثْوَاکُمْ‏»

ترجمه این آیه چنین است:

«بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست و برای گناه خود و مردان و زنان با ایمان آمرزش بخواه و خدا رفت و آمد و آرمیدن شما را می‌داند»

در برابر لجاجت و سرسختی کافران، این آیه خطاب به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: شما نیز پایدار و استوار بر راه خود بایستید و بدانید جز اراده خدای واحد، قدرت دیگری در این جهان کارساز نیست و هیچ‌کس نمی‌تواند خدا را عاجر کند. پس در همه حال به او پناه ببرید و به او توکل کنید و از انبوه دشمنان نهراسید.

ادامه آیه بر این نکته تأکید می‌کند که اهل ایمان باید تقوای الهی را مراعات کنند و اگر هم جایی دچار قصور و تقصیر و لغزش شدند، ‌از خداوند آمرزش بطلبند.

پیامبر اکرم نیز، هم برای خود و هم برای مؤمنان طلب بخشش می‌کند. روشن است که پیامبران از گناه پاک هستند و مراد از استغفار پیامبر، آمرزش از گناه نیست، ‌بلکه بیانگر روحیه خضوع و خشوع دربرابر پروردگار است که انسان همواره خود را در درگاه الهی مقصر ببیند. زیرا امر رسالت،‌ وظیفه و مسئولیتی سنگین است که از سوی خدا بر دوش پیامبران نهاده شده است. آنها باید همواره احساس کنند که مسئولیت خود را آن‌گونه که شایسته و بایسته است، انجام نداده‌اند تا از تلاش و مجاهدت دست برندارند و به اقدامات  خود راضی و قانع نباشند.

بر این اساس، در قرآن نه فقط درخصوص پیامبر اسلام، بلکه درباره پیامبران پیشین نیز بحث طلب بخشش از خداوند مطرح شده است.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. همه گفتارها و رفتارهای ما باید برپایه توحید و یکتاپرستی باشد، تا به قدرتهای پوشالی بشری تکیه نکنیم یا از آنها نهراسیم.
  2. مردان و زنان با ایمان، مشمول استغفار رسول خدا هستند و آن حضرت، افزون بر هدایت مردم، برای سلامت و طهارت و پاکی روح آنها نیز از خداوند کمک می‌طلبد.
  3. پیامبران نیز مانند سایر مردم از جنس بشر/ و محدود به شرایط انسانی هستند. لذا آنها نیز نیازمند لطف خداوند برای جبران محدودیتهای خود هستند.

اکنون به تلاوت آیه 20 از سوره محمد گوش می‌سپاریم:

«وَیَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ  فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْکَمَةٌ وَذُکِرَ فِیهَا الْقِتَالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ  فَأَوْلَى لَهُمْ‏»

ترجمه این آیه چنین است:

«و کسانی که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: چرا سوره‌ای [برای جهاد]  نازل نمی‌شود؟ اما هنگامی که سوره‌ای محکم و روشن نازل می ‌شود که در آن نامی از جنگ رفته است، بیماردلان را می‌بینی که به تو می‌ نگرند، مانند نگاه‌کردن کسی که از [ترس] مرگ بی‌هوش شده است. پس همان مرگ برای آنان سزاوارتر است»

این آیه به شرایط سخت مسلمانان در صدر اسلام اشاره دارد و می‌فرماید: فشار دشمنان به گونه‌ای بود که مؤمنان از پیامبر اجازه‌ی جنگ و مقابله می‌خواستند و می‌گفتند: چرا آیاتی نازل نمی‌شود که به آنها اجازه جنگ بدهد؟ اما هنگامی که برخی سوره‌ ها نازل شد و فرمان مقابله به مثل داده شد، گروهی از آنها که با زبان ادعای جهاد و مبارزه داشتند، عقب ‌نشینی کرده و چشمان آنها از ترس از حرکت باز ایستاد.

برخلاف مؤمنان واقعی که تا پای جان در راه جهاد می ایستند و آماده شهادت و جانفشانی در راه خدا هستند، چنان وحشت و اضطراب منافقانِ  بیمار دل را فراگرفته که هنوز جنگی در نگرفته، نزدیک است جان بدهند و قبض روح شوند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. ممکن است بسیاری از افراد ادعا داشته باشند، ‌اما هنگام عمل و در میدان مبارزه، مؤمنان از منافقان باز شناخته می‌شوند.
  2. گرچه دین اسلام، دین رحمت است، ‌با این حال در مقابل ظالمان و ستمگران، جهاد و مبارزه را مطرح می‌کند و فرمان به مقابله به مثل می‌دهد.
  3. ترس از جهاد و فرار از میدان مبارزه،  نشانه سستی ایمان و نفاق درونی است.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.   

     ----------------