راهی به سوی نور
در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 25 تا 28 سوره محمد (ص) همراه شما خوبان هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 25 از سوره محمد گوش فرا میدهیم:
«إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ»
ترجمه این آیه چنین است:
«کسانی که پس از آنکه راه هدایت برایشان روشن شد، به آن پشت کردند، شیطان [رفتار بدشان را] برایشان آراسته و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است»
در برنامه قبل سخن از منافقان سست ایمانی بود که خود را از تدبّر در آیات قرآن محروم کرده و به تعبیر قرآن، گویی بر دلهای آنان قفل خورده است.
این آیه میفرماید: کسی که هدایت قرآن و پیامبر را کنار بگذارد، دنباله رو شیطان می شود. طبیعی است که شیطان ابتدا کار زشت را برای او زیبا جلوه میدهد و سپس او را به انجام آن دعوت میکند. همین سبب میشود که انسان به کارهای زشت خود فریفته شود.
چنین فردی آینده خود را نیز براساس آرزوهایی برنامه ریزی میکند که هر روز او را از راه حق دورتر میسازد و امکان بازگشت به راه راست را برای وی دشوار می کند.
از این آیه میآموزیم:
- برخلاف تصور منافقان که خود را افرادی روشنفکر و مترقی میدانند، از نظر قرآن آنان افرادی مرتجع و واپسگرا هستند که از راه روشن هدایت به تاریکی ضلالت بازگشتهاند.
- پیروی از وسوسه های شیطان، از عوامل آسیب رسان به ایمان فرد است و سرانجام آن، دور شدن انسان از راه حق و بد عاقبت شدن است.
- آگاهی و علم به حقیقت به تنهایی کافی نیست، بلکه باید با وسوسه های شیطان نیز با جدیت مبارزه کرد.
- زیبا جلوه دادن بدیها و آرزوهای طولانی، ابزار کار شیطان است.
اکنون به تلاوت آیه 26 از سوره محمد گوش میسپاریم:
«ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ»
ترجمه این آیه چنین است:
«این به خاطر آن است که آنان [= بیماردلان] به کسانی که از دستورات الهی ناخشنود بودند، گفتند: ما در بعضی امور از شما اطاعت خواهیم کرد، درحالی که خداوند پنهانکاری آنان را میداند»
این آیه به ارتباط منافقان با کافران اشاره کرده و میفرماید: منافقان مدینه به سراغ یهودیان مدینه میرفتند، با آنان پیمان همکاری میبستند و در برخی امور که منافعشان مشترک بود، علیه مسلمانان اقدام میکردند. البته آنها سعی میکردند این ارتباط را از پیامبر و مسلمانان مخفی نگهدارند. اما قرآن میفرماید: خداوند این خیانت آنها را افشا میکند تا توطئه آنها آشکار شود و مردم آنها را بشناسند.
از این آیه میآموزیم:
- مسلمانان باید مراقب باشند و بدانند که برخی از افراد جامعه اسلامی با دشمنان و کافران رابطه دارند و با آنان همدست هستند. این گروه حاضرند منافع جامعه اسلامی را فدای منافع خود و دشمنان کنند.
- روابط منافقان با دشمنان علنی نیست، بلکه نامحسوس و مخفیانه است. لذا مسئولان جامعه باید هوشیار باشند و درجهت کشف این روابط پنهانی از شیوه ها و ابزارهای مناسب استفاده کنند.
- انسان باید توجه داشته باشد که خداوند از همه کارهای مخفی و اسرار او آگاه است و اگر به این امر باور داشته باشد، از توطئه کردن علیه دیگران دست بر می دارد.
اکنون به تلاوت آیات 27 و 28 از سوره محمد گوش میسپاریم:
«فَکَیْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ»، «ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَکَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس حال آنان چگونه خواهد بود، آنگاه که فرشتگان جانشان را میگیرند، در حالی که به صورت و پشت آنان میکوبند؟»، «این، به خاطر آن است که آنان از آنچه خدا را به خشم میآورد، پیروی کردند و خشنودی او را خوش نداشتند. پس خداوند نیز اعمالشان را تباه کرد.»
در ادامه آیات قبل، این آیه به پایان کار منافقان در دنیا اشاره کرده و میفرماید: آنان به سختی جان میدهند. زیرا فرشتگانی که مأمور گرفتن جان هستند، ابتدا آنان را زجر میدهند، سپس قبض روح میکنند. این نوع جان دادن، نتیجه کردار خود آنهاست. این بدان سبب است که آنان کارهایی را که خدا از آن خشنود بود، انجام نمیدادند و به عکس، کارهایی را که موجب نارضایتی خدا بود، انجام میدادند.
به طور طبیعی همه ما در مقاطع مختلف زندگی بر سر دو راهیهایی قرار می گیریم که باید یک راه را انتخاب کنیم. ولی عموم مردم راهی را انتخاب میکنند که با تمایلات آنان سازگارتر است و منافع آنها را بیشتر تأمین میکند.
درحالی که براساس فرهنگ قرآنی، ملاک انتخاب انسان مؤمن در دو راهی های زندگی، خواستهها و منافع خودش نیست، بلکه عامل تعیین کننده برای او، رضایت یا عدم رضایت پروردگار است. یعنی آنچه را خدا راضی است، انجام میدهد، گرچه با تمایلات او ناسازگار باشد و هرچه را خدا ناراضی است، ترک میکند، گرچه دلش بخواهد و به آن کار تمایل داشته باشد.
از این آیات میآموزیم:
- مرگ پایان کارِ انسان نیست، بلکه پایان زندگی دنیوی اوست و فرشتگان، روحی را که در آغاز آفرینش انسان به او داده شده، به طور کامل بازپس میگیرند.
- مرگ انسانهای منافق و دو رو، سخت و همراه با عذاب و خواری است.
- گرچه انسان در انتخاب راه خود آزاد است، اما باید آثار و پیامدهای هرگونه انتخاب خود را بپذیرد. بدون شک، پیروی از رضای الهی، پیامدهای خوب و سازنده ای برای انسان دارد و مخالفت با رضای خدا، پیامدهای سخت و دردناک.
- کارهای انسان، هرچند به ظاهر خوب و زیبا و مورد پسند مردم باشد، اما اگر مورد رضای خدا نباشد، تباه میشود.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.
---------------