مرداد ۲۰, ۱۴۰۰ ۰۹:۰۱ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده وروان آیات 10 تا 13 سوره فتح همراه شما هستیم.

    بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ­ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 10 از سوره فتح گوش فرا می‌دهیم:

«إِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً»                                                               

ترجمه این آیه چنین است:

«[ای پیامبر!] کسانى که با تو بیعت مى‏کنند، درواقع با خدا بیعت مى‏ کنند. دست خدا بالاى دست آنهاست. پس هر کس پیمان بشکند، تنها به زیان خود مى‏شکند و هر کس به آنچه با خداوند عهد بسته است، وفا کند، خداوند به زودى پاداش بزرگى به او خواهد داد»         

در برنامه های قبل به صلح حُدیبیه میان پیامبر اسلام و مشرکان مکه اشاره شد. پیش از برقراری صلح، پیامبر اکرم یکی از یاران خود را به سوی مشرکان فرستاد تا به آنها اطلاع دهد مسلمانان برای زیارت خانه خدا عازم مکه شده اند و قصد نزاع و درگیری ندارند. مشرکان یار پیامبر را موقتاً  بازداشت کردند. همین امر سبب شد که در میان مسلمانان شایع شود نماینده پیامبر کشته شده است. پیامبر یاران خود را گرد آورد و از آنها پیمان گرفت که در صورت درست بودن این خبر، به جای بازگشت به مدینه، با مشرکان پیکار کنند.                

وقتی خبر این بیعت به مشرکان رسید، نماینده پیامبر را آزاد کردند و به جای جنگ با مسلمانان، به صلح با آنها رضایت دادند. از این رو، ماجرای بیعت مسلمانان باپیامبر در تاریخ اسلام جایگاه مهمی دارد و در آیات دیگر قرآن، خداوند خشنودی خود را از مسلمانان به خاطر این پیمان اعلام کرده است. 

در این آیه نیز می فرماید: بیعت با پیامبر به منزله بیعت با خداست و همان طور که درجریان بیعت، دو طرف، دست در دست یکدیگر قرار می دهند، گویا بیعت کنندگان با پیامبر، دست خود را در دست خدا گذاشته اند که بالای همه دستهاست.

روشن است کسی که با خدا پیمان بسته که دینش را یاری کند، از او انتظار نمی رود که پیمان شکنی کند. البته اگر چنین کند، به ایمان خود آسیب رسانده است.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. لازمه ایمان به خدا، یاری دین او و وفاداری به پیشوایان دینی در برابر توطئه ها و نیرنگ های دشمنان است.
  2. دست رحمت پروردگار بر سر کسانی است که دین خدا را یاری کنند و در این راه پابرجا بمانند.
  3. رعایت عهد و پیمان، نشانه دین داری و شکستن پیمان، درحقیقت خود شکنی است.

 

اکنون به تلاوت آیه 11 از سوره فتح گوش می‌سپاریم:

 «سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ لَکُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً إِنْ أَرادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ بِکُمْ نَفْعاً بَلْ کانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرا»        

ترجمه این آیه چنین است:

  «به زودى بادیه ‏نشینان بازمانده [از جنگ] به تو خواهند گفت: اموال و خانواده‏ هایمان، ما را مشغول و سرگرم ساخت، پس براى ما [از خداوند] آمرزش بخواه! آنها به زبان چیزى را مى‏گویند که در دلهایشان نیست. [به آنان] بگو: اگر خداوند براى شما زیانى اراده کند، یا براى شما سودى بخواهد، کیست که برای شما دربرابر او اختیار چیزى را داشته باشد؟ خداوند همواره به آنچه مى‏کنید، آگاه است»

هنگام حرکت مسلمانان از مدینه به سوی مکه، پیامبر اسلام فرمان داد مسلمانانی که در قبایل اطراف مدینه زندگی می کردند، به آنان ملحق شوند؛ اما گروههایی از آنها از ترس درگیر شدن با مشرکان مکه، از همراهی پیامبر تخلّف کردند.  

هنگامی که مسلمانان به مدینه بازگشتند، کسانی که پیامبر را همراهی نکردند، برای توجیه تخلّف خود، خدمت پیامبر آمدند و اشتغال به امور زندگی را بهانه قرار دادند. اما آیات قرآن نازل شد و آنها را رسوا ساخت که آنچه آنان بر زبان می آورند، با آنچه در دل دارند، متفاوت است.                                                                                

ادامه آیه بر این نکته مهم تاکید می کند که فرار از جهاد، ضامن بقای زندگی نیست. چه بسیار کسانی که به جبهه می روند و سالم باز می گردند و چه بسا کسانی که در خانه می مانند و جان خود را از دست می دهند.

از این آیه می‌آموزیم:      

     1. یکی از عوامل موثر در تخلف از انجام وظایف اجتماعی، ضعف دینی مردم و پایین بودن سطح فرهنگ آنهاست. لذا رهبران آینده نگر باید در تصمیم گیری های مهم خود به این نکته توجه داشته باشند.

      2. دلبستگی و وابستگی بیش از حد به دنیا، عده ای را از حضور در جبهه و جهاد در  راه خدا باز می دارد.

     3 . دعا و شفاعت رسول خدا در حق خطاکاران، مورد پذیرش درگاه خداوند است.

    4.دفاع از دین خدا و پیشوایان دینی لازم و واجب است، گرچه متحمّل ضرر و زیان شویم‏.

 

اکنون به تلاوت آیات 12 و 13 از سوره فتح گوش می‌سپاریم:

  «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى‏ أَهْلِیهِمْ أَبَداً وَ زُیِّنَ ذلِکَ فِی قُلُوبِکُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ کُنْتُمْ قَوْماً بُورا»، «وَ مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ سَعِیراً»     

ترجمه این آیات چنین است:

 «بلکه [تخلّف شما به خاطر آن بود که] گمان کردید پیامبر و مؤمنان هرگز به [نزد] خانواده‏هاى خود باز نخواهند گشت و این [پندار] در دل‏هاى شما آراسته شد و گمان بد کردید و [این‌‌گونه] مردمى بدبخت شدید»، «و هرکس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد، پس [بداند که] ما براى کافران آتشی شعله‏ور آماده کرده‏ایم»                                                                                                            

در ادامه آیات قبل، این آیات به ریشه تخلف عده ای از مردم از همراهی پیامبر و مسلمانان اشاره کرده و می فرماید: دلیل واقعی کسانی که تخلّف کردند، اشتغال و سرگرمی به امور مالی و زندگی خانوادگی نبود، بلکه پندار نادرستی بود که بر اثر سوء ظن به وعده های الهی در آنها ایجاد شده بود. آنها چنین می پنداشتند که مسلمانان از این سفر به سلامت باز نمی گردند، لذا آنها را همراهی نکردند. آنها گمان کردند خداوند پیامبرش را در این سفر رها کرده و او را به دست دشمنان می سپارد، لذا دلیلی ندارد که جان خود را به خطر بیندازند. همین پندار نادرست آنها را از همراهی پیامبر و تجدید بیعت با آن حضرت محروم کرد و عامل بدبختی آنها شد. زیرا این کار نشانه سستی ایمان و چه بسا کفر به خدا و رسول اوست که برای پیمان شکنان کیفر سختی را به دنبال دارد.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. دربرابر فرامین خداوند و رهبران الهی، تنها براساس محاسبات دنیوی تصمیم نگیریم، بلکه با توکل بر خدا اقدام کنیم و از هیچ چیز نهراسیم.
  2. سوء ظن به بندگان خدا گناه کبیره است، چه رسد سوء ظن به خدا و وعده های او.
  3. گاه سوء ظن و افکار انحرافی چنان در انسان اثر می گذارد که او را به سوی نافرمانی خدا سوق می دهد.
  4. وابستگی بیش از حد به خانواده، نباید مانع انجام وظایف دینی شود، چراکه در این صورت، موجب بدبختی و هلاکت انسان خواهد شد.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار.