راهی به سوی نور
در ادامه و با توجه به اتمام سوره حجرات، با تفسیر ساده و روان آیات ابتدایی سوره قاف همراه شما هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
با پایان یافتن سوره حجرات در برنامه قبل، در این برنامه تفسیر آسان و روان آیات سوره قاف را آغاز میکنیم. این سوره در مکه نازل شده و محور اصلی آیات آن، درباره اصل معاد و دلایل مربوط به آن، فرجام افراد نیک و بد و سرانجام اقوام گذشته است.
ابتدا به تلاوت آیات 1 و 2 از سوره قاف گوش فرا میدهیم:
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
«ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ»، «بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْکافِرُونَ هذا شَیْءٌ عَجِیبٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
به نام خداوند بخشندهی مهربان
«قاف. سوگند به قرآن باشکوه [که پیامبری تو و قیامت حقّ است]»، «[آنان ایمان نیاوردند،] بلکه از آمدن پیامبرى هشداردهنده از میان خودشان در شگفت شدند. پس کافران گفتند: «این [سخنان که از قیامت خبر مىدهد،] چیز عجیبى است!»
این سوره نیز همانند 28 سوره دیگر قرآن، با حروف مقطعه آغاز شده است و به دنبال آن بر مجد و عظمت قرآن سوگند یاد می کند. زیرا قرآن از همین حروف الفبا که در اختیار همه است، تالیف یافته است، اما کسی نمی تواند شبیه و همانند آن را بیاورد و این همان اعجاز قرآن است.
ادامه آیات به سخن منکران قیامت اشاره کرده و می فرماید: آنان از اینکه فردی از میان خودشان مدعی پیامبری شده و مردم را به برپایی قیامت پس از مرگ هشدار می دهد، اظهار تعجب کرده و ادعای او را امری بعید و دور از ذهن می شمردند.
در حالی که او اولین نفری نبود که به پیامبری مبعوث شده بود و از برپایی قیامت خبر می داد. پس تعجب آنان از روی ناآگاهی نبوده است، بلکه از روی لجاجت و انکار بوده و درواقع بهانه ای برای نپذیرفتن سخنان پیامبر خدا.
از این آیات میآموزیم:
- قرآن، کلام خداست که دارای عظمت و شرافت است و هرکس به دنبال مجد و عظمت است، باید به قرآن روی آورد و بر طبق آن عمل کند.
- از جنس بشر بودن پیامبران و از میان مردم بودن آنها، امری منطقی و حکیمانه و درحقیقت نقطه قوت آنان است، اما نابخردان و منکران، آن را بهانه ای برای تحقیر پیامبران می شمردند.
- کافران، دلیل منطقی بر انکار نبوت و معاد ندارند، لذا برای انکار حقیقت، به ابراز تعجب روی می آورند و آن را بعید و دور از ذهن می خوانند.
اکنون به تلاوت آیات 3 تا 5 از سوره قاف گوش میسپاریم.
«أَ إِذا مِتْنا وَ کُنَّا تُراباً ذلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ»، «قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا کِتابٌ حَفِیظٌ»، «بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«آیا هنگامى که مردیم و خاک شدیم، [دوباره زنده مىشویم؟] این بازگشتى دور [از باور] است»، «بیشک آنچه را زمین از [اجساد] آنان مى کاهد، مى دانیم و نزد ما کتابى است که [همه چیز را در خود] نگه می دارد»، «بلکه سخن حقّ را چون به سراغشان آمد، تکذیب کردند، پس در کاری سردرگم و آشفتهاند»
در توضیح آیه قبل گفتیم که منکران معاد دلیلی بر نفی آن ندارند. این آیات سؤال همیشگی آنان را بیان می کند که از روی تعجب می گفتند: چگونه امکان دارد اجزای بدن ما که پس از مرگ به خاک تبدیل می شود، دوباره زنده شود و ما به زندگی باز گردیم؟ قرآن در پاسخ آنها می فرماید: خداوند می داند که پس از مرگ، چه تغییر و تحولی در اجزای بدن انسان روی داده و در قیامت آن را به حالت اولیه اش باز می گرداند. همه این امور در نزد خداوند ثبت و ضبط شده است. سپس می فرماید: البته آن دسته از منکران، حق را فهمیدند و باز هم انکار کردند و به عبارتی کفر آنها از روی جهل و ناآگاهی نبوده است.
از این آیات میآموزیم:
- از شیوه های جالب قرآن این است که گاه به تناسب بحث، ابتدا سخن مخالفان و کافران را نقل می کند، سپس با منطق و استدلال، ادعاهای آنان را پاسخ می دهد.
- نظام خلقت، براساس علم الهی برپا شده و اداره می شود و هر چیزی حساب و کتاب دارد.
- ریشه اضطراب و سردرگمی، تکذیب حق و کفر ورزیدن است، همان گونه که ریشه آرامش، یاد خدا و پذیرش حق است. به همین دلیل، کسانی که ایمان ثابت و پابرجایی ندارند، دائما در اضطراب و سردرگمی به سر می برند.
اکنون به تلاوت آیات 6 تا 8 از سوره قاف گوش میسپاریم:
«أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْناها وَ زَیَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوج»، «وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَیْنا فِیها رَواسِیَ وَ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ»، «تَبْصِرَةً وَ ذِکْرى لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«پس آیا به آسمانِ بالاى سرشان نگاه نکرده اند که چگونه آن را بنا کرده ایم و [با ستارگان] آراسته ایم و آن را هیچ شکاف و خللى نیست؟»، «و زمین را گستردیم و کوههاى استوار در آن افکندیم و از هر نوع گیاه باطراوت در آن رویاندیم»، «تا براى هر بندهاى که [به سوى حقّ] روى مىآورد، مایهى بینایی [و بصیرت] و یادآوری باشد»
انکار معاد ناشی از تردید در علم خدا یا قدرت اوست. در آیات قبل سخن از گستردگی علم الهی بود، این آیات در مقام بیان قدرت بی پایان خداوند می فرماید: اگر به بالای سر خود نگاه کنید و خورشید و ماه و ستارگان و کهکشانهای بی انتها را بنگرید، به قدرت پروردگار پی می برید و دیگر نمی پرسید که خدا چگونه مردگان را زنده می کند؟
و اگر به زیر پای خود نگاه کنید، کوه و دشت و جنگل و انواع گیاهان و درختان را می بینید که شما انسانها در پدید آمدن آنها نقشی نداشته اید و با قدرت الهی ایجاد شده اند. همه اینها اسباب تذکر و توجه به آفریدگار است، البته برای کسی که به دنبال شناخت خدا و تقرّب به او باشد.
از این آیات میآموزیم:
- زمین و آسمان و همه عالم هستی کلاس درس خداشناسی است، البته برای کسی که به دنبال شناخت مبداء و معاد جهان است.
- در کرات آسمانی، نظم و قانون حاکم است.
- استحکام، زیبایی و نظم، ویژگی آفریده های خداوند در آسمانها و زمین است، به گونه ای که هیچگونه کاستی و خللی در نظام آفرینش مشاهده نمی شود. این خود بیانگر علم و قدرت بی پایان آفریدگار جهان است.
- رویش گیاهان زنده از دل خاک مرده، نمونه ای از قدرت خداوند در زنده کردن دوباره مردگان است.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادات شما هستیم. خدا نگهدار.
-----------------