مهر ۱۷, ۱۴۰۰ ۱۰:۳۸ Asia/Dushanbe

در ادامه با تفسیر ساده و روان آیات 16 تا 22 سوره قاف همراه شما هستیم.

     بسم الله الرحمن الرحیم

با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه­ ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.

ابتدا به تلاوت آیه 16 از سوره قاف گوش فرا می‌دهیم:

«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ»  

ترجمه این آیه چنین است:

«و همانا ما انسان را آفریده ‏ایم و هرچه را که نفسش به او وسوسه مى‏ کند، مى‏ دانیم و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم»

در برنامه قبل گفتیم که محور آیات سوره قاف، موضوع قیامت است. این آیه در خصوص علم خداوند به کارهای بشر می فرماید: خداوند خالق بشر است و از تمام اجزای وجود او و همه حالاتش آگاهی کامل دارد.

خدا نه فقط از کارهایی که انسان انجام می دهد، باخبر است، بلکه از خطورات ذهنی او و آنچه در فکر و خیالش می گذرد نیز آگاه است. بدیهی است خداوند از روی لطف خود، انسان را به خاطر وسوسه ها و افکار بدی که به ذهنش خطور کرده - البته تا وقتی که مرتکب خطا نشده است- کیفر نمی کند.

حیات انسان وابسته به شاهرگهایی است که خون را از قلب او به اندامهای مختلف بدن می رسانند و البته خداوند از این شاهرگها به انسان نزدیکتر است. زیرا حیات انسان درواقع در دست خداست و قلب و رگها وسیله ای برای تحقق اراده خداوند هستند.

از این آیه می‌آموزیم:

  1. علم و قدرت خدا بی انتهاست و همواره بر بشر احاطه کامل دارد. آگاهی خدا از اوضاع و احوال انسان، دقیق و گسترده است. لذا اگر تصور کنیم که خدا از افکار و انگیزه های درونی ما  بی اطلاع است، پنداری باطل است.
  2. اگر مراقب نفس خود نباشیم، از راههای مختلف ما را به کارهای نادرست وسوسه و تحریک می کند و آن قدر تکرار می کند تا ما را گرفتار سازد.

 

اکنون به تلاوت آیات 17 و 18 از سوره قاف گوش می‌سپاریم:  

«إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ»، «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ»

ترجمه این آیات چنین است:

«آن‌‌گاه که دو فرشته دریافت کننده از راست و چپ، [در کمین]  نشسته، [اعمال نیک و بد را] دریافت مى‏کنند»، «[انسان]  هیچ سخنى بر زبان نمى‏آورد، مگر آن که در کنارش [فرشته‌ى]  نگهبانی حاضر و آماده [ثبت] است»

 در آیه قبل بحث درباره آگاهی خداوند از افکار و خطورات ذهنی انسان بود؛ این آیه به ثبت همه کارهای انسان اشاره کرده و می فرماید: خداوند برای هر انسانی دو فرشته قرار داده که همواره ملازم و مراقب او هستند. آنها همه کارهای نیک و بد او را می نویسند و چیزی از آنها مخفی نمی ماند.

بسیاری از مردم سخن گفتن را جزء کارهای خود محسوب نمی کنند و به آن چندان اهمیت نمی دهند، درحالی که سخن گفتن نقش مهمی در تعاملات اجتماعی و خانوادگی انسان دارد. لذا قرآن کریم، سخن گفتن را به صورت جداگانه ذکر کرده و می فرماید: هر سخنی که از دهان خارج می شود، آن دو فرشته نیز می نویسند و ثبت می کنند.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. با آنکه خداوند به باطن و آشکار انسان آگاه است، اما برای هرکاری اسباب و وسیله ای قرار داده است. لذا فرشتگانی را مامور کرده که اعمال انسان را ثبت کنند.
  2. ایمان به وجود فرشتگان، یکی از مصادیق ایمان به غیب و در کنار ایمان به خداست.
  3. انسان، نه فقط در برابر کردار و رفتار، بلکه در برابر گفتار خود نیز مسئول است و هیچ امری از انسان صادر نمی شود، مگر آنکه مورد محاسبه قرار می گیرد.

 

اکنون به تلاوت آیات 19 تا 22 از سوره قاف گوش می‌سپاریم:

«وَ جاءَتْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِکَ ما کُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ»، «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ ذلِکَ یَوْمُ الْوَعِیدِ»، «وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ»، «لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ»

ترجمه این آیات چنین است:

«و سکرات و بى‏هوشى مرگ به راستى فرا می‌رسد [و به انسان می‌گویند:] این همان است که همواره از آن مى ‏گریختى»، «و در صور [رستاخیز] دمیده شود: این است روز [تحقّق] وعده‌ی عذاب!»، «و هر کس [به صحنه‌ی قیامت] مى‏ آید، سوق‌ دهنده ‏اى و شاهدى با اوست»، «[به او گفته می شود] «همانا از این [روز] در غفلت بودى، پس پرده‌ی [غفلت] تو را کنار زدیم و امروز چشمت تیزبین شده است»  

به هنگام مرگ، ترس و اضطراب عجیبی انسان را فرا می گیرد. عموم انسانها از مرگ می گریزند و حتی حاضر به اندیشیدن درباره آن نیستند؛ اگر هم بخواهند مرگ را تجسم کنند، به مرگ دیگران فکر می کنند. اما قرآن می فرماید: مرگ حق است و همه را در بر می گیرد، چه آمادگی آن را داشته باشید و چه نداشته باشید. 

البته مرگ فنا نیست، بلکه انتقال از جهانی به جهان دیگر است و طبعاً با سختی و فشار و فراق خویشاوندان و دوستان همراه است. هنگام تولد نیز همین گونه است، انتقال از حیات جنینی به حیات دنیوی، با گریه نوزاد و بریدن بند ناف او همراه است.

هنگام تولد، از شکم مادر خارج شدیم و پای بر زمین نهادیم. هنگام مرگ نیز به شکم زمین باز می گردیم و هر وقت که خدا اراده کند، از شکم زمین خارج شده و دوباره پای بر زمین می گذاریم. اما این بار برای پاسخگویی به کارهایی است که در زمین انجام داده ایم. همانند دنیا، در قیامت نیز دو فرشته ما را همراهی می کنند تا در دادگاه الهی حاضر شویم و آنها درمورد کارهای ما در دنیا گواهی دهند.

در آن هنگام انسان می فهمد چقدر از قیامت و حضور در این عرصه سرنوشت ساز غافل بوده و خود را برای پاسخگویی در آن روز آماده نکرده است.

از این آیات می‌آموزیم:

  1. گریز از مرگ، ویژگی طبیعی انسان است. 
  2. سکرات مرگ برای همه انسانها وجود دارد. وحشت و اضطراب و فشار مرگ به گونه ای است که انسانها حالت عادی خود را از دست می دهند و هوش از سر آنها می رود.
  3. غفلت از آخرت، خطری است که انسان را تهدید می کند و باعث می شود او بیش از حد به دنیا و جلوه های آن دلبسته/  و به همسر و فرزندان خویش وابسته شود.
  4. دنیا و جلوه های آن، همچون پرده و حجابی در مقابل دیدگان انسان است که مانع حق بینی او می شود. لذا انسان غافل، دیدی عمیق ندارد. اما در قیامت، با کنار رفتن پرده ها، انسان هوشیار و تیزبین می شود و حقایق جدیدی را درک می کند.

با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. خدا نگهدار

 ----------------